نظام عقلاني هدفمند و مبتني بر عدل ، هستي‌ از ديدگاه امام خميني(س)

نظام عقلاني هدفمند و مبتني بر عدل
هستي‌ از ديدگاه امام خميني(س)
     
هستي‌شناسي امام خميني به عنوان يك فرد مسلمان، هستي‌شناسي ديني و اسلامي است. در نگاه ايشان جهان هستي و نظام خلقت، مخلوق خالق احديت است. بر اين اساس توحيد محور اصلي و بنياد هستي‌شناسي امام است، چه او خود اذعان دارد: "اعتقادات من و همه مسلمين همان مسائلي است كه در قرآن كريم آمده است و يا پيامبر اسلام و پيشوايان به حق بعد از آن حضرت بيان فرموده‌اند كه ريشه و اصل همه آن عقايد، كه مهمترين و با ارزش‌ترين اعتقادات ماست، اصل توحيد است" و بر اساس اين اعتقاد، جهان را به آفريننده و آفريده تقسيم مي‌كند و مي‌گويد: "خالق آفريننده جهان و همه عوالم وجود و انسان تنها ذات مقدس خداي تعالي است كه از همه حقايق مطلع است و قادر بر همه چيز است و مالك همه چيز".‏
حضرت امام در ادامه با استناد به دليل عقلي، وجود خالق هستي را اثبات مي‌كند. "ما اگر فرض كنيم كه يك فضايي هست و اين فضا هم هميشگي است، اين فضا كه فقط فضاست، نمي‌شود كه بي‌خود متبدل شود، اين فضا به يك موجودي يا موجودي در او بدون علت پيدا شود. آنهايي كه مي‌گويند از اول در دنيا يك فضاي نامتناهي بوده است -  علي‌رغم اشكالي كه در نامتناهي هست- و بعد هم يك هوايي، بخاري پيدا شده است، آن وقت به دنبال آن از اين موجود چيز ديگري پيدا شده است، اين بر خلاف ضرورت عقلي است كه يك چيزي خودش [بي‌دليل] يك چيز ديگري بشود، بدون اين كه يك علتي از خارج در كار باشد، يك چيزي به خودي خود يك چيز ديگري بشود... و لهذا اين اجمالي كه هر معلولي محتاج به علت است و هر ممكني محتاج به يك علتي است، جزء واضحات عقول است كه هر كس مسئله را تامّل و تصور بكند، تصديقش هم مي‌كند كه محال است يك چيزي كه مي‌شود، باشد و مي‌شود نباشد، بي‌خودي بشود يا بي‌خودي نباشد. نبودن از اين باب كه چيزي نيست تا باشد، آن ديگر علت نمي‌خواهد، اما يك چيز ممكن كه نيست، بي‌خودي بشود هست، امتناع اين از ضروريات عقول است".‏
ايشان در ادامه، به بحث پيرامون "واجب" و "ممكن" پرداخته و مي‌فرمايد: "اين واقعيتي است كه يك موجود غير متناهي درهمه اوصاف كمال، يك موجودي كه در تمام اوصاف كمال غير متناهي است، حد ندارد، موجود لاحد است، ممكن نيست ـ اگر موجود حد داشته باشد، "ممكن" است ـ موجود است و هيچ حدي در موجوديتش نيست، اين به ضرورت عقل بايد داراي همه كمالات باشد. براي اينكه اگر فاقد يك كمالي باشد، محدود مي‌شود، محدود كه شد، ممكن است. فرق مابين ممكن و واجب اين است كه واجب غير متناهي است در همه چيز، موجود مطلق است و ممكن، موجود محدود است. اگر بنا باشد تمام اوصاف كمال به طور لامتناهي، به طور غير محدود نباشد در او، متبدل مي‌شود [به ممكن]، آن كه ما خيال كرديم واجب بوده، واجب نبوده، ممكن بوده. يك چنين موجودي كه مبدأ يك ايجاد مي‌شود و مبدأ يك وجود مي‌شود، تمام آن موجوداتي كه به مبدائيت او وجود پيدا مي‌كنند، اينها مستجمع همان اوصاف هستند به طريق نقص، منتها مراتب دارد".‏
در نگاه امام خميني (س)، جهان هستي داراي مراتبي است و سه عالم ملك، ملكوت و لاهوت از مراتب هستي مي‌باشند. عالم ملك، دنياست و عالم ملكوت، عالم غيب است كه ملكات صالحه و فاسدة انسان در آن ظاهر مي شود. در عالم غيب، آخرت وجود دارد كه در آن، جهنم و بهشت است و انسان در اين دنيا، به سمت آن در حركت است. پس از اين ديدگاه مرگ، خود زندگاني است و آن جهان دار بقاء و سراي جاويدان مي‌باشد. عالم ناسوت، عالم كثرت و عالم لاهوت، عالم وحدت است. عالم محسوس [عالم ناسوت]، مرتبه نازل هستي مي‌باشد، بعلاوه، عالم الوهيت، مرتبه اعلاي هستي و "مقصد اعلي" است و هر چه كه در اين عالم وجود دارد، در كمال نقص است، در حالي كه در جهان آخرت به گونه‌اي در مي‌آيد كه در كمال قوت و تماميت است.‏
در ديدگاه امام خميني، اين مراتب هستي، تجلّي قدرت خداي قادر متعال است. در ديدگاه توحيدي، جهان هستي، به صورت نفس‌الامري با وصف نظام احسن و نظام اجمل و به طور كلي و بالاتر از همه نظام عدل، توصيف مي‌گردد.
خلقت و آفرينش از جانب خداوند حكيم، عبث و بيهوده نبوده، بلكه غايتمند و هدفدار مي‌باشد. بر اساس اين نگرش جهان بر اساس عدل تحقق يافته است.
بنابراين، همانطور كه اشاره شد، حضرت امام با استناد به براهين عقلي مثل "برهان عليت" به اثبات خالق هستي مي‌پردازد و سپس درباره "ممكن" و "واجب" بحث مي‌كند. نظام هستي را نظامي عقلاني مي‌داند كه بر اساس عدل پايه‌ريزي شده كه از جانب خداوند حكيم، براي آن هدف و غايتي منظور گشته است.

این مقاله در روزنامه رسالت مورخ ۳۰/۱/۸۹ منتشر شد.

نگاهي به کتاب "شرح حديث جنود عقل و جهل" نوشته امام خميني(س)

نگاهي به کتاب "شرح حديث جنود عقل و جهل" نوشته امام خميني(ره)
شناخت لشكريان عقل و جهل
 
كتاب "شرح جنود عقل و جهل" از آثار گرانقدر امام خميني(ره) مشتمل بر مباحث عرفاني، فلسفي و كلامي است. "امام راحل از جايگاه رفيع علم و عمل و با تبحر در علوم عقليه و نقليه و استجماع توشه كافي از فقه اكبر و فقه اصغر به شرح نوراني جنود رحمان و شيطان پرداخته و در تبيين لطايف نهفته در آن گوي سبقت از صاحبان كتب عرفاني و اخلاقي و شرح حديث ربوده و از نفس قدسي روح‌ الهي در آن چنان دميده كه قلب سالك را مطمئن و قدم او را راسخ كند... چرا كه راهيابي به بارگاه كلمات قدسي ايشان بدون اجتهاد در عرفان نظري و فلسفه الهي و جهد وافر در تفقه مغزاي كلام و جهاد در راه محبوب و جحود غير او، ميسور نيست".
حضرت امام در مقدمه‌اي كه بر كتاب شرح حديث جنود عقل و جهل نوشته‌اند، هدف از تأليف آن را چنين بيان مي‌فرمايند:
"چون احاديث شريفه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام را كه خلفاء رحمان و خلاصه بني‌الانسانند، روحانيَّت و نورانيَّتي است كه در ديگر كلمات و احاديث يافت نشود؛ بلكه نور كلام حق از گريبان احاديث آنها تجلّي فرموده؛" قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلي شَاكِلَتِهِ" (اسراء/ 84). از اين رو از كلمات حضرات معصومين عليهم‌الصّلوه والسلام، كه از ارواح متعلقه به عالم قدس و نفوس منقطعه به حضرت انس صدور يافته، به "حبلِ ممدود بين آسمان و زمين" تعبير مي‌توان  [كرد]. چه كه سروران ما عليهم‌السلام آنچه در ارشاد خلق و اصلاح مخلوق بيان مي‌فرمودند، از سرچشمة علم كامل لدُنّي رسول اكرم است كه از صراح وحي الهي و علم ربّاني بوده و از قياسات و اختراعات، كه ساخته به دست تصرّف شيطان است، عاري و بري است و همان طور كه درباره رسول اكرم (ص) وارد است كه: "مَا يَنْطِقُ عنِ الْهوي إنْ هوَ إلاَّ وَحْيٌ يُوْحَي" (نجم / 3 ـ 2)، در حضرات ائمه هدي جاري و ساري است؛ چنانچه در احاديث شريفه بدان اشارت است لهذا اين قاصر را به خاطر افتاد كه حديث شريفي كه در كافي شريف، مشتمل بر "جنود عقل و جهل" است و متضمّن اُمّهات فضايل و رذايل است، به قدر ميسور و به طريق اجمال شرح كنم؛ شايد مؤمني را از آن نفعي حاصل آيد و اين خود موجب جبران نقايص قاصر شود و مشتمل نمودم اين و جيزه را بر مقدمه‌اي و چند مقاله و يك خاتمه".‏
حضرت امام، بعد از مقدمه، "مقاله اولي" را به "نقل حديث شريف تيمناً و تبركاً" اختصاص مي‌دهد. لازم به توضيح است كه حديث جنود عقل و جهل را "سماعه بن مهران" از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و امام آن را از "الكافي" مرحوم كليني نقل مي‌كند و بعد ذكر متن عربي حديث، در ترجمه آن مي‌نويسد:
"سماعه بن مهران گويد كه، من نزد ابوعبدالله جعفربن محمد عليه‌السلام بودم و در نزد او جماعتي از دوستانش بودند، از عقل و جهل سخن جريان يافت، حضرت صادق عليه‌السلام فرمود: عقل و لشكر او و جهل و لشكر او را بشناسيد تا هدايت شويد.
سماعه مي‌گويد، من گفتم: فداي تو گردم ما چيزي نمي‌شناسيم، مگر آنچه را كه تو به ما بشناساني.
آن حضرت فرمود: همانا خداي تعالي آفريد عقل را و آن اول مخلوق از عالم ارواح است، از طرف راست عرش از نور خود پس به او گفت: رو برگردان، او رو برگردانيد. پس از آن به او گفت روي بياور، روي آورد. فرمود خداي تعالي؛ آفريدم تو را آفريده بزرگي و كرامت دادم تو را بر جميع مخلوقات خود.
فرمود حضرت صادق (عليه‌السلام)، پس از آن خدا خلق فرمود جهل را از درياي شور تلخ تاريك. پس گفت به او پشت كن، پشت نمود. پس از آن گفت به او روي آور، روي نياورد. فرمود به او، سركشي كردي پس دور نمود او را.
پس از آن، قرار داد از براي عقل هفتاد و پنج لشكر. چون جهل ديد آنچه را كه حق به او اكرام كرد عقل را و آنچه را عطا فرمود به او، (پس) عداوت او را در نهاد خود گرفت.
پس جهل گفت: اي پروردگار! اين آفريده‌اي است مثل من؛ آفريدي او را و تكريمش فرمودي و قوتش دادي و من ضد اويم و نيست براي من توانايي به او. به من نيز عطا كن از لشكر، مثل آنچه به او عطا فرمودي.
فرمود: آري، پس اگر بعد از اين گناه كردي، تو و جند تو را از رحمت خود خارج كنم. گفت: راضي شدم. پس عطا فرمود به او هفتاد و پنج لشكر.
بعد حضرت صادق (عليه‌السلام) شروع فرمود به شمارش جُند عقل و جهل كه پس از اين به تفصيل، ان شاءالله به بيان آنها پردازيم و ما ناچار، بر خلاف ميثاق خود كه در اول اين رساله اشارت به آن نموديم، كه تعرّض به مطالب علميّه نكنيم، به بعض نكات علميه صدر اين حديث، كه جز اين طريق راهي ندارد، با اختصار و اجمال اشارتي مي‌نماييم". حضرت امام درباره تحديد جنود عقل و جهل به عدد " هفتاد و پنج " مي‌نويسد:
"تحديد جنود عقل و جهل را به اين عدد خاص، از قبيل تحديد به كليات و مهمات است نه آنكه جنود آنها به طريق بسط و تفصيل، عبارت از همين هفتاد و پنج باشد و لهذا در مقام تفصيل و تعديد، بيشتر از هفتاد و پنج تعديد شده است؛ گرچه مي‌توان بعضي از جنود را به بعض ديگر برگرداند تا عدد به هفتاد و پنج برگردد ولي از ملاحظه آنچه گفته شد، محتاج به اين تكليف و زحمت نيست. مثلاً خير كه وزير عقل است و شر كه وزير جهل است، از امّهات فضايل و رذايل هستند كه جميع آنها برگشت به اين دو كنند، مع‌ذلك در حديث شريف، از جنود شمرده شده، در مقابل ساير جنود و همين طور عدل و جور را كه از جنود شمرده‌اند، از امهات هستند كه بسياري از جنود تحت آن دو ملكه هستند و بسياري از جنود نيز شمرده نشده و نكته اصلي آن، آن است كه لسان انبيا و اوليا بلكه لسان قرآن شريف نيز، چون ساير مصنفان و مؤلفان نيست كه در صدد فحص و تفتيش و بحث و جدال در اطراف مفهومات كليه و در مقام تشقيقات و حصر و تعديد باشند كه خود اين امور از حجب غليظه سير الي‌الله است و باز دارد پياده را ز سبيل".‏
حضرت امام خميني (ره) بعد از ذكر حديث، "در بيان شمه‌اي از حقيقت عقل و جهل و بيان مراد حديث" مي‌نويسند:
"بدان كه عقل و جهلي را كه در محضر مواليان مورد بحث بود، به حسب ظاهر، عقل و جهلي است كه در انسان است كه آن قوة عاقله، يعني قوة روحانيه‌اي است كه به حسب ذات، مجرّد و به حسب فطرت، مايل به خيرات و كمالات و داعي به عدل و احسان است، و در مقابل آن، قوة واهمه است كه فطرتاً، تا در تحت نظام عقلي نيامده و مسخَّر در ظلِّ كبريايِ نفس مجرد نشده، مايل به دنيا ـ كه شجرة خبيثه و اصل اصول شرور است ـ مي‌باشد و پس از اين ـ ان شاءالله ـ ذكري از اين دو پيش مي‌آيد و اما عقلي كه در لسان شريف حضرت صادق (عليه‌السلام) از آن اسم برده شده ـ به مناسبت خصايصي كه براي او ذكر شده از قبيل اينكه اوّل خلق از روحانيين است ـ عقل كلي عالم كبير است كه باطن و سرّ و حقيقت عقول جزئيه است و به فهم آن حقيقت، آنچه مورد نظر آنان بوده نيز معلوم شود و آن جوهري است نوراني مجرد از علايق جسماني، و اول مخلوق از روحانيين است و تعيُّنِ اوّلِ فيض مقدس و مشيّت مطلقه است و كينونت عذبيّه ماء است و نور نبيِّ خَتمي در عالم تخليق و ابداع است و انكار آن موجب و مستلزم انكار بسياري از ضروريات عقل و دين است؛ از قبيل تصوّر اشرف از واجب تعالي در نظام وجود، و تحديد واجب ـ جلَّت قُدرته ـ و تجسيم آن ذات مقدس، و راه يافتن جهل و عجز و بُخل در آن ساحت مقدس و امثال آن، كه تعديدش موجب تطويل است؛ فضلاً از بحث و تحقيقش. گرچه آنان كه منكر آنند از بزرگان محدّثين، توجه به توالي فاسده و لوازم باطلة آن نداشته‌اند؛ زيرا كه اين از لوازم خفيّه‌اي است كه با ممارست در علوم حقيقيه توحيد و تجريد ظاهر شود و اهل حديث و ظاهر از آن ذاهل و غافل بودند، لهذا در دامن قدس و طهارت آنها نقصي وارد نشود؛ زيرا كه گمان نموده‌اند كه قول به عالم عقلي و مجرّد، مستلزم نفي حدوث عالم است؛ با آنكه بعضي از محققين و اكابر بزرگ، تشمير ذيل تحقيق فرموده و اثبات حدوث زماني عالم نموده، به طوري كه منافي با قواعد توحيد و تنزيه و تقديس حق ـجلّ و علا ـ نباشد و ما ـبحَمدالله و حُسن عنايته ـ به وجهي مناسبِ مسلكِ اهل معارف و اصحاب قلوب، اثبات حدوث زماني همه عوالم غيب و شهادت نموديم كه بيان آن با مقدّماتش، محتاج به افراد رسالة جداگانه است؛ "لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أمْراً" (طلاق/ 1) و توفيقي عنايت فرمايد كه به آن نايل شويم با آنكه، آن نحو حدوثي كه بعض محدثين بزرگوار به مِليّين نسبت داده‌اند از ساحت آنها دور، و قول آن مستلزم چندين محذور است كه هر يك اساس تنزيه و توحيد را متزلزل مي‌كند و ايشان از آن غفلت داشته‌اند.
بالجمله، ثبوت عقل مجرد، بلكه عوالم عقليه، موافق احاديث اهل بيت عصمت و اشارات بعض آيات شريفه الهيه و ضرورت عقول اُولواالألباب و نتيجه رياضات اصحاب معارف است و اين جوهر مجرد، عقل عالم كبير است و در لسان بعضي، از آن به "آدم اوّل" تعبير شده و اين غير آدم ابوالبشر است، بلكه روحانيت آدم عليه‌السلام؛ ظهور آن است.
و در مقابل اين حقيقت نورانيه، حقيقت ديگر است كه آن "وهم كل" است در انسان كبير، كه به حسب فطرت و جبلّت، مايل به شرور و فساد و داعي به اُغلوطه و اختلاق است و آن بعينه، حقيقتِ ابليس الابالسه و شيطان بزرگ است، كه ساير شياطين و ابالسه از بروزات و مظاهر آن است و از براي اين حقيقت تجرّد است، تجرّد برزخيِ ظلماني، نه تجرد عقلاني نوراني؛ چنانچه پيش اصحاب معرفت و يقين روشن و واضح است".‏
حضرت امام خميني (ره) در "مقاله" بعدي، "در شمه‌اي از خصايص و صفات اين دو حقيقت عقليه و جهليه، به حسب آنچه در اين حديث شريف به آن اشاره فرموده" بحث كرده و خير، ايمان، تصديق، رجا، عدل، رضا، شكر، توكل، رأفت، رحمت، علم، فهم، عفت، زهد، رفق، رهبت، تواضع، تُؤَدَه، حلم، صَمت، استسلام، تسليم، صبر و صفح را به عنوان جنود عقل نام برده و در مورد هر كدام به تفصيل بحث كرده است.
اختصاص كتابي با اين حجم از مطالب و مباحث و بحث و بررسي پيرامون عقل و جنود آن، نشان دهنده اوج مقام و منزلت عقل در انديشه حضرت امام است. طرح و بحث جنود عقل و جهل كه بدين صورت از سوي حضرت امام صورت گرفته، در نوع خود كم‌نظير است و امام با پرداختن به جنود و ياران عقل، در واقع تصويري از "حيات معقول" را به نمايش مي‌گذارد و با برشماري ياران عقل، در واقع مي خواهد اين حقيقت كلي را نشان دهد كه عقل، پايه و اساس همه فضايل و خوبي هاست و بدون بهره گيري از آن نمي توان به حيات معقول و طيبه نايل آمد.
 
اين مقاله در روزنامه رسالت مورخ ۲۹/۱/۸۹ منتشر شد.

سفرنامه سوریه 7

کشور سوریه هشتاد و سومین کشور جهان از نظر وسعت و شصت و سومین کشور از نظر جمعی با حدود ۱۹ میلیون است. اکثر سوری مسلمان و سنی هستند. علوی ها که ظاهرا گرایشات متشیعانه دارند در اقلیت به سر می برند ولیکن قدرت مطلق را در دست دارند و تمام ارکان سیاسی و اقتصادی سوریه در دست آنهاست. شیعیان نیز کتر از یک میلیون و اغلب در دمشق (باب توما) و شهر زینبیه ساکنند. آیت الله سید علی مکی مرحوم علامه محسن امین صاحب کتاب شریف اعیان الشیعه که قبرش در یکی از رواق های حرم(غربی) قرار دارد منشا اثر بسیاری در ترویج مکتب تشیع بوده است.

از نظر سیاسی سوریه کشوری تک حزبی است و قدرت در دست حزب بعث سوریه که ریاست آن بر عهده بشار اسد (چشم پزشک) هست قرار دارد. ظاهرا قرار بوده باسل اسد برادر بزرگ بشار به ریاست جمهوری برسد که در حادثه ای رانندگی کشته می شود و بشار از فرانسه وارد سوریه و قدرت را بعد از پدرش حافظ اسد به دست می گیرد.

سرتاسر سوریه پر است از عکس های بشار و حافظ اسد حتی پشت تاکسی ها به همرا شعارهایی که در زیر این تصاویر نوشته شده است از جمله « سیدنا حافظ اسد قائدنا الی الابد » و « الاسد للابد » و ...

در بعضی جاها هم عکس سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان نیز در کنار بشار و حافظ دیده می شود.

دو سال پیش که به سوریه آمده بودم عکس دکتر احمدی نژاد نیز  به همراه بشار و نصرالله در بعضی جاها به ویژه در مغازه های نزدیک حرم حضرت رقیه در خود دمشق به وفور دیده می شد و مایه خوشحالی بود ولی این دفعه ظاهرا از میزان این پوسترها کاسته شده بود یا حداقل من این طوری دیدم. البته در سوریه دکتر احمدی نژاد محبوبیت خاصی دارد که به هر ایرانی فارغ از موافقت یا مخالفت با ایشان غرور آفرین است که رئیس جمهور کشورشان در این حد و اندازه مورد احترام زایدالوصف سوری ها قرا گرفته باشد

نکته جالب دیگری هم این است که انتخابات عراق بر زینبیه تاثیر خودش را گذاشته بود و این شهر کوچک و به ویژه اطراف حرم حضرت زینب (س) پر بود از نامزدهای عراقی که عراقی ها قرار بود بهشان رای بدهند.

دمشق دیدنی های زیادی دارد از جمله مسجد جامع اموی - مقام راس الحسین (ع) - مقام و محل دفن سر حضرت یحیی (ع) -مقبره محی الدین عربی - بازار حمیدیه - بازار باب توما - بازار لوبیا - بازار مدحت پاشا - قنیطره و جولان - مقام وم دفن حضرت هابیل و... که از همه مهمتر برای ما مضجع شریف عقیله العرب حضرت زینب سلام الله علیها  در زینبیه و حرم باصفای دختر سه ساله امام حسن (ع) حضرت رقیه علیها السلام در دمشق و در نزدیکی مسجد جامع اموی و بازار حمیدیه هست. حرم این بزرگواران هست که دل و دیده عاشقان اهل بیت و فرزندان علی و فاطمه علیهما السلام صفا و جلا می دهد. واقعا انسان در جوار این حرم های شریف از دعا و نماز سیر نمی شود و البته از گریه بر قتیل العبرات و این جاست که شیعه علی آه و ناله هایش را بر امتداد بغض تاریخی فاطمه و فرزندانش وصل می کند بغضی که جز به دست آخرین تک سوار عشق فرو نخواهد نشست. ایجاست که بایستی در کنار بانوی اشک و آه بایستی گریه کرد تا شاید بر دردهای و زخمهای شیعه مرهمی باشد از سر اضطرار

گوز یاشیمی یارالاروا مرهم ایلرم/ عالم بولر که هر یارانین بیر دواسی وار

صحرایه قیزلارین نه دیسون قاشماسون حسین/ بیر قوش کی آشیانه سی یاندی هاراسی وار   

حرم حضرت زینب (س) شیر بانوی تاریخ

 

 

  

مسجد جامع اموی

 

مسجد اموي - محل دفن سر حضرت يحيي (ع)

 

روستای  قدیمی معلولا (مسیحی نشین) در دمشق

 

معلولا - محل دفن قديسه مارتاقلا

 

باب توما از درهای باستای دمشق ( که در نزدیکی آن فروشگاه های شیک پوشاک و لوازم آرایشی قرار دارد که بیشتر مورد پسند ایرانیان است)

 

محل زندگی یک آواره فلسطینی در اطراف زینبیه

دروازه سوق الحمیدیه (بازار حمیدیه) محل ورود اسرای شام که روبروی مسجد جامع اموی و نزدیک حرم حضرت رقیه (س) قرار دارد.

 

 

امام خميني(ره) و شناخت قرآن

 
تاکيد بر بهره‌گيري از معارف بلند قرآن
امام خميني(ره) و شناخت قرآن
  
اشاره: در نگرش امام خميني(ره)؛ وحي، فطرت، قلب، عقل و حس انسان به عنوان منابع شناخت مطرح شده است. او همچون ساير علماي مسلمان معتقد است، حس انسان مُدرك است، اما كافي نيست و نقصان ادراك حسي به وسيله عقل جبران مي‌شود. عقل نه تنها ادراك مي‌كند و حقيقت امور را در مي‌يابد؛ يعني از طريق تفكر و تعقل، صاحب عقل به آگاهي و شناخت مي‌رسد، امام خميني(ره) به يك منبع شناخت ديگر كه منبع معرفتي بيروني و در عين حال يقيني براي انسان به شمار مي‌رود، قائل است. زيرا منابع شناخت دروني، انسان را به تنهايي كافي نمي‌داند و به نقصان ادراك انسان، با اتكاي صرف به اين سه منبع اذعان دارد. به عنوان مثال، به عدم امكان شناخت چيستي رابطه هستي با حق، اشاره مي‌كند و عقل انسان را از درك ماوراي طبيعت و بسياري از امور ديگر نظير روح عاجز مي‌داند. اين منبع اساسي، وحي الهي است كه به وسيله انبياء، از جانب خداوند براي انسانها فرستاده مي‌شود و آرمان اصلي آن، ايجاد معرفت براي بشر، بويژه شناخت حق تعالي و ساير حوزه‌هايي است كه عقل بشر، بدون ارجاع به وحي، امكان دسترسي به آنها را ندارد. با اين مقدمه تلاش داريم تا ديدگاه ايشان درباره واسطه معرفت وحياني يا قرآن کريم را مورد بررسي قرار دهيم.
امام خميني (س) درباره عظمت و اهميت قرآن مي‌فرمايد: "بدان اي عزيز كه عظمت هر كلام و كتابي يا به عظمت متكلم و كاتب آن است و يا به عظمت مطالب و مقاصد آن است و يا به عظمت مرسل اليه و حامل آن است و يا به عظمت وقت ارسال و كيفيت آن است و بعضي از اين امور ذاتاً و جوهراً در عظمت دخيل است و بعضي عرضاً و يا به واسطه و بعضي كاشف از عظمت است و جميع اين امور كه ذكر شد در اين صحيفه نورانيه متكلم آن و منشي و صاحب آن؛ پس آن عظيم مطلق است كه جميع عظمت‌هاي متصوره در ملك و ملكوت و تمام قدرتهاي نازل در غيبت و شهادت و شمه‌اي از تجليات عظمت فعلي آن ذات مقدس است و حق تعالي با تجلي به عظمت براي احدي ممكن نيست، تجلي كند و از پس هزاران حجب و سرادقات تجلي كند. چنانچه در حديث است: "ان الله سبعين الف حجاب من نور و ظلمه لوكشفت لا حرقت سبحات وجهه دونه".‏
همانا خداوند هفتاد هزار حجاب است از نور و ظلمت و اگر آن حجابها كنار رود سبحات روي او، جز او را خواهد سوخت. (بحارالانوار، ج 55، ص 45)
عظمت رسول وحي و واسطة ايصال، پس آن جبرئيل امين و روح اعظم است كه پس از خروج رسول اكرم (ص) از جلباب بشريت و توجه دادن شطر قلب را به حضرت جبروت متصل به آن روح اعظم شود و آن يكي از اركان اربعة دار تحقق بلكه اعظم اركان و اشرف انواع آن است ،چه  آن ذات شريف نوراني ملك موكل علم و حكمت و صاحب ارزاق معنويه و اطعمه روحانيه است و از كتاب خدا و احاديث شريفه ، تعظيم جبرئيل و تقدم او بر ديگر ملائكه استفاده شود.
و اما عظمت مرسل‌اليه و متحمل آن ؛ پس آن قلب تقي نقي احمدي جمعي محمدي است كه حق تعالي به جميع شئون ذاتيه و صفاتيه اسمائيه و افعاليه بر آن تجلي نموده و داراي ختم نبوت و ولايت مطلقه است و اكرم بريه و اعظم خليفه و خلاصة كون و جوهرة وجود و عصارة دار تحقق و لبنة اخيره و صاحب برزخيت كبري و خلافت عظمي است.
و اما حافظ و نگاهبان آن ذات مقدس حق جل جلاله است چنانچه فرمايد در كريمة مباركه" انا نحن نزلنا الذكر و اناله لحافظون" . (حجر / 9)
و اما شارح و مبين آن، ذوات مطهره معصومين (ع) از رسول خدا (ص) تا حجت عصر عجل‌الله فرجه كه مفاتيح وجود و مخازن كبريا و معادن حكمت و وحي و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفضيل‌اند.
و اما وقت وحي ليله‌القدر است، كه اعظم ليالي (خير من الف شهر) و نوراني‌ترين ازمنه و في‌الحقيقه وقت وصول ولي مطلق و رسول ختمي مرتبت صلي‌الله عليه و آله است".‏
ايشان در باب هدف ازنزول اين كتاب بزرگ الهي مي‌فرمايند: "اين كتاب بزرگ الهي كه از عالم غيب الهي و قرب ربوبي نازل شده و براي استفادة ما مهجوران و خلاص ما زندانيان سجن طبيعت و مغلولان زنجيرهاي پيچ در پيچ هواي نفس و آمال به صورت لفظ و كلام درآمده از بزرگترين مظاهر رحمت مطلقة الهيه است كه ما كور و كرها از آن به هيچ وجه استفاده نكرده و نمي‌كنيم. پيش اهل معرفت، اين كتاب شريف از حق‌تعالي به مبدئيت جميع شئون ذاتيه و صفاتيه و فعليه و به جمع تجليات جماليه و جلاليه صادر شده و ديگر كتب سماويه را اين رتبت و منزلت نيست. اين كتاب شريف صورت احاديث جمع جميع اسماء و صفات و معرفت تمام مقدس حق به تمام شئون و تجليات است. به عبارت ديگر اين صحيفة نورانيه صورت "اسم اعظم" است ، چنانچه انسان كامل نيز اسم اعظم است".‏
حضرت امام بعد از نشان دادن اهميت و عظمت كتاب با اعتقاد به "تبيان كلي‌ شي‌ء" بودن قرآن مي‌فرمايند: "مسلمانان هر چه دارند و خواهند داشت، در طول تاريخ گذشته و آينده از بركات سرشار اين كتاب مقدس است... از تمامي علماي اعلام و فرزندان قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم كه از كتاب مقدسي كه تبيان كلي شي‌ء است و صادر از مقام جمع الهي به قلب نور اول و ظهور جمع‌الجميع تابيده است غفلت نفرمائيد... اين كتاب آسماني، الهي كه صورت عيني و كتبي جمعي اسماء و صفات و آيات و بينات است و از مقامات غيبي آن دست ما كوتاه است، وجود اقدس جامع (من خوطب به) از اسرار آن كسي آگاه نيست و به بركت آن ذات مقدس و به تعليم او خلص اولياي عظام دريافت آن نموده‌اند و به بركت مجاهدات و رياضت‌هاي قلبيه خلص اهل معرفت به پرتوي از آن به قدر استعداد و مراتب مسير بهره‌مند شده‌اند و اكنون صورت كتبي آن كه به لسان وحي بعد از نزول از مراحل و مراتب بي‌كم و كاست بدون يك حرف كم و زياد به دست ما افتاده است، خداي نخواسته مبادا كه مهجور شود".‏
امام خميني (س)، ضمن دعوت به بهره‌گيري از معارف بلند قرآن، به تفكر و تأمل در آن توصيه كرده، مي‌فرمايد: "بدان، همان‌طور كه از براي كتاب تدوين الهي به اعتباري هفت بطن هست و به توجيه ديگر، هفتاد بطن كه جز خدا و پايداران در علم، كسي را از آن بطون آگاهي نيست و آن معاني را حس نمي‌كنند، مگر كساني كه از حدث‌هاي معنوي و اخلاق پست و بد، پاك و پاكيزه بوده و با فضايل علمي و عملي آراسته باشند و هر كس به هر مقدار كه منزه‌تر و مقدس‌تر است، تجلي قرآن بر او بيشتر و خط و نصيبش از حقايق قرآن فراوان‌تر خواهد بود.... پس اي مسكين كتاب پروردگارت را قرائت كن و بالا برو و آن را با تفكر و تأمل بخوان و در قشر و ظاهر آن متوقف نباش و خيال مكن كه كتاب آسماني و قرآن نازل شده رباني به جز اين قشر و صورت نيست، چه آنكه بر صورت توقف كردن و در عالم ظاهر معتكف شدن و به مغز و باطن تجاوز نكردن، مرگ است و هلاكت".‏ايشان در ادامه مي‌فرمايند: "عارف كامل، كسي است كه ظاهر و باطن كتاب را قرائت كند و در صورت و معنايش و تفسير و تأويلش تدبر نمايد كه ظاهر بدون باطن و صورت بدون معنا، مانند پيكري است بدون روح و دنيايي است بدون آخرت.
همان گونه كه باطن را به جز از رهگذري ظاهر نمي‌توان به دست آورد، زيرا دنيا كشتزار آخرت است. پس كسي كه فقط ظاهر را بگيرد و در همان جا بايستد تقصير كرده و خود را معطل نموده است و آيات و روايات بسياري نيز بر رد آن است كه دلالت دارد بر اينكه تدبير در آيات‌الله و تفكر در كتاب الهي و كلماتش را نيكو پيش گيرد، بدون آنكه به ظاهر نگاه كند، خودش از صراط مستقيم گمراه و ديگران را نيز گمراه خواهد نمود و كسي كه ظاهر را براي وصول به حقايق بگيرد و نگاهش به آيينه براي ديدن جمال محبوب باشد، اوست كه راه مستقيم را پيموده و قرآن را همچنان كه شايد تلاوت نموده و از آنان كه از ذكر رب اعراض كرده‌اند، نخواهد بود و خداست كه به حقيقت كتابش داناست".‏
تفكر، تأمل و تعقل در آيات الهي چنان مورد تأكيد حضرت امام است كه ايشان تفكر در قرآن را جزء آداب مهم تلاوت آن برمي‌شمارد. "و ديگر از آداب مهمه آن تفكر است و مقصود از تفكر آن است كه از آيات شريفه جستجوي مقصد و مقصود كند و چون مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحيفه نورانيه فرمايد، هدايت به سبل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدايت به طريق مستقيم. بايد انسان به تفكر آيات شريفه، مراتب سلامت را از مرتبه دانيه آن كه راجع به قواي ملكيه است تا منتهي‌النهايه آن كه حقيقت قلب سليم است به تفسيري كه از اهل بيت(ع) وارد شده كه ملاقات كند حق را در صورتي كه غير حق در آن نباشد".‏
تفكر و به كارگيري عقل در تلاوت قرآن چنان مورد توجه حضرت امام (س) است كه نيل به مقام متقين و مقامات بالاتر را از نتايج آن مي‌داند. "معلوم است كسي كه تفكر و تدبر در معاني قرآن كرد، در قلب او اثر كند و كم كم به مقام متقين رسد". و در جايي ديگر مي‌فرمايد: "در قرآن كريم، اين سرچشمه فيض الهي تدبر كن ، هر چند صرف خواندن آن كه نامة محبوب است، به شنوده محبوب ،آثاري دلپذير دارد. لكن تدبر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدايت مي‌كند".
این مقاله در روزنامه رسالت مورخ ۲۳/۱/۸۹ منتشر شد.

سفرنامه سوریه 6

مزار دکتر علی شریعتی در شمال شرقی حرم حضرت زینب سلام الله علیها در قبرستان زینبیه شهر زینبیه قرار دارد و اگر از باب مصلی حرم خارج شوی سمت چپ حدود پنجاه قدم  جلوتر بروی سمت چپ قبرستانی دیده می شود که روبرویش بازارچه میوه و تره بار کوچی هم قرار دارد.

قبرستانی که همسایه دیوار به دیوار حرم هست و ظاهرا در آن کفن و دفنی اتفاق نمی افتد .گوشه این قبرستان مقبره کوچکی است که محل آمد و شد زوار ایرانی است که بعد از زیارت حضرت زینب (س) به قصد قرائت فاتحه ای بر سر قبر دکتر شریعتی حاضر می شوند و بعضی از آنها قلم به دست شده و جملاتی از دکتر را بر سنگهای سفید و مرمرین مقبره ایشان می نویسند.

درباره دکتر شریعتی حرف و حدیث زیاد هست و انشاالله به شرط مجال و البته حیات عرض خواهم کرد. جالب است که در مورد ایشان دو روز قبل از سفر در یکی از دانشگاهها سخنرانی داشتم. در این سفر نیز فرصتی شد با استاد حیدر رحیم پور ازغدی (پدر استاد حسن رحیم پور و از فعالین مشهد و هم   دوره ای های شریعتی)  درباره دکتر صحبت کنم.

 

 

 

سفرنامه سوریه 5

بصري

شهر باستاني بصري در استان سويدا و در 132 كيلومتري جنوب دمشق و در نزديكي مرز اردن قرار دارد.معبد و دير بحيراي راهب كه پيامبر گرامي اسلام  در دوران نوجواني در آن اتراق داشته در اين شهر باستاني قرار دارد.

استاديوم يا مسرح بصري كه يادآور نبرد گلادياتورهاي دوران يونان و روم است به اين شهر شكوه مضاعفي مي بخشد . استاديومي كه حدود 15-20 هزار نفر جمعيت را در بر مي گرفت. در اين شهر مساجد تاريخي جامع  عمري و جامع مبرك يا ناقه نيز وجود دارد.

ما صبح زود روز دوم عازم بصری شدیم و حدود ۱ بعد از ظهر  به هتل برگشتیم .

 

 

 

مدرج مسرح بصرى

 

 

 

سفرنامه سوریه 4

مرج عذرا (مزار حجر بن عدي )

 مرج عذرا روستايي است در 36 كيلومتري شرق دمشق كه جناب حجربن عدي در آنجا به شهادت رسيده و قبرش نيز در همانجا است .

 حجر، ازاصحاب پيامبر (ص) و ياران علي (ع) و مردي زاهد و عابد و مستجاب الدعوه بوده و در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مي گزارده است كه مظلومانه به دست معاويه به شهادت رسيد .

حجر بن عدي در زمان خلفاي راشدين  مرج عذرا را فتح كرد و از قضا در همان جا هم به دست معاويه به شهادت رسيد .وي به همراه برادرش هاني به حضور رسول خدا (ص) رسيد و در ميان اصحاب پيامبر جزو كم سن وسال ترين ها بود و در جنگ صفين در خدمت حضرت امير و فرمانده نيروهاي قبيله كنده و در نهروان فرماندهي جناح چپ سپاه علي عليه السلام را بر عهده داشت.

حجر از كساني است كه به هنگام مرگ ابوذر غفاري در ربذه و در كنار او حضور داشته است و جز از حضرت علي (ع) روايت نكرده است .

وقتي كه معاويه دستور داد كه گردن حجر بن عدي را بزنند ، مهلت خواست تا دو ركعت نماز بخواند كه مهلت دادند . حجر دو ركعت نمازي سبك به جاي آورد و گفت اگر نمي پنداشتيد براي ترس از مرگ و تاخير آن  نماز را طول داده ام ، نماز طولاني تري  مي خواندم .

و بعد وصيت كرد كه آهن از پايم نگشاييد و خون از تنم نشوييد چون مي خواهم در آن دنيا راه بر معاويه بگيرم . جلادان سر او را به همراه شش تن ديگر كه يكي از آنها  ظاهرا پسرش بود بريدند  و در يك قبر دفن كردند .  نقل است سرهاي مبارك اين شهداي انقلابي در « مسجد الاقصاب » نزديك قبر حضرت رقيه (س) مدفون است.

در كنار قبر جناب حجر ، بازارچه اي  شكل گرفته  كه عمدتا «روفرشي» مي فروشند . من هم يك روفرشي 9 متري اعلا گرفتم 15 هزار تومان.

 

سفرنامه سوریه 3

قبرستان باب الصغیر

روز شنبه 21 اسفند 88 بعد از صرف صبحانه حدود ساعت 9 صبح عازم قبرستان باب الصغير . قبرستان باب الصغير قبرستاني است که ۱۴ مقام- تا جايي كه من مي دانم -  در آنجا قرار دارد از زنان پيامبر ام حبيبه و ام سلمه تا بلال حبشي، اين قبرستان چهارمين قبرستان مهم در دنياي اسلام است : 1- قبرستان بقيع 2- قبرستان وادي السلام 3- قبرستان تخت فولاد4- قبرستان باب الصغير . اين قبرستان در جنوب شهر قديم دمشق واقع شده و چون نزديک کوچکترين در قديمي شهر دمشق قرار داشته "باب الصغير" نام گرفته است . در اين قبرستان قبرها نزديک به هم هستند و مثل وادي السلام در نجف ، ارتفاع نسبتا زيادي هم دارند ، طوريکه به سختي مي شد از ميان آنها گذشت . براي افرادي که از ياران و صحابه پيامبر و نزديکان خاندان پيامبر بودند گنبد و بارگاه کوچکي اندازه يک اتاق ساخته اند كه در اغلب آنها باز بود و مي شد از نزديك قبور اين بزرگواران را زيارت كرد. 

قبرستان باب الصغير شلوغ و پر از زائران ايراني که براي زيارت مقامهايي که در اين قبرستان بود آمده بودند از اتوبوسها که پياده شديم خياباني روبرويمان بود که در دوطرف اين خيابان مقامهاي ياران پيامبر و اهل بيت بود اولين مقام ، مقام همسران پيامبر  " ام حبيبه "و "ام سلمه" بود که در قسمت غرب قبرستان باب الصغير بود اما ظاهرا در مدينه هم براي اين دونفر قبري وجود دارد و احتمال اينکه اين قبور ، قبور اصلي باشد ظاهرا کمتر است . در ابتداي خيابان و وسط بلوار هم قبري وجود داشت كه منتسب به «ابن عساكر» مورخ برجسته است .

عبداله بن زين العابدين (ع)  نيز مقام بعدي بود که در قسمت شرق باب الصغير بود ،  عبد الله فرزند امام سجاد (ع) مردي فقيه و وارسته اي بوده که به علت درخشندگي صورتش به" باهر" شهرت يافته بود .

بعد از مقام عبدالله بن زين العابدين (ع) ،  مقام رئوس شهداي کربلا بود . بعد از حادثه کربلا که رئوس شهدا را برنيزه ها به شام و براي يزيد آورده بودند براي دفن به اين قبرستان مي آورند و در آنجا دفن مي كنند. از در که وارد مي شوي اتاقي است که در آن ضريحي قرار دارد و درون آن ضريح 16 دايره حجيم که با پارچه اي سبز پوشانده شده است به نشانه 16 سر شهيد کربلا که اسامي انها نيز برروي اين پارچه ها نوشته شده است اما به احتمال قوي فقط سر3 نفر از اين شهدا به نام«حضرت علي اکبر» ،«حضرت ابوالفضل» و «حبيب بن مظاهر »در اين مکان به خاک سپرده شده است . در ضمن اسامي اين شهدا بر بالاي گنبد هم نوشته شده است.

                    

درحياط اين مکان که معروف به مقام رئوس شهداي کربلا است حوضي وجود دارد که مي گويند سر شهدا را در اينجا شسته اند و در کنارآن نيز اتاقي وجود دارد که گفته مي شود امام سجاد در انجا نماز خوانده است .

                                

مقام بعدي مقام حضرت سکينه و ام کلثوم عليهما السلام  بود که در قسمت شرق خيابان بود. آمنه ملقب به سکينه دختر امام حسين (ع) بود وبرادرش علي اصغر و مادرش رباب بود. ام کلثوم يا زينب صغري نيز دختر امام علي (ع) بود . وارد شبستان که مي شوي دو ضريح هم شکل درکنار هم قرار دارند که با ديواري که وسط ان براي رفت و امد ديگران باز است ازهم جدا شده اند و درکنار ديوار هر اتاق پلکاني باز مي شود که به زيرزمين و دو اتاقک کوچک هدايت مي شود، در اين مکان مقدس ضريح وتابوت هر دو قبر ديده مي شود، هر دو بزرگوار در واقعه کربلا حضور داشتند و پس از اسارت به دمشق آمدند.

از اينجا به بعد بقيه مقام ها در پشت سر مقام حضرت سکينه و ام کلثوم بوده و درون قبرستان و در قسمت غربي قبرستان باب الصغير است در پشت قبر سکينه و ام کلثوم قبري منسوب به «فاطمه صغري» دختر امام حسين (ع) است که در داخل حجره اي کوچک قرار گرفته، در کنار اتاق پلکاني است که به فضايي کوچک در زير زمين راه دارد بر روي سنگ قبر او آيت الکرسي به خط کوفي نوشته شده است، گنبد آن به رنگ سبز و ديوارهاي آن به وسيله سنگهاي سياه وسفيد بر پا گشته است.

کمي بالا تر ازمرقد" فاطمه صغري"در اتاق ديگري از اين قبرستان مدفن سه بانوي مطهر قرار دارد : اسماء بنت عميس همسر جعفر طيار، ميمونه دختر امام حسن(ع)، حميده دختر مسلم بن عقيل، در اين حجره ضريحي سبز رنگ قرار دارد که سنگ قبرها به صورت ايستاده در کنار آن نصب شده است.

در يکي ديگر از حجره هاي اين قبرستان که با گنبد سبز رنگ کوچکي نمايان است در تابوتي کوچک و محفظه اي فلزي «عبدالله بن صادق» فرزند امام جعفر صادق(ع) مدفون است .

کمي بالاتر از اين حجره و در مکاني ديگر موذن با وفاي پيامبر«بلال حبشي» به خاک سپرده شده است او پس از وفات پيامبر فقط دو بار اذان گفت يکي به در خواست حضرت زهرا(س) و ديگري به در خواست امام حسن(ع) و امام حسين(ع).پس از آن به جهاد رفت و بعد در يکي از قريه هاي نزديک دمشق ساکن شدو سرانجام در سال 20هجري ودر سن 63سالگي وفات يافت.

در کنار مقبره "بلال" مقبره کوچکتري ديده مي شود که گفته مي شود قبر«عبدالله بن جعفر» فرزند جعفر طيار و همسر باوفاي حضرت زينب(س) است که در سن 90 سالگي چشم از دنيا فرو بست .

يکي ديگر از نزديکان اهل بيت که در اين قبرستان مدفون است «فضّه» خادمه حضرت زهرا(س) است ، فضه کسي بود که در بيست سال آخر عمرش سخني جز کلمات قرآن از وي شنيده نشده است وي در واقعه کربلا حضور داشت و به اسارت در آمد .قبر فضه کمي دورتر بود و براي اينکه خادمي هم ندارد درب شبستان کوچکش بسته بود .

بعدا فهميدم كه قبر بهلول هم در اين قبرستان هست كه توفيق زيارت اين انديشمند و حكيم  ديوانه نما را نداشتيم .

بالاخره بعداز زيارت قبرستان باب الصغيرکه تا ظهر به طول انجاميد به هتل برگشتيم براي ناهار و....

 

سفرنامه  سوريه  2

سفر ما با پرواز هواپيمايي كيش اير و با هواپيماي بوئينگ MD   راس ساعت 15 از فرودگاه امام خميني تهران آغاز شد. البته حدود دو ساعت قبل از پرواز بايستي در فرودگاه حاضر مي شديم  بنابراين ناهار را در فرودگاه  و در كافي شاپ  بوف صرف كرديم  و براي يك همبرگر خيلي معمولي با نون مونده 5000 تومن پياده شديم بعلاوه يك نوشابه 1000 تومني كه در تهران سرجمع مي شود با 2500 تومن تهيه كرد!

هواپيما هم كه از كشور دوست و برادر يا خواهر اوكراين احاره شده بود و حتي نكرده بودند  پرچمشون رو پاك كنن از بس كه مسئولين ما در خدمت رساني به مردم عجله دارند .

سوار كه شديم ديديم عجب ! مهماندارها هم خارجي هستن  و بعضي از مسافرين هم كه زبونشونو مي فهميدن شروع كردن به صحبت با اين خانوماي اجنبي . ما هم كه هيچ چي حاليمون نبود و ضمنا افتاده بوديم ته ته هواپيما كنار توالت و البته نزديك موتور كه صداي نكره اش حالمونو بدجوري گرفت.... حدود 5/2  ساعت بين تهران – دمشق فاصله است كه به يمن هواپيماي اوكرايني طي شد و ساعت 6 بود كه از گيت گذشتيم. البته بگم كه چون هواپيماي ما چارتر بود از ترمينال مخصوصي كه ويژه پروازهاي چارتر هست  چك شديم ...