به اطلاع کلیه دانشجویان گرامی می رسانم نمرات در سایت دانشگاه مربوطه درج شد ه است
به اطلاع کلیه دانشجویان گرامی می رساند آخرین مهلت ارسال تحقیقات دانشجویی 15 خرداد می باشد و بدیهی است به تحقیقاتی که بعد از این تاریخ ارسال شود ، ترتیب اثر داده نخواهد شد .
آدرس جی میل : drgholshani@gmail.com
سوالات درس « انقلاب اسلامی ایران » - خرداد 1392
سوالات درس « انقلاب اسلامی ایران » - خرداد 1392
1) ضمن تعریف مفهوم انقلاب (یکی از تعاریف چهارگانه) ، گونه های مختلف آن را برشمرده و هرکدام را تشریح نمائید.
2) ضمن برشماری خصوصیات انقلاب ها ، تفاوت انقلاب را با دیگر مفاهیم مشابه اجتماعی را روشن فرمائید .
3) شرایط اجتماعی و بسترهای روان شناختی پیدایی انقلاب را تبیین نمائید .
4) ضمن بررسی وضعیت ایران در قرن نوزدهم ، دو الگوی شبه ترقی غربگرا و تعالی اسلامی را تبیین فرمائید .
5) کارکرد الگوی شبه ترقی غربگرا را در دو دوره رضاخان و محمدرضا پهلوی را تشریح نمائید .
6) فرآیند تکامل الگوی پیشرفت و تعالی اسلامی را در دوره پهلوی (رضاخان و محمدرضا ) توضیح دهید .
7) سه نظریه تدا اسکاچپول ( نظریه دولت تحصیلدار ) ، جیمز دیویس ( نظریه توقعات فزاینده ) و میشل فوکو ( نظریه فرهنگی انقلاب ) را بر انقلاب اسلامی کاربست داده و هرکدام را به اختصار نقد نمائید .
8) احزاب و جریان های فکری در آستانه انقلاب را برشمرده و هر کدام را به اختصار توضیح دهید.
9) دستاوردهای انقلاب اسلامی را در سطح داخلی و در سطح نظام بین الملل بیان فرمائید .
10) ضمن تبیین مفهوم جنگ نرم ، به چهار مورد از تاکتیک های جنگ نرم اشاره کرده و هر کدام به اختصار توضیح دهید.
11) چالش های پیش روی انقلاب اسلامی را در دو حوزه داخلی و بین الملل بیان فرمائید .
12) بر اساس قواعد عقلانی « رجوع جاهل به عالم » و « تنزل تدریجی» نظریه ولایت فقیه را اثبات فرمایید.
نکته : پنج سوال تشریحی داده خواهد شد که به اختیار به چهار سوال آن پاسخ داده خواهد شد .
مصاحبه تلویزیونی
مصاحبه با شبکه جهانی سحر فرانسه پیرامون اخراج منافقین از عراق
مصاحبه تلویزیونی
مصاحبه تلویزیونی با شبکه جهانی سحر آذری
پیرامون دستگیری حاج طالع باقرف فعال اسلامگرا در جمهوری آذربایجان
مصاحبه با شبکه جهانی سحر پیرامون دخالت ترکیه در امور داخلی عراق
اطلاعیه مهم
از دانشجویان زیر خواهشمندم هر چه سریعتر - تا مورخ ۲۹/۱۰/۹۱ - با بنده از طریق ایمیل و وبلاگ تماس بگیرند در غیر اینصورت نمرره نهایی آنها در سایت دانشگاه صفر درج شده و به هیچ وجه امکان تغییر وجود نخواهد داشت. از سایر دوستان می خواهم که به این دانشجویان اطلاع دهند تا خدای نکرده دچار مشکل نشوند.
۱) مرتضی ربانی
۲) شایان عابد (عابد شایان)
۳) صحرا حیدرزاد
۴) علیرضا دهقانی محمد آباد
از دانشجویانی که نمره آنها در سایت دانشگاه صفر درج شده است ، سریعا از طریق وبلاگ یا ایمیل با بنده تماس بگیرند .
اطلاعیه
به اطلاع کلیه دوستان دانشجو می رسانم که نمرات کلیه دروس در سایت دانشگاه مربوطه درج شده است و جهت اعتراض احتمالی از طریق ارسال ایمیل تا مورخ ۲۹/۱۰/۹۱ اقدام نمایند . به ویژه کسانیکه نمره آنها صفر درج شده است . بعد از زمان مذکور به دلیل ثبت دائمی نمرات امکان هیچگونه تغییری وجود نخواهد داشت و مسئولیت دانشجویانی که نمره شان صفر درج شده ، با خودشان خواهد بود. از دوستان دانشجو خواهشمندم اطلاع رسانی فرمایید.
مصاحبه با شبکه بین المللی سحر فرانسه پیرامون جنگ ۸ روزه غزه
مصاحبه باشبکه جهانی سحر پیرامون صلح غزه
جنگ نرم
الف ) تبيين مفهومي
مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» ، مي داند. 1
ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد. »
با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه «قدرت نرم» نسبت مي دهند.
وي در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود.
بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.
ب ) پيشينه تاريخي
به نظر مي رسد جنگ نرم و مفاهيم همسان از قبيل عمليات رواني، جنگ رواني، قدرت نرم، جنگ سفيد و... قدمتي به اندازه حيات بشري دارد. نوع نگاه، زوايه ديد، ارتباطات چهره به چهره و غير كلامي ساده ترين والبته قديمي ترين روش هاي عمليات رواني و جنگ نرم است. برخي، قديمي ترين روايت پيرامون جنگ نرم را به نبرد كيدئون با ماد نسبت مي دهند كه در اين جنگ، سپاهيان كيدئون با افزايش چندين برابري مشعل هاي لشكريان، باعث فريب و ترس مادها شدند و در نتيجه بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يافتند.
با اين وجود «جنگ نرم» با مختصات تئوريك و پراتيك جديد خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن يعني در دهه 1970 با مشاركت اساتيد برجسته علوم سياسي و علوم ارتباطات از جمله جوزف ناي، هارولد لاسول، جان كالينز، اعضاي برجسته آژانس اطلاعات مركزي Central Intelligence Agency (CIA) و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسيس مركزي تحت عنوان «كميته خطر جاري» طراحي ، تدوين وعملياتي شد كه مهمترين هدف آن بمباران تبليغاتي عليه بلوك شرق و به ويژه شوروي بود كه ظاهراً بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين كميته به «كميته صلح جاري» تغيير كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات رواني آن جهان اسلام و به ويژه جمهوري اسلامي ايران و هواداران منطقه اي آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهاي دوست ايران مي باشد.
كشور ما به دليل برخورداري از فرهنگ و تمدن كهن ايراني- اسلامي، اصالت نژادي، وسعت سرزمين، كميت و كيفيت جمعيت، امكانات نظامي، اقتدار سياسي، نفوذ منطقه اي و بين المللي، منابع طبيعي، سرمايه اجتماعي، درايت وتوانمندي رهبران فرهنگي وسياسي، يكپارچگي انسجام ملي و مهمتر از همه تمسك به فرهنگ و مكتب اهل بيت عليهم السلام و التزام به نظريه ولايت فقيه الگويي مترقي و متعالي براي كشورهاي اسلامي و عامل مهمي در بيداري و خيزش ملت هاي اسلامي منطقه است. بنابراين غرب و در راس آن ايالات متحده كانون حملات نرم و براندازانه خود را متوجه ايران اسلامي كرده اند و در كنار تحميل 8 سال جنگ تحميلي، كودتاهاي گوناگون، حمايت از گروه هاي ضد انقلابي و ايجاد اغتشاش در كشور، از انواع متدهاي جنگ نرم در حوزه هاي گوناگوني از جمله سينما، تئاتر، رمان و ادبيات داستاني، شعر، رسانه هاي ديجيتالي، گروه هاي مجازي و حقيقي، معنويت هاي ساختگي و عرفان هاي دروغين و... بهره برده اند كه در مجال خود به تفصيل به اين عرصه ها خواهيم پرداخت.
ج ) تاكتيك هاي جنگ نرم
1) برچسب زدن
بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند. گاهي هدف از اين عملكرد، آن است كه ايده، فكر يا گروهي محكوم شوند، براي آنكه استدلالي در محكوميت آنها آورده شود. 4
به عنوان مثال ، رسانه هاي كشورهاي غربي با منفي سازي مفهوم «بنيادگرايي» Fundamentalism و اطلاق آن به كشورهاي اسلامي ، سعي دارند چهره منفي اي از اين كشورها در اذهان عمومي مخاطبين خود القاء و ايجاد كنند.
برچسب زني يا اسم گذاري (برچسب به يك فكر و يا عقيده زدن) براي تحريك به رد فكري و انديشه اي بدون بررسي شواهد مورد استفاده قرار گيرد . 5
به عنوان مثال غربي ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطين و لبنان، برچسب تروريسم مي زنند و حمایت ايران از اين مبارزين را حمايت از تروريسم مي نامند و با تبليغات رسانه اي افكارعمومي را علیه جمهوری اسلامی ایران ، دستكاري مي كنند .
2 ) تلطيف و تنوير
از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم . 6
رسانه هاي ارتباط جمعي از سويي مفهوم «حقوق بشر و آزادي» را پر فضيلت جلوه داده و از سوي ديگر غرب را مهد آزادي و مدافع حقوق بشر قلمداد مي كنند در حاليكه بيشترين نقص حقوق بشر و آزادي در اين كشورها صورت مي گيرد .
3 ) انتقال
انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.
استفاده از نمادهاي مذهبي و يا ملي و انتساب به اشخاص و جريان هايي كه مورد احترام توده هاي عمومي مردم هستند تاكتيك انتقال ناميده مي شود.
در اين تاكتيك از ابزارهاي گوناگون از جمله طنز، كاريكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسيقي و... استفاده مي شود.
4 ) تصديق
تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است. 7
حمايت اشخاص معروف (سياستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروههاي فرهنگي، سياسي واجتماعي از فردي يا جرياني تصديق ناميده مي شود.
5 ) شايعه
شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. به عبارتي شايعه در جايي ايجاد مي شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شايعه انتقال شفاهي پيامي است كه براي برانگيختن باور مخاطبان و همچنين تاثير در روحيه آنان ايجاد مي شود. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسيت بالايي دارد.
هر شايعه در برگيرنده بخش قابل توجهي از واقعيت مي تواند باشد (تاكتيك تسطيح در شايعه سازي) ولي ضريب نفوذ آن بستگي به درجه ابهام و اهميت آن دارد. در واقع هرچقدر شايعه پيرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد همان مقدار ضريب نفوذ آن افزايش مي يابد.
با توجه به موضوع و جامعه هدف، شايعات گوناگوني توليد مي شوند كه عبارتند از شايعات تفرقه افكن، هراس آور، اميد بخش، آتشين، خزنده، دلفيني يا غواصي(كه به تناسب زمان توليد و بعد از تاثير گذاري براي مدتي خاموش و دوباره با ايجاد زمينه هاي ذهني لازم در جامعه، ايجاد مي شود)
در شايعه سازي از تاكتيك هاي گوناگون از جمله تسطيح، همانند سازي، برجسته سازي (بزرگنمايي) و... نيز استفاده مي شود.
6 ) كلي گويي
« محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي شوند» . 8
در واقع كلي گويي عبارت است از ايجاد ارتباط نظر و عملي خاص با مفهومي ويژه تا مخاطب بدون بررسي دلايل، شواهد و قرائن ، آن نظر و عمل را بپذيرد.
تاكتيك كلي گويي، تاكتيكي است كه سعي مي شود ذهن مخاطب متوجه حواشي و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزي پيام، حساسيت نداشته و آن را بدون بررسي و كنكاش بپذيرد كه به همين دليل برخي اين تاكتيك را «بي حس سازي مغزي» نيز مي نامند.
در بيانيه هايي كه توسط دستگاه ديپلماسي كشورهاي غربي منتشر مي شود از اين تاكتيك استفاده مي كنند كه ضمن كلي گويي به مقاصد و اهداف خود نايل شوند.
7 ) دروغ بزرگ
اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي گيرد. بدين معني كه پيامي را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد، بيان مي كنند و مدام بر «طبل تكرار» مي كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. معروفترين استفاده اين تاكتيك در زمان آدولف هيتلر و توسط رئيس دستگاه تبليغاتي نازي ها، گوبلز بوده است. گوبلز مي گويد: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور آن براي مردم راحت تر است». 9
در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري اخير شايع شد كه مبلغي حدود 18 ميليارد دلار از كشور خارج و به شكلي (مضحك!) به يكي از كشورهاي همسايه وارد شده است. اين دروغ به قدري بزرگ بود كه برخي آن را باور كردند(!) در حاليكه ميزان درآمد ساليانه كشور از 90 ميليارد دلار كمتر است و اين حجم مالي يعني چيزي حدود 20 درصد درآمد كشور. اين دروغ بزرگ كه توسط رسانه اي ضد انقلاب ماساژ مي شد عده اي را به ترديد و در مواردي به پذيرش آن واداشته بود.
8 ) پاره حقيقت گويي
گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد. اين رويه رايج رسانه هاست كه معمولاً متناسب با جايگاه و جناح سياسي كه به آن متمايل هستند، بخشي از خبر نقل و بخشي را نقل نمي كنند. خبر هنگامي كامل است كه عناصر خبري در آن، به شكل كلي مطرح شوند. اما چنانچه يكي از عناصر خبري شش گانه (كه، كجا، كي، چرا، چه، چگونه) در خبر بيان نشود، خبر ناقص است.
در تاكتيك «پاره حقيقت گويي» حذف يكي از عناصر به عمد صورت مي گيرد و بيشتر اوقات عنصر «چرا» حذف مي شود.
نوع تيترها و محتواي روزنامه ها و رسانه ها در مواقع سخنراني مقامات عالي نظام نشانگر بهره گيري از اين تاكتيك است.
9 ) انسانيت زدايي و اهريمن سازي
يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.
در اين تاكتيك با استفاده از برچسب زني صفات منفي به حريف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجيه حملات و تهاجمات عليه رقيب مي پردازند.
10 ) ارائه پيشگويي هاي فاجعه آميز
در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي گويي، پاره حقيقت گويي، اهريمن سازي و...) به ارائه پيشگويي هاي مصيبت بار مي پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.
از اين تاكتيك در تبليغات انتخاباتي استفاده مي شود كه نمونه هاي بسياري از آن را مي توان در انتخابات رياست جمهوري در سال 1388 ، بر شمرد.
ارائه اخبار و آمارهاي آلوده به دروغ از وضعيت سياسي، اقتصادي كشور و فاجعه آميز بودن آينده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذيل اين تاكتيك تعريف مي شود كه شعار «تغيير» نيز در اين رابطه از سوي يكي از نامزدها پيگيري مي شد.
11 ) قطره چكاني
در تاكتيك قطره چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.
12 ) حذف (سانسور)
در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.
13 ) جاذبه هاي جنسي
استفاده از نمادهاي اروتيكال از تاكتيك هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي گيرند. به طوري كه در شرايطي فعلي «مانكن ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب مي شوند كه در تبليغات و آگهي هاي تجاري از آن ها بهره مي گيرند.
استفاده از گويندگان خبري با ظاهري اروتيكال از جمله مصاديق اين تاكتيك تلقي مي شود كه ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذيري پيام و غفلت از هسته مركزي و ادبيات آن مي شود.
14 ) ماساژ پيام
در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.
15 ) ايجاد تفرقه و تضاد
ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.
ايجاد تفرقه و تضاد موجب ايجاد «گسست» شده و در جامعه اي كه به لحاظ طبيعي اين گسست ها وجود داشته باشند ، تقويت مي شوند؛ از قبيل گسست قوميت ، مذهب، دين، جنسيت، زبان، نژاد و... .
مهمترين هدف اين تاكتيك، ايجاد گسست بين مردم و نظام سياسي است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومي مردم و مقبوليت و پذيرش رژيم سياسي مي شود.
اين تاكتيك به شدت مورد توجه بنگاه هاي خبرپراكني و استكبار جهاني در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران است و در چند ماهه اخير بر شدت بهره گيري از آن افزوده اند.
16 ) ترور شخصيت
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند.
دشمنان انقلاب و نظام اسلامي با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.
17 ) تكرار
براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند. 11
تكرار از لحاظ روان شناسي در تشكيل «عادت» بسيار مفيد است به ويژه اگر با دقت توام باشد. بدون تكرار، تثبيت و تقويت دقيق تر، «عادت» ميسر نخواهد شد. روش تكرار از قواعد خاصي پيروي مي كند زيرا فاصله هاي تكرار، نبايد چنان دراز باشد كه سبب محو شدن آثار قبلي شود و نه چندان كوتاه باشد كه ملال انگيز و خسته كننده شود . 12
به عبارت ديگر، تكرار مثل ضربه هاي پياپي چكش است كه سرانجام ميخ را مي كوبد و به داخل مي راند. بنابراين فرستنده پيام اميدوار است كه اين شكلي از ضربه زدن مداوم، باعث دريافت نكات پيام شود.
القاء «دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تكرار آن ذيل اين تاكتيك تعريف و توجيه مي شود. هزاران سايت اينترنتي همزمان با دهها شبكه تلويزيوني غربي ، با «تكرار» «دروغ بزرگ، تقلب در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم ، سعي در مخدوش كردن ذهنيت عمومي جامعه ايرانيان و تضعيف اعتماد ملي داشتند.
18 ) توسل به ترس و ايجاد رعب
در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.13
در مواردي از تاكتيك توسل به ترس، براي انسجام و وحدت جبهه خودي در مقابل يك تهديد يا دشمن خارجي استفاده مي شود.
پيش از حمله ايالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه هاي آمريكايي تلاش تبليغاتي گسترده اي انجام دادند كه عراق به توليد جنگ افزارهاي هسته اي مي پردازد و حامي تروريسم است و با اين شيوه سعي كردند تا افكار عمومي از رژيم سياسي عراق و صدام حسين- كه انسانيت زدايي شده بود- احساس ترس كند و براي حمله آمريكا توجيه سازي شود.
از طرفي ديگر به شهروندان عراقي چنين القاء مي شد كه آمريكا دنبال تغيير رژيم سياسي عراق - كه حامي تروريسم است- بوده و به دنبال ايجاد فضاي آزاد در جامعه عراق هست و خواهان تحقق دموكراسي براي آنان بوده و اين جنگ مورد حمايت ساير كشورها و نيز سازمان ملل است.
از سوي ديگر دستگاه تبليغات رواني آمريكا به نيروهاي عراقي هشدار داده بود كه با بزرگترين و مخربترين تسليحات نظامي جهان مورد هجوم قرار خواهند گرفت ، بنابراين به سود آنها خواهد بود كه تسليم نيروهاي متحد گشته و كشورشان از شر صدام حسين رها شود. در حالي كه عراق بعد از چند سال از سقوط صدام، هنوز درگير بحران اختلافات داخلي است و مركز پرورش تروريسم در منطقه شده است.
19 ) مبالغه
مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند.
غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.
20 ) مغالطه
مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد.
متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند . 14
د) ابزارهای جنگ نرم
با پشت سر گذاشتن جنگ جهانی دوم ، نظام سلطه به دنبال روش های مطمئن تر و کم هزینه تری برای تسلط بر کشورها بود . روشی که به جای ایجاد روحیه مقاومت و استکبارستیزی به ترغیب مردم جهت قدم برداشتن در مسیر مورد نظر استعمارگران بپردازد. گرچه نادیده گرفتن مقوله جنگ برای قلدران جهانی هنوز امری بعید به نظر می رسد - با توجه به اشغال عراق و افغانستان می بینیم که در تصرف افکار و اذهان و تغییر سلایق ، جنگ بی پایانی در عرصه فرهنگی شکل گرفته است که به آمریکایی کردن سبک زندگی مردم می پردازد و با استحاله فرهنگی و مذهبی ، به ویژه در جوانان ، مقدمات تسخیر جهان ، بدون جنگ و خون ریزی و با سلاح اقناع و ابزار رسانه ها را فراهم نموده است. با توجه به گستردگی کمی و کیفی این ابزارها در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود:
1 ) شبکه های ماهواره ای
شبکه های ماهواره ای از مهمترین ابزارهای تهاجم فرهنگی است . با ورود ماهواره به عرصه مصارف فرهنگی از اواخر دهه شصت و بعد از اتمام جنگ تحمیلی ، به تشدید برخی ناهنجاری های ارزشی و فرهنگی کمک کرد. قبل از آن و در طول دهه شصت برخی از برنامه های کانال های تلویزیونی کشورهای همسایه در بعضی شهرهای نزدیک مرزی و توسط آنتن های خیلی بلند، دریافت می شد. در دهه هفتاد با ورود قاچاق انواع تجهیزات ماهواره ای ، حجم دریافت این کانالها به سرعت افزایش یافت و به مناطق مرکزی کشور نیز سرایت کرد . دهه هشتاد و در سال های جدید و با استفاده از دیش های و دریافت کننده های دیجیتالی میزان دریافت این کانالها افزایش یافت . برآورد اولیه نشان می دهد که درفضای اقلیمی ايران حدود 18000 شبکه تلویزیونی قابل دریافت است و البته دارندگان تجهیزات ماهواره ای برنامه های حدود 2000 شبکه را دنبال می کنند و سایر شبکه ها به دلایل گوناگون از جمله عدم جذابیت ، بیگانگی زبان و... مورد توجه جدی دارندگان تجهیزات ماهواره ای نیستند. در زیر به بررسی چند شبکه مهم که در بین ایرانی های دارنده تجهیزت ماهواره ای، مخاطبانی دارند، می پردازیم :
1-1) شبکه فارسي وان
شبکه تلویزیونی فارسي وان ، توسط گروه رسانه اي سعد محسني (موبي) - كه يك افغاني و بهايي مقيم استرالياست – در سال 2009 تأسيس شد .
قابل ذكر است موبي ، قبل از تأسيس فارسي وان ، شبكه هاي تلويزيوني طلوع ، لمر ( به زبان پشتوني) ، راديو آرمان ، استوديوي موسيقي باربد ميوزيك و .... راه اندازي كرده اند كه مخاطب اصلي آن مردم افغان هستند.
فارسي وان با ترجمه فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني سعي می کند بخشي از مخاطبان ايراني و فارسي زبان را به خود جذب نماید . دفتر مركزي آن در هنك كنگ و دفتر فروش و بازاريابي اش در دبي قرار دارد.
فيلم ها و سريال هایي همچون آشنايي با مادر ، خواهر دوست داشتني من ، همسر من بي نظيره ، رؤياي شيشه اي ، همسايه ها ، افسانه افسونگر، سفري ديگر، دارما و گريك ، ققنوس، ویکتوریا و... مخاطباني پيدا كردند كه دوست داشتند به تعقيب داستان بپردازند و خود را به آخر ماجرا برسانند ولي قصه اين فيلم ها چه بود؟
در سريال «ويكتوريا» ، مخاطب ايراني ، زني را به عنوان قهرمان داستان مي پذيرد كه با همسر و دو فرزندش زندگي مي كند. ويكتوريا بعد از سال ها زندگي مشترك با همسرش در مي يابد كه شوهرش با دستيارش رابطه دارد... . در اين ميان كشف مي شود كه ويكتوريا نيز با پسر جواني به نام ژرونيمو ارتباط نامشروع دارد... .
پسر ويكتوريا نيز از قافله عقب نمي ماند و با دوست مادرش رابطه جنسي برقرار مي كند و دختر بزرگ ويكتوريا از مردي باردار است و دختر كوچكش هم مورد تجاوز مرد دیگری قرار مي گيرد.
در فيلم «در جستجوي پدر»، پسر بچه اي شش ساله به نام «فريجوليتو» كه همراه مادر 22 ساله اش مارگاريتا _ خواننده يك كافه _ زندگي مي كند در جستجوي پدر واقعي اش هست و در اين ميان پزشك بيمارستاني به نام ايگناسيو به فريجوليتو و مادرش محبت مي كند و .... آخر داستان كشف مي شود كه مارگاريتا وقتي 15 ساله بوده توسط همين ايگناسيو مورد تجاوز قرار گرفته و محصول اين ارتباط نامشروع پسر بچه اي حرام زاده است به نام فريجوليتو!
در فيلم «همسايه ها» ، جسيكا ، كارمند بنگاه معاملاتي رادلف ، دوست دارد خانه رؤيايي (آپارتمان رؤيايي) داشته باشد . با اسكار راننده جوان تاكسي آشنا می شود و ..... جسيكا در راه از رؤياهايش براي اسكار تعريف مي كند و اسكار به وي قول مي دهد اگر در مسابقه بخت آزمايي برنده شود و جسيكا به پيشنهاد ازدواج وي جواب مثبت بگويد ، اسكار آن خانه رؤيايي را خواهد خريد...
از طرف ديگر جسيكا مورد توجه رادلف ، رئيسش هم هست... رادلف معشوقه ديگري دارد بنام تاتيانا و تاتيانا به طور تصادفي سوار ماشين اسكار مي شود و اسكار كه در مسابقه بخت آزمايي برنده شده ، پي به اختلاف رادلف و تاتيانا مي برد و اين بار دوست دارد با تاتيانا رابطه داشته باشد و جسيكا را فراموش مي كند.....
هر فيلم و سریالی كه فارسي وان پخش مي كند محتوای اصلي و اساسي آن خيانت در خانواده هست ، هم مرد به زن و هم زن به شوهرش خيانت مي كند و از اين خيانت قبح زدايي مي شود. فرزندان ، حرامزاده و در بسياري موارد و در صورت اقتضاي سني خود اسير اين روابط نامشروع خارج از نظام خانواده هستند و جالب اينكه افراد به اين مسئله كمترين واكنشي را نشان نمي دهند و راحت از كنار آن مي گذرند و این خیانت را طبیعی می پندارند .
راستي چرا فارسي وان ، اين گونه فيلم ها را كه محتوای اصلي آن خيانت هست ، براي مخاطب ايراني نشان مي دهد ؟ آيا قصدش شكستن حريم و نظام خانواده ايراني و يا حداقل ايجاد شك و بدبيني در بين اعضاي خانواده نسبت به هم نیست؟
جالب است بدانيم فارسي وان با پيوستن به گروه رسانه اي استار ، تحت قيموميت شرکت نيوز كورپوريشن قرار گرفته است كه رئيس آن رابرت مردخاي ، صهيونيست مقيم استراليا و شيطان رسانه اي دنياست و مي دانيم كه ( سعد محسني ، مدیر فارسی وان ، يك بهائي است) و با صهيونيست ها روابط تنگاتنگي دارند. 15
2-1) شبکه من و تو
من و تو ، شبکه تازه تأسیسی است که از لندن پخش می شود و بسیاری آن را فارسی وان دوم می پندارند . در حالی که تلاش لندن تا سال گذشته عمدتاً به پخش برنامه های سیاسی ، ضد مذهبی یا ضد شیعی برای مخاطبان ایرانی محدود می شد، ولی مدتی است سیاست گذاران جنگ نرم در لندن با چرخشی معنادار به سراغ برنامه هایی با پوشش سرگرمی رفته اند.
استفاده تمام عیار از تمام ظرفیت های تصویری از کارتون تا فیلم سینمایی، با پوشش تمام گروه های سنی از کودک تا بزرگسال، که با ایجاد کانال های متعدد سرگرمی و موسیقی دنبال می شود، در دستور کار این برنامه راهبردی قرار دارد.
شبکه من وتو که ظاهراً یک خواننده زن ایرانی گرداننده اصلی و البته اولیه آن بوده است ، برای تغییر گروه های مرجع به سمت خواننده ها و ... و تحمیل مفاهیم نرم خاص ، اهداف صاحبان خود را دنبال می کند.
در برنامه « بفرمایید شام » به دنبال عادی سازی و قبح زدایی از « شراب و شرابخواری» ، « گوشت خوک » و ... دنبال می شود . در بسیاری از مستندهای مربوط به ایران ، به دنبال « تطهیر رژیم شاه » هستند و در برخی دیگر ، القا آموزه های بهائیان را دنبال می کنند .کارویژه اصلی شبکه ماهواره ای من و تو ؛ عادی سازی مفاهیم غیردینی، ترویج اباحه گری و لیبرالیسم فرهنگی و دین زدایی است. درواقع « آندلسی کردن ایران » ، مهم ترین هدف این شبکه می باشد.
3-1) شبکه فارسی صدای آمریکا (VOAPNN)
بخش فارسی صدای آمریکا (VOAPNN) نخستین بار از نوامبر 1979 (آبان 1357 شمسی) با روزانه نیم ساعت پخش رادیویی آغاز به کار کرد. پخش تلویزیونی برنامهها نیز از اکتبر 1996 (مهر 1375) تحت عنوان شبکه خبری فارسی صدای آمریکا آغاز شد .
این شبکه هر روز به مدت ۶ ساعت برنامه پخش میکند و در اغلب موارد با بهره برداری از شیوه های عملیات روانی به شایعه پراکنی ، القای ناکارآمدی ، برچسب زنی ، شانتاژ ، دروغ پراکنی و ... علیه نظام اسلامی ، فعالیت می کند. کانال تلویزیونی مزبور در ایام اغتشاشات بعد از انتخابات 1388 از مهم ترین رسانه هایی بود که با انواع شگردها سعی در داغ نگهداشتن التهابات داشت . جالب است بدانیم اکثر مجریان و گردانندگان این شبکه ، از بهائیان مقیم آمریکا هستند .
4-1) شبکه بی بی سی فارسی
شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی، حدود شش ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388 فعالیت خود را شروع کرد و در همان اوایل توانست به مدد مجریانی که اغلب خبرنگاران و روزنامه نگاران جوان سال های اخیر مطبوعات ایران بودند ، بیشتر از سایر شبکه های ماهواره ای مورد توجه قرار گیرد . این شبکه که مورد حمایت رسمی وزارت امورخارجه بریتانیا و سرویس امنیتی MI6 است ، در طول ایام انتخابات تلاش کرد با ارائه گزارش ها ، تحلیل ها و خبرها در افزایش تنش در جامعه ایرانی بپردازد و همواره با استفاده از شیوه های عملیات روانی بر ذهن مخاطب ایرانی تأثیر سوء بگذارد.
شبکه های فوق ، تنها نمونه هایی از کانالهای ماهواره ای بودند که به صورت خلاصه مورد اشاره واقع شد و بدیهی است برای تبیین بهتر و بیشتر ، بایستی جداگانه به این موضوع پرداخت .
2) فیلم های سینمایی
فیلم های سینمایی ، واجد عناصر و مؤلفه هایی از جمله جذابیت ، سرگرم کنندگی، تصویرسازی و ... هستند که می توانند به راحتی در خدمت مهاجمان فرهنگی قرار گیرند. ایالات متحده که مهم-ترین و بیشترین تولید کننده محصولات سینمایی در دنیاست همواره سعی کرده ارزش های مورد نظر خود را در قالب این وسیله به مخاطبان خود القا کند و به تعبیری فرهنگ و سبک زندگی آمریکایی را جهانی سازد .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و ارائه الگویی جدید و بر اساس ارزش های اسلامی و منطبق با شرایط روز توسط ایران اسلامی باعث شد که بخشی از نگاه های مردم دنیا به سمت ایران معطوف شود و این البته با اهداف ایالات متحده و هم پیمانانش ناسازگار بود بنابراین آنها از راه های گوناگون سعی کردند روش زندگی و مهم تر از آن بینش ما را مورد تهاجم قرار دهند . در این راستا فیلم های زیادی توسط شرکت های گوناگون آمریکایی و اروپایی علیه نظام فرهنگی ما ساخته شد. آن ها سعی کردند با استفاده از انواع تاکتیک های عملیات روانی ، ایران و اسلام را در ذهن مخاطبانشان که اغلب به رسانه های ما دسترسی ندارند ، عقب مانده ، تروریست، وحشی و دشمن انسان ها معرفی سازند و به زبانی دیگر به ایران هراسی و اسلام هراسی پرداختند. در ذیل به چند نمونه از این فیلم ها اشاره می شود :
1-2) فیلم 2012
فیلم2012 ، ساخته کارگردان آلمانی رولند امریش، از سال 2008 آغاز می شود که دوست هندی جکسون کرتیس ، فاجعه ای خورشیدی را در سال 2012 پیش بینی می کند . فاجعه ای که موجب غلیان مذاب های درون پوسته کره زمین شده و زلزله های بسیار شدید ، آتشفشانی های مهیب و سونامی های مخوف ایجاد نموده و زندگی بشریت را نابود خواهد ساخت. کرتیس با عجله این پیش بینی را به اطلاع مقامات کاخ سفید می رساند و از همان زمان با تصمیم رئیس جمهور آمریکا (سیاه پوستی با ایفای نقش دنی گلاور) پروژه ای مخفی کلید زده می شود که طی آن قرار است برای نجات نسل بشر ، کشتی عظیمی ساخته شود که در آن گروهی از انسان های نخبه از تمامی نژادها ، نمونه هایی از تمامی گونه های جانوری و مجموعه ای از همه دستاوردهای علمی و فرهنگی و هنری بشریت نگهداری شود تا از فاجعه آخرالزمان در امان بمانند. در این فیلم که از جنس فیلم های آخرالزمانی هالیوود است می بینیم ، آخرالزمان مطابق دیدگاه های غربی تصویر می شود و آمریکا به عنوان تنها ناجی بشریت برای حفظ بقا و حیات معرفی می گردد و سخنی از ادیان آسمانی به میان نمی آید.
مشابه دیگر فیلم " رولند امریش " « روز استقلال » به دنبال اثبات سیادت و درایت غربی ها و البته آمریکایی ها بر بشر بحران زده است و این بشر غربی و آیین بوداست که منجی موعود خواهد بود و روحانیان آن هم که در خدمت لیبرال دموکراسی و انگاره های سکولاریستی قرار دارند صرفاً در خدمت غربی ها هستند و حتی جان خود را هم در این راه فدا می کنند. در فیلم های آخرالزمانی ، سعی می شود ، منجی در قامت یک انسان غربی و عموماً آمریکایی بروز کند و نیروهای شرور و شیطانی نیز اغلب شرقی و مسلمان هستند.
2-2) فيلم «سنگسار ثریا.میم»
فيلم «سنگسار ثریا. میم » به کارگردانی سیروس نورسته و براساس کتابی به همين نام نوشته فریدون صاحبجم كه در 1994 منتشر شد، ساخته شده است. كارگردان و نويسنده اين فيلم مدعي هستند؛ داستان اين فيلم واقعي و بر اساس رويدادي واقعی است كه در اوت 1986 (مرداد 1365) در دهكده اي كوچك در جنوب غربي ايران روي مي دهد .
مهم ترين بازيگر ايراني فیلم « سنگسار ثريا م. » خانم شهره آغداشلو است. نام اصلي وي « پری وزیریتبار» و از بازيگران سينماي ايران در زمان پهلوي (فيلم فارسي) است.
داستان فيلم اين گونه است كه قربانعلي شوهر ثريا قصد دارد با دختري 14 ساله ازدواج كند اما وضع مالي او چندان رضايتبخش نيست كه خرج دو خانواده را متحمل شود، به خاطر همين تصميم ميگيرد كه ثريا را طلاق دهد! در مقابل، ثريا هم كه با داشتن 4 فرزند نگران مخارج زندگياش است ، با قربانعلي مخالفت ميكند. قربانعلي براي رها شدن از اين مشكل بزرگ! چارهاي ميانديشد؛ پناه بردن به روحاني روستا و كمك خواستن از او براي تهمت زدن به ثريا و در نهايت محكوم كردن او به سنگسار! تنها به خاطر اينكه از شر همسر اولش راحت شود و بخواهد آزادانه با دختري ديگر ازدواج كند! همه اين داستان را زهرا ، خاله ثريا (شهره آغداشلو) براي يك خبرنگار فرانسوي تعريف ميكند كه اتفاقاً آن حوالي ماشينش خراب شده است. زهرا او را ميبيند و ماجراي سنگسار خواهرزاده اش را براي او تعريف ميكند تا آن خبرنگار آزاديخواه و طرفدار حقوق زن و حقوق بشر !!! به خارج از كشور برود و فرياد مظلوميت زنان ايراني را به گوش جهانيان برساند .
این فیلم بعد از ماجرای خانم س.ا که محکوم به اعدام به جرم قتل شوهرش و ارتباط نامشروع با مرد بیگانه شده بود و غرب از آن علیه کشورمان ، جنجال رسانه ای ساخت ؛ بارها و بارها از شبکه های گوناگون ماهواره ای پخش شد. فیلمی که برخلاف نظر سازندگانش ، ذره ای واقعیت ندارد و صرفاً ابزاری شد برای برچسب زنی و تهمت زنی به نظام اسلامی .
3-2) پرسپوليس
انيمیشن پرسپوليس كه بر اساس رماني با همين عنوان از مرجان ساتراپي است با هشتاد هزار طرح اسليمي و سياه و سفيد كه همگي با دست كشيده شده و شش ميليون يورو و در سه سال توليد شده ، زندگي شخصي نويسنده در سال هاي انقلاب و در خانوادهاي مدرن با انديشهاي ماركسيستي است.
اين فيلم با قاطعيت تمام به سياه نمايي جامعه ايراني به گونهاي كاملاً فنی و حرفهاي می پردازد. در قسمتي از فيلم، مرجانِ كودك، شعارهايي مثل «شهدا در قلب ما هستند» و يا «حجاب، آزادي زن است» را به باد مسخره ميگيرد.
پرسپوليس از سالهاي دفاع مقدس فقط به عنوان حادثهاي كه در آن كشتار و مرگ و بدبختي بوده است، ياد ميكند و زماني كه رزمندگان ايراني در حال مبارزه با رژيم بعثي هستند، مرجان، در حال گوش دادن به آهنگهاي مايكل جكسون و Iron Madon است.
پرسپوليس، عليه حجاب و نمادها و هنجارهاي ارزشي است و سعی می کند انگاره های نئومارکسیستی را در قالبهای روز به بیینده القا نموده و از انقلاب اسلامی به عنوان رخدادی که عامل بدبختی و فلاکت بوده ، تصویرسازی کند.
در سرتاسر فيلم، شادي و نشاط مردم را به رقص و پايكوبي، شراب و سيگار منحصر ميكند كه البته از طرف حكومت سركوب ميشود و نظام اسلامی در این فیلم ، نظامی سرکوبگر ، خشن و استبدادی به تصویر کشیده می شود. 16
3) انیمیشن و کارتون
دشمنان ما دریافتند که برای نفوذ بیشتر در اعماق ذهن ها و دل ها که محل اصلی تهاجم فرهنگی است ، بایستی به شرایط و ویژگی های جامعه مخاطب خود توجه جدی داشت . بنابراین آن ها در برخورد با نوجوانان از ابزار انیمیشن استفاده می کنند . ساخت و تولید انواع کارتون ها و پخش آن توسط شبکه های ماهواره ای و یا ایستگاه های(سایت) اینترنتی در دستور کار دشمنان ما قرار دارد .
« شخصیتهای ساده و دوست داشتنی دنیای کارتون ، برای مخاطبان (کودکان و نوجوانان ) به آسانی به عنوان الگو پذیرفته می شود و آنان سعی می کنند از رفتارها و برخوردها شخصیت های کارتونی ، تقلید کنند . وجود همین قابلیت مهم است که سبب شده کارتون ها در فرآیند هجوم نرم جهان غرب علیه دیگر کشورها و فرهنگ ها ، نقشی ویژه را به خود اختصاص دهد . در برخی موارد ، دامنه بهره برداری از کارتون ها به مضامین سیاسی نیز کشیده می شود و شخصیت های محبوب کارتونها به نمایندگان و مبلغان فرهنگ و سبک زندگی و ارزش های جامعه غربی به سراسر جهان اعزام می شوند . » 17
به عنوان مثال در کارتون هایی که با عنوان مجموعه های «باربی» در کشور به صورت غیرقانونی توزیع می شود، روابط آزاد جنسی از همان دوران کودکی و نوجوانی تبلغ می شود و قهرمان کارتون همواره با غیر همجنس خودش روابط آزاد دارد و به گونه ای سعی می شود که قبح این روابط را از بین ببرند.
4) بازی های رایانه ای
تولید و پیدایش بازی های رایانه ای به سال 1962 بر می گردد که استیفن راسل ، از دانشجویان دانشگاه ام. آی . تی ، نخستین بازی رایانه ای را با نام « جنگ فضایی » نوشت که داستان بازی همان ، جنگ سفینه ها بود و بازیگر می بایستی سفینه طرف مقابل را نابود می کرد . بعد از آن شرکت آتاری در سال 1973 بازی « پونگ » را ساخت که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت. در اواسط دهه 1980 بازی ها بیشتر به سمت داستان های جنگی پیش رفتند . علت آن فضای تشنج آمیز داخلی آمریکا و نیز تنش آن کشور با شوروی و شرایط خاص دولت ریگان ، رئیس جمهور وقت آمریکا، بود . 18
« در حال حاضر ساخت و تولید بازی های رایانه ای روندی صعودی به خود گرفته است و با شتاب زیاد در حال گسترش است . آمارها از تولید سالانه 3-4 هزار نسخه را خبر می دهند.
بیشتر بازی های رایانه ای به منظور تحقق اهداف زیر تولید و به صحنه بین المللی عرضه شده است.
- تشریح خط مشی ها ، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبان و ارائه استدلال های پشتیبانی از آن خط مشی ها .
- برانگیختن افکار عمومی به طرفداری و یا علیه یک عملیات نظامی .
- پشتیبانی از تحریم های اقتصادی و دیگر اشکال غیر قهر آمیز اعمال فشار علیه دشمن .
عنصرمشترک اغلب بازی های رایانه ای این است که کاربر در نقش یک سرباز شجاع ، نیروی زبده غربی با مشخصات ویژه آمریکایی و یا در برخی موارد نیروهای حافظ صلح سازمان ملل برای گسترش آزادی های فردی و مبارزه با گروه های سیاسی و تروریستی و موجودات فضایی و تخیلی است . ایالات متحده آمریکا سعی دارد با این برنامه های فرهنگی تجاوزات نظامی خود را در میان ملت آمریکا و سایر ملت ها امری عادی ، انسان دوستانه و به منظور گسترش صلح و دموکراسی در سطح جهان نشان دهد . سعی می شود این موضوع القا شود که آمریکا نماد خیر مطلق و هر فرد ، گروه و یا دولتی که مخالف اوست ، محور شرارت و نماد شیطان است.
در بازی های رایانه ای که علیه ارزش های اسلامی و کشورهای مسلمان ساخته می شود ، مکان های منقش به تصاویر اسلامی و رنگ سبز، مساجد و مکان های مذهبی محل تجمع تروریست هاست و عمدتاً تک تیر اندازها بالای مناره های مساجد ، موضع گرفته اند و به سوی شما تیر اندازی می کنند . از زبان فارسی و عربی برای بیان زبان تروریست ها استفاده می شود و صدای پس زمینه تلاوت آیات قرآن ، اذان ، صلوات و سایر شعائر اسلامی است.
به عنوان مثال در بازی رایانه ای « دلتا فورس » در یکی از صحنه ها که در سال 2005 میلادی اتفاق می افتد شما برای مبارزه با تروریست ها به ایران حمله می کنید که این بخش از بازی سه مرحله دارد : در یک مرحله به جزیره خارک حمله می کنید و در مرحله دیگر به یک پایانه نفتی در خلیج فارس که نیروهای نظامی از آنجا محافظت می کنند . در این مرحله علاوه بر کشتن نیروهای نظامی کلاسیک با نیروهای دیگری با لباس شخصی مواجه می شوید که به نظر می رسد بیانگر نیروهای بسیج مردمی ایران است» . 19
5) اسباب بازی و عروسک
« در روش هاي تعليم و تربيت ، مهم ترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهم ترين سن ، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توأم با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مؤلفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. بنابراین رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه ، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود . مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي ، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان ، همواره مد نظر بوده است . به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب ، داستان و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.
در اين ميان دختر بچه ها انحصاراً به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشئت گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس هم ذات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.
عروسك ، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط و منحرف تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت ، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته ای است. یکی از مهم ترین اسباب بازی ها که به مثابه ابزاری در تهاجم فرهنگی ایفای نقش می کند ، عروسک باربی است . عروسک باربی توسط شرکت مت در ایالت کالیفرنیای آمریکا و در سال 1959 تولید و به بازار فرهنگی وارد شد.
باربي، اسم خلاصه شده باربارا ، دختر كوچك رئيس شرکت متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در جهان قرار گرفت. جالب است بدانیم طراح تغييرات « باربي » در آمريكا در شرکت «متل»، «جك رايان» است . وي قبل از آن در پنتاگون ( وزارت جنگ آمريكا ) ، طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را به خاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.
در سال1961، شرکت « متل» ، عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس شرکت متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد .
بعدها در سال 1963، عروسك « ميچ » و در سال 1965 ، عروسك « اسكيپر » به جمع كن و باربي پيوستند.
در سال 1968، شرکت « متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد ، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملاً همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آن ها متفاوت بود. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي که به باربی سیاهان معروف شد براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا، با نام «كريستين» توسط شرکت «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود ؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان ، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990 ، «كي يرا» ، باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي ، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.
در سال 1978، متأثر از شعار حقوق بشر رئيس جمهور وقت آمريكا ، جيمي كارتر مبني بر بسط حقوق بشر در جهان، شرکت متل با ديد بشر دوستانه! اساسنامه جهاني كودكان را تنظيم نمود كه به شكل قابل توجهي شركايي را به صورت غير انتفاعي در اتحاديه اي پيرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.
شرکت آمريكايي متل، براي ترويج باربي در سال 1986 ، شركت «هنگ كنگي اراكو» را تأسيس كرد. در سال 1988 با شرکت «والت ديسني» در جهت توليد و بازاريابي اسباب بازي ها و فيلم هاي شخصيت هاي عروسكي و كارتوني معروف والت ديسني در سراسر جهان ، قرارداد همكاري منعقد نمود.
در سال 2000 ، شرکت «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستانهاي «هري پاتر» شامل: عروسك ها ، پازل ها ، خودروها ، بازي هاي رایانه ای و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري شرکت سينمايي وارنر) خريداري نمود .
در طي ساليان گذشته ، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس ، آموزگار ، پزشك ، دندانپزشك ، دامپزشك ، خواننده موسيقي راك ، ژيمناستیک ، كارآگاه ، افسر نيروي دريايي ، افسر خلبان ، مهماندار هواپيما ، دزد ، گدا و… كه اين شخصيت پردازي ها ، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.
در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است . در طول انتخابات ايالتي و ملي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام ، گرانادا ، پاناما و در انتهاي جنگ سرد ، باربي نقشهاي متفاوتي ايفا كرد .
در طول جنگ اول عراق و آمريكا در سال 1990 ، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت . پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست ، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت . تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي ، براي نبرد ضد تروريسم اين بود : باربي ـ روح آمريكايي .
به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت ؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد .
عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد ، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر ملزومات ضروري كودكان و نوجوانان از قبيل لوازم التحرير، كيف ، كفش، شكلات ها ، ظروف ، البسه ، ساعت ، وسايل شخصي و… كه به بيش از ده ها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و ارزش های فرهنگی نهفته در خود را به آنان تحميل می کند. » 20
6) موسیقی ضد فرهنگی (و زیر زمینی)
به طور کلی این نوع موسیقی با توجه به منشأ شکل گیری ، عناصر فعال در آن ، منابع مالی ، شخصیت گردانندگان ، فرهنگ حاکم بر گروه ها و کارکرد آنان در سطح جامعه آسیب های متعددی را درپی دارد و بالطبع پیامد های منفی و اثرات مخرب فرهنگی در کشور ما خواهد گذاشت. موسیقی غیر مجاز و زیرزمینی به دلیل عدم دریافت مجوز از مراجع ذیصلاح در شرایطی غیر استاندارد، غیر قانونی و غیر اخلاقی تهیه و تدوین و به عنوان یک محصول ضدفرهنگی به جامعه هدف عرضه می شود . از جمله این موسیقی ها می توان به انواع کلیپ هایی که در داخل کشور و در استودیوهای غیر قانونی ساخته شده و بعضاً در اختیار شبکه های ماهواره ای، ایستگاه های (سایت) اینترنتی و توزیع کنندگان دستی قرار می گیرد ، اشاره کرد.
در این موسیقی ها ، مفاهیمی تبلیغ می شود که عبارتند از :
• سبک زندگی آمریکایی و غربی؛
• بی بندو باری اخلاقی در تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعی؛
• گرایش مفرط به روابط جنسی غیر مشروع؛
• تبلیغ انواع مواد مخدر به ویژه سیگار ؛
• انزوا طلبی در روابط فردی و اجتماعی؛
• بی توجهی به نظام خانواده و حرمت و احترام والدین ؛
• برخورد تمسخرآمیز با مسائل اجتماعی؛
• بی تفاوتی به مسائل سیاسی؛
• تبلیغ انواع مد ، پوشش و آرایش به سبک گروه های غربی .
پارتی های شبانه ، پارک ها و بوستان ها ، مدارس موسیقی ، شبکه های ماهواره ای و غیره محافلی هستند که در آن این نوع موسیقی ترویج می شود. انتقال ارزش های ضد فرهنگ ملی و دینی در قالب شعر و آهنگ های موسقی به مراتب آسان تر از سایر قالب هاست و به همین دلیل از این نوع موسیقی به صورت گسترده در شبکه های ماهواره ای ضد فرهنگی ، استفاده می شود و چندین شبکه مهم اختصاص به پخش این نوع موسیقی دارد .
در چند سال اخیر شبکه خبری بی. بی. سی فارسی با برنامه « کوک » به تبلیغ این نوع موسیقی می پردازد برنامه ای که مشابه آن تحت عنوان «شباهنگ» در تلویزیون صدای آمریکا پخش می گردد و البته سایر شبکه های ماهواره ای مثل pmc نیز در این راستا حرکت می کنند .
موارد فوق تنها بخشي از ابزارهايی بود كه در تهاجم فرهنگي و جنگ نرم مورد استفاده قرار مي گيرد و از ذكر ساير ابزارها به دليل فرصت اندک ، اجتناب شد. مواردي همچون سايتهای اینترنتی و بلاگها، چت روم ها ، شبکه های اجتماعی ( فیس بوک ، توئیتر و ... ) ، مطبوعات و... .
منابع:
1. جان. ام. كالينز، استراتژي بزرگ (اصول و رويه ها)، ترجمه كوروش بايندر، تهران : انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، 1370،ص 487 .
2. وي.اي .دي، جنگ رواني، ترجمه گروه علوم انساني جهاد دانشگاهي، تهران : دفتر مركزي جهاد دانشگاهي، بي تا، ص 12.
3. بي نا، جنگ رواني ، تهران: معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، بي تا، ص 9 .
4. مريم كلانتري، سايت مركز تحقيقات و مطالعات رسانه اي همشهري .
5. ورنر سورين- جيمز تانكارد، نظريه هاي محورهاي ارتباطات، ترجمه دكتر عليرضا دهقان، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1384، ص 152.
6. همان ، ص 158.
7. همان ، ص 165.
8. سيدحسين محمدي نجم، فصلنامه عمليات رواني، سال سوم، شماره 9، سال 1384.
9. محمد سلطاني و شهناز هاشمي، پوشش خبري، تهران: انتشارات سيماي شرق، 1382 ، ص25 .
10. همان، ص 47 .
11. همان .
12. محمد دادگران، افكار عمومي و معيارسنجي آن ، تهران: مرواريد، 1382.
13. محمد شيرازي، جنگ رواني و تبليغات، مفاهيم وكاركردها ، تهران: انتشارات نمايندگي ولي فقيه در سپاه، 1376.
14. ورنرسورين، جيمز تانكارد، نظريه هاي ارتباطات، ص 8-167.
15. وبلاگ محمد قربانی m-ghorbani.blogfa.com
16. همان.
17. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، جنگ نرم ؛ مجموعه متون آموزشی طرح ضیافت اندیشه ، قم: نشر معارف ، 1389 ، ص 89.
18. مرسلی ، فاطمه ، هزار راه رفته ، تهران : معاونت سیاسی ساعس ناجا ، 1388 ، ص 102.
19. حق وردی طاقانکی، مهدی، «بازی های رایانه ای، ابزار قدرت نرم قدرت های منطقه»، جنگ روانی، تهران: معاونت سیاسی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ، بی تا ، به نقل از فصلنامه عملیات روانی، ش 16.
20. عباسی ، حسن ، « باربی، اسباب بازی یا اسباب ترویج فرهنگ غرب » ، جنگ روانی، تهران : معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، بی تا ، ص 146.
درآمدی برجریان شناسی سیاسی
مقدمه
تقسیم بندی ها و صورتبندی های گوناگونی از جریان ها ، احزاب و گروههای سیاسی و البته فکری – فرهنگی توسط اساتید و صاحبنظران ارائه شده است که همه آنها از زاویه و منظری مساله را مورد مطالعه و مداقه قرار داده اند که متاسفانه به دلیل فرصت اندک ، امکان پرداخت به این تقسیم بندی ها وجود ندارد .
در علوم سیاسی و جامعه شناسی سیاسی اگر گروه ، جریان و حزبی خود را ملتزم به چارچوب های نظری یک نظام سیاسی بداند ؛ آن گروه ، جریان و حزب را « در دولت » ، « در حکومت » و اگر خود را ملتزم به دستگاه سیاسی نداند ، « بر دولت » و یا « بر حکومت » می نامند . به عبارت دیگر جریان « در دولت » ، همسو با حکومت و حاکمیت است و جریان « بر دولت » ، ضد دولت ، ضد حکومت و به عبارتی بهتر ، « اپوزیسیون » نامیده می شود .
با این توضیح مختصر ، ما دو گروه و دو جریان عمده داریم : جریان ها ، گروهها و احزاب انقلابی و قانونی و جریان ها ، گروهها و احزاب ضد انقلابی و غیر قانونی یا ضد قانون نظام جمهوری اسلامی .
الف ) جریانهای ضد انقلاب (اپوزیسیون)
جریانهای اپوزیسیون را با توجه به اندیشه سیاسی به چهار دسته عمده تقسیم می کنیم :
1) چپ گرایان:
جریان های چپ گرا ، به جریان ها و گروههایی گفته می شود که اندیشه سیاسی آنها ملهم از « سوسیالیسم » و یا « مارکسیسم » بوده و البته در اغلب موارد این اندیشه چپ با آموزه های بومی و - در برخی موارد حتی- دینی ترکیب یافته و به نوعی التقاط یافته و دچار نوعی انحراف شدید عقیدتی شده است .
به دلیل ضیق مجال ، ما صرفا به برخی از گروههای مهم این جریان خواهیم پرداخت که البته این پرداخت خود نیز اجمالی خواهد بود و انشاالله اگر فرصت و توفیقی یافتیم آن را به تفصیل واکاوی خواهیم کرد . از مهمترین گروههای چپ گرا می توان به حزب توده ، سازمان چریک های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق ایرن اشاره کرد که انشاالله و در جای خود تک تک آنها را بررسی خواهیم کرد .
2) ملی گرایان
مهمترین دغدغه و یا به عبارتی مساله اصلی این جریان ، « ناسیونالیسم » و ملی گرایی است و البته در بین آنها جریانهایی با رنگ و لعاب مذهبی هم یافت میشود ولیکن ، دغدغه نخست ، ملی گرایی است . به عبارتی این جریان حتی در صورت تقید به دین و آموزه های مذهبی ، اول ایرانی هستند و بعد مسلمان . ایرانی بودن مقدم تر و اولی و مرجح است به مسلمان و شیعه بودن ! به تعبیر مهندس مهدی بازرگان – بنیانگذار نهضت آزادی – ما اول ایرانی هستیم و بعد مسلمان .
جبهه ملی ، نهضت آزادی ایران و .... از مهمترین گروههای این جریان به شمار می روند .
3) سلطنت طلبان
سلطنت طلبان ، همانطورکه از عنوان آنان بر می آید به دنبال بازگشت نظام و رژیم سلطنتی به ایران با شقوق گوناگون آن هستند . این گروه که کمترین هوادار را در بین اپوزیسیون و ضد انقلاب دارند ، آرزوی بازگشت رژیم پهلوی و به تعبیر آنان ولیعهد رضا پهلوی و احیای مجدد سلسله شاهنشاهی پهلوی را دارند .از مهمترین گروهک های وابسته به این جریان می توان به انجمن پادشاهی ایران ، درفش کاویانی ، مشروطه خواهان و ... نام برد . علی رغم صرف میلیون ها دلار توسط سران دربار پهلوی ، همواره بین اعضای این گروهها اختلاف جدی وجود دارد و این اختلافات در درگیری های رسانه ای آنان مشاهده می شود.
4) گروهها و جریان های شبه قومی و مذهبی
بسیاری از جریان ها و گروهها در ایران و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کنند که پایگاه و خاستگاه آنان قومی است و گستره سراسری ندارند . به عنوان مثال گروهک های کومه له ، دموکرات ، خه باط و پژاک در مناطق کردنشین فعالیت می کنند و به گفته خود به دنبال مبارزه برای احقاق حقوق خلق کرد هستند . یا گروهک جندالله – گروهک عبدالمالک ریگی معدوم – ادعا می کند که برای خلق بلوچ می رزمد .
این گروهک ها اگرچه به لحاظ تعداد بیشترند ولی از لحاظ هوادار ، انسجام سازمانی، قوت و توان ایدئولوژیکی به شدت در فقر و نداری به سر می برند . به تعبیری این گروهک ها عموما در حد فعالیت های خرابکارانه و تروریستی باقی می مانند و نمی توانند حتی در منطقه فعالیت خود نسبت به جذب جوانان بپردازند . اگر از آنها هم نامی برده می شود به دلیل رفتارهای صرفا تروریستی آنها هست ،گرچه اغلب گروهک های ضد انقلاب دستشان به خون ملت مسلمان ایران آغشته است .
گروههای دیگری هم هستند که عموما در پوشش یک مذهب خاص و یا مسلک ویژه عمل می کنند . عموم فرقه های عرفانی کاذب ، سکولار و غالبا بی شریعت ( شرقی ، سرخ پوستی ، هندی ، امریکای لاتین و .... ) از این سنخ هستند .آنها عقاید و رفتار خود را در شبیه دین کرده و به جوانان جویای معنویت ارائه می کنند .گروههای گوناگون شیطان پرستی ، جن پرستی ، روح پرستی و... را می شود در داخل این این جریان ها قرار داد . بدیهی است مهمترین گروه را می توان به بابیت وبهائیت اختصاص داد که توسط عوامل انگلیس و بر علیه مکتب مترقی اهل بیت عصمت و طهارت راه اندازی شد که ظاهری شبه مذهبی دارد ولی در اصل پایگاهی برای عوامل خائن و عموما جاسوس غرب است که سعی و تلاش مذبوحانه در مبارزه با مکتب تشیع دارد . پرداخت اجمالی به این گروهها با توجه به تعدد و تکثر آنها فرصت زیادی می خواهد که عملا در این مجال نمی گنجد تا چه رسد به بحث تفصیلی در مورد یکایک آنان.
ما در این جزوه ، به دلیل ضیق مجال ، صرفا به دو گروه چپ گرایان و ملی گرایان می پردازیم.
1) چپ گرایان
همان طور که ذکر شد ، احزاب و گروههای چپ گرا ، اندیشه سیاسی خود را بر مارکسیسم و یا سوسیالیسم ، بنا کرده اند و بر این اساس هم رفتار کرده و عمل سیاسی خود را تنظیم می کنند. در زیر به برخی از این احزاب و گروهها در حد اجمال ، اشاره می شود :
1-1) حزب توده
- پیشینه تاریخی
پیشینه حزب توده ، به تشكیل گروه 53 نفري (گروه دكتر تقي اراني) كه در دوره رضاخان دستگير شدند ، بر مي گردد. در مهر1320 اعضای گروه آزاد شده با حمایت مستقیم دولت شوروی ، حزب توده را تشكيل دادند .
- اندیشه سیاسی
حزب توده مروج تفكر ماركسيسم – لنينيسم بود و با تشكيلات گسترده و حمايتهاي مالي و اطلاعاتي شوروي ، فعاليت خود را عموماً درمحافل دانشگاهي توسعه داد . در دهه 30 ، كمونيست ها در فضاي دانشگاهي اكثريت بودند.
آنها در صدد ايجاد جامعه بي طبقه بوده و ضمن انكار وجود خدا ، به ماترياليسم اعتقاد داشتند و سعي مي كردند كه با رهبري و هدايت روشنفكران و دانشگاهيان ماركسيست ، راه ايجاد انقلاب كارگري – دهقاني را درايران ، هموار ساخته و كمونيسم موعود در تفكر ماركسيسم را محقق سازند.
- شرايط فعلي
حزب توده ، بعد از كودتاي 28 مرداد و تاسيس ساواك در 1334 مورد تعقيب رژيم شاه واقع شد و اغلب اعضا دستگير و تعدادي نيز از كشور فرار كردند.
بعد از انقلاب اسلامي ، حزب توده مجددا ، فعال شد و به يارگيري از دانشگاه ، ارتش و ... پرداخت ، ليكن در همان اوايل با افشاي جاسوسي آنها براي شوروي سابق و انجام اعمال خرابکارانه ، حزب توده منحل گشته و اعضايش دستگير و محاكمه شدند. عدم جذابیت ایدئولوژیکی و دشمنی آن با آموزه های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران باعث رکود و تعطیلی عملی و از بین رفتن حزب توده شد . با فوت نورالدین کیانوری در اواخر دهه هفتاد شمسی، حزب توده به تاریخ پیوست گرچه کسانی ولو معدود در حال حاضر از اندیشه و عمل حزب توده ، دفاع و حتی آن را تبلیغ می کنند . از فعالان اصلی و رسانه ای حزب توده در حال حاضر ، « علی خاوری » هست.
2-1) سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران
- پیشینه تاریخی :
سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران كه در فروردين 1350 اعلام موجوديت كرد از ائتلاف دو گروه قديمي دانشجويي كه پيشينه شكلگيري آنها به دهه 1340 بر ميگشت، به وجود آمد.
گروه اول در سال 1342 توسط تعدادي از دانشجويان دانشگاه تهران (بيژن جزني، حسن ضياء ظريفي، عباس سوركي، علياكبر صفاييفراهاني، محمد آشتياني و حميد اشرف) به رهبري بيژن جزني سازمان داده شد.
گروه بيژن جزني در زمستان 1346 توسط يك نفوذي تودهاي عضو ساواك به نام عباس آقايان (شهرياري) به ساواك معرفي و دستگير شدند و بيژن جزني و عباس سوركي در فروردين 1354 تيرباران شدند.
بعداز دستگيري بيژن جزني و عباس سوركي، اعضاي ديگر گروه؛ علياكبر صفايي فراهاني (دانشجوي مهندسي) و محمد صفار آشتياني (دانشجوي حقوق) از مرز خارج شده و به لبنان رفتند و مدت دو سال در اردوگاههاي وابسته به سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف)، آموزشهاي چريكي ديدند.
صفايي فراهاني در سال 1348 به ايران برگشت و با برقرار ارتباط با حميد اشرف و دو نفر ديگر كه دستگير نشده بودند، مجداً به سازماندهي گروه خود پرداختند و با الهام از روش مبارزاتي چه گوارا و فيدل كاسترو در جنگلهاي شمال جهت شروع مبارزه مسلحانه مستقر شدند.
در حين فعاليت گروه در جنگلها و روستاهاي سياهكل يكي از اعضاي گروه كه با اسلحه وارد روستا شده بود توسط مردم دستگير و تحويل پاسگاه سياهكل شد. بقيه اعضاي گروه براي رهايي فرد بازداشت شده، شب 19 بهمن 1349 با جلو انداختن «انقلاب قهرآميز» (به زعم خودشان) به پاسگاه سياهكل حمله كرده و ضمن درگيري به خلع سلاح پاسگاه اقدام ميكنند. در حالي كه قبل از حمله گروه، رئيس پاسگاه فرد دستگير شده را از پاسگاه خارج كرده بود كه ساواك با كمك وي توانست مخفيگاه آنها را شناسايي كند. محمدرضا شاه، برادرش شاهپور غلامرضا را مسئول مستقيم عمليات سركوب واقعه سياهكل كرد. حكومت شاه با اقدام عمليات وسيع امنيتي و نظامي همه اعضاي گروه را كشت و تعدادي نيز كه به روستائيان پناه برده بودند، دستگير و در اسفند 1349 اعدام كرد.
گرچه واقعه سياهكل اهميت چنداني در تاريخ مبارزات ملت ايران ندارد ولي براي گروههاي ماركسيست بسان يك اسطوره و نماد مبارزه است.
گروه دوم كه شامل مجيد و مسعود احمدزاده، امير پرويز پويان و عباس مفتاحي بودند، بر خلاف گروه اول، نه تنها سابقه تودهاي و چپي دناشتند بلكه مذهبيتر بودند و از افراد خانوادههاي ملي – مذهبي در مشهد بودند كه وارد دانشگاه تهران شده بودند. وليكن تحت تأثير موج ماركسيسم در فضاي دانشگاهي بودند و به مطالعه آثار ماركس در سال 1346 ميپرداختند.
حميد اشرف از بقاياي گروه جزني كه در واقعه سياهكل در تهران بود با برقراري تماس با گروه احمدزاده – پويان، به سازماندهي مجدد نيرو پرداخت. دو گروه احمدزاده – پويان و بقاياي گروه بيژن جزني، پس از آشنايي با هم و آگاهي از نظريات سياسي يكديگر در فاصله شهريور تا دي 1349 به مباحثات طولاني و منظم بر سر انتخاب استراتژي و تاكتيك مناسب جهت مبارزه مسلحانه ادامه دادند. گروه جزني كه بيشتر رهبران آن از اعضاي پيشين حزب توده بودند، درباره ادغام بر اهميت ايجاد سازماني توانمند تكيه داشت اما اعضاي گروه احمدزاده كه بيشتر عضو پيشين جبهه ملي بودند، به نقش تودههاي خودجوش و عمليات قهرمانانه اهميت ميدادند.
در اين مذاكرات و گفتگوها به تئوري كار گروهي به منظور برخوردهاي مسلحانه و درهم شكستن جو خفقان رو آوردند و مبارزه مسلحانه را تنها راه رهايي دانستند و جنگ چريكي به عنوان استراتژي مسلحانه انتخاب شد. در صبح روز 18 فروردين 1350 با ترور سرتيپ فرسيو، دادستان اداره دادرسي ارتش در تهران، عملاً «سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران» شكل گرفت.
با نفوذ و رخنه ساواك و كشته شدن حميد اشرف، از سال 1355، اين سازمان جز در زندان، وجود خارجي نداشت.
همان طور كه اشاره شد، چريكهاي فدايي خلق، جواناني بودند كه يا از اعضاي جوان حزب توده بودند و يا از
اعضاي جبهه ملي بودند كه انتقاداتي به مشي مماشاتي و محافظهكارانه اين دو جريان داشتند.
تئوريسين و ايدئولوگ چريكهاي فدايي خلق، بیژن جزني است. بيژن جزني در سال 1316 در آذربايجان شوروي متولد شد. پدرش حسين جزني، افسر ژاندارمري و عضو حزب توده بود كه بعدها به دموكرات آذربايجان پيوست و پس از شكست اين حزب به شوروي رفت و تا سال 1345 به ايران بازنگشت. خانواده پدري و مادري (عالمتاج كلانتري نظري) هر دو از هواداران حزب توده بودند.
پس از كودتاي 28 مرداد 1332، بيژن جزني، چندين بار دستگير و زنداني شد.
بيژن جزني از ده سالگي و در سال 1326 به عضويت سازمان جوانان حزب توده درآمد. جزني كه به دليل عملكرد تسليمطلبانه حزب توده در جريان كودتا و نيز موضع انفعالي حزب پس از دستگيري و فروپاشي در سالهاي پس از كودتاي 28 مرداد، اعتماد خود را به آن از دست داده بود، به گرايشهاي راديكال روي آورد و با تأثيرپذيري از انقلابيون مراكسيست آمريكاي لاتين در پي سازماندهي گروهي چريكي براي عمليات مسلحانه عليه رژيم برآمد.
تأثيرپذيري چريكهاي فدايي خلق از ماركسيستهاي آمريكاي لاتين به قدري بود كه تصور ميكردند همچنان كه چه گوارا و فيدل كاسترو از كوههاي سياراماتسا به هاوانا حمله كردند، ميتوانند از كوههاي شمال ايران (سياهكل) بهمن انقلاب را سرازیر کرده و تهران را تسخير كنند.
- اندیشه سیاسی :
بیطرفی در قبال اختلافات چین و شوروی.
کوشش برای توسعه جنبش انقلابی در ایران به مثابه وظیفهای ملی و انترناسیونالیستی در پراتیک.
پذیرش برافتادن مناسبات فئودالی و چیرگی مناسبات سرمایه داری در ایران و وابستگی آن به امپریالیسم .
ارزیابی از انقلاب ایران به مثابه انقلابی دموکراتیک و تودهای.
باور به ضرورت سرکردگی طبقه کارگر برای پیروزی قطعی انقلاب دموکراتیک و گذار بی وقفه به انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا برای استقرار سوسیالیسم در ایران.
نفی ضرورت مبارزه برای تشکیل حزب طبقه کارگر به عنوان امری فوری.
پذیرش اندیشه مارکسیسم - لنینیسم.
پذیرش مبارزه مسلحانه، هم در استراتژی و هم در تاکتیک.
همکاری با گروههای معتقد به مبارزات مسلحانه با مشی مارکسیستی و سوسیالیستی از جمله سازمان مجاهدین خلق
انتقاد به مشی و مرام حزب توده
- وضعیت فعلی :
چريكهاي فدايي خلق كه سازماني دانشگاهي بود و اغلب نيروهاي آن دانشجو بودند بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و آزادي از زندان، سعي در جذب نيرو كردند و در اوايل انقلاب، فضاي دانشگاهها را متشنج كردند.
چريكهاي فدايي خلق در تقابل با انقلاب اسلامي به دو گروه اكثريت به رهبري « فرخ نگهدار »و اقليت به رهبري « اشرف دهقان » تقسيم شدند. اكثريت به مبارزات مسالمتآميز و اقليت به مبارزه قهرآميز و مسلحانه با جمهوري اسلامي معتقد بود.
گروه اقليت به رهبري اشرف دهقان به كردستان رفت و با گروهك دموكرات به رهبري دكتر عبدالرحمن قاسملو ائتلاف كرد و به مبارزه مسلحانه با نظام اسلامي پرداخت. اكثريت نيز به جاسوسي و ائتلاف با گروهك رجوي اقدام كرد.
خباثتهاي هر دو گروه با درايت فرزندان انقلاب، خنثي شد و بيشتر آنان دستگير و تعداد معدود باقي مانده نيز به خارج از كشور فرار كردند كه فعاليت چنداني جز صدور بيانيههاي مقطعي ندارند.
3-1) سازمان مجاهدین خلق ایران ( منافقین )
- پیشینه تاریخی :
چند نفر از دانشجويان و شاگردان جوان مهندس مهدي بازرگان كه در دهه سی در نهضت مقاومت ملی و سپس در نهضتآزادی تجربه سیاسی اندوخته بودند، در شهريور 1344 سازمان مجاهدین خلق را پایهگذاری كردند. محمد حنیفنژاد ، سعید محسن و علي اصغر بدیعزادگان و ....، هسته اولیه سازمان مجاهدین را تشكیل دادند .
اعضاي مجاهدين خلق كه از مشي مبارزاتي نهضت آزادي ومهندس بازرگان انتقاد داشتند با الهام از روش و بينش مبارزاتي ماركسيست ها ،اقدام به ايجاد يك سازمان چريكي و مسلحانه با مرامي ماركسيستي كردند.
- انديشه سياسي :
مؤسسین در قدم نخست، به دلیل ناكافی دانستن تفسیر رسمی از دین، با ایجاد گروههای بحث، به تدوینایدئولوژی دینی و سیاسی خود پرداختند و كوشیدند تا متونی را تدوین كنند كه بتواند بهعنوان متن آموزشی در سازمان مورد استفاده قرار گیرد. البته آموزشهایدینی، بر محور كتاب «راه طیّ شده» تاليف مهندی مهدی بازرگان بود.
یكی از نخستین مسائلی كه در این مطالعات به چشم میآمد، آشنایی با آثار ماركسیستیبود. این آشنایی سبب شیفتگی سران مجاهدین نسبت به این تفكر شد و افزون بر مسائل فكری، روشهای سازمانی آنان را پذیرفتند. حنیف نژاد در سال 50 در زندان گفته بود: یك ماركسیست خوب نمیتواند مسلمان خوبی نباشد (یعنی میتواند باشد، بلكه الزاما هست).
پس از انجام كارهای مطالعاتی، تدوین ایدئولوژی در سازمان آغاز شد. این تدوین كه بهنوعی حاصل كار جمعی بود، در هر بخش، توسط یكی از چهرههای سازمان تدوین میگردید.
نخستین كتاب سازمان « متدولوژی » یا « شناخت » نام داشت كه دیدگاههای ارائه شده دركتاب، به گونهای آشكار تفاوتی با دیدگاههای ماركسیستی نداشت. این كتاب پس ازمطالعات جمعی توسط حسین روحانی (كه سابق طلبگي داست و بعد از انقلاب گروهك پيكار را تاسيس كرد كه دستگير واعدام شد) و محمد حنیف نژاد تألیف شد. این كتاب كه بر اساس مبانی ماركسیستی - اسلامی نوشته شده بود، به لحاظ بینش معرفتی دقیقا مبانی ماركسیستی را پذیرفته بود. این مسأله برای كسانی كه حتی اندكی مطالعات فلسفی داشتهاند، قابل تشخیص بود، چه رسد به كسانی كه در این زمینه دانش بیشتری داشتند .
استاد مطهري از سال 54 به بعد كه در قم مبحث «شناخت» را مطرح میكرد، هدفش پاسخگویی به انحراف فكری موجود در سازمان و جزوه شناخت آنان بود. دومین متن تدوین شده در سازمان، كتاب راه انبیاء ، راه بشر - كار محمدحنیفنژاد - است كه بر اساس تئوریهای بازرگان در كتاب «راهطی شده» نوشته شد؛ با این افزوده كه لباس ماركسیستی یا به اصطلاح مجاهدین، لباس علمی بر آن پوشانده شد .
درست پیش از شروع مبارزه نظامی در سال 49 حنیف نژاد جزوه «شناخت» ، «راه انبیاء راه بشر» و «تكامل» را در یك جزوه خلاصه كرد تا اعضای پایین سازمان، سریعتر دورههای آموزش را پشت سر بگذرانند.
مجاهدین نخست، به این میاندیشیدند تا جاذبههای فكری ماركسیسم – که در آن زمان پز روشنفکری محسوب می شد - را به نوعی در اسلام و تفكرات اسلامیجستجو كنند.
اما به هر روی، چون تربیت سنتی داشتند و بیشتر در خانوادههای نسبتا مذهبی و بازاری بار آمده بودند، تلاش میكردند تا تلفیقی میان دو گرایش ایجاد كنند. این تلفیق، استراتژی اصلی آنان در تدوین ایدئولوژی جدیدی بود كه برای سازمان مورد نظر خود مینوشتند. و در واقع، درست تناقض اصلی در همین جا نهفته بود كه میبایست زمانی خود را نشان میداد. دقیق به خار همین مساله است که اسزمان مجاهدین را ، سازمان التقاط می نامند و چون در ظاهر اسلام را می پذیرند ولی در عمل و اندیشه خلاف آن رفتار کرده و می کنند به سازمان منافقین نیز ، مشهور است .
در واقع دینشناسی سازمان، مشتمل بر یك هسته و یك پوسته بود. هسته آن ماركسیستی و پوسته آن اسلامی بود.
با نفوذ شاه مراد دلفانی _از اعضاي حزب توده _ در شهریور 1350 ساواك یك ضربه بزرگ بر سازمان وارد آورد كه موجب شد تمام مسؤلان ، روابط و خانههای تیمی سازمان لو برود.
همانطور كه اشاره شد از همان ابتدا چه به شكل و چه كتب سازمان چون « شناخت » و « تكامل » ، تمایل به ماركسیسم در سازمان وجود داشت، اما در سال 52 و با قرار گرفتن تقی شهرام و بهرام آرام در مركزیت سازمان روند ماركسیست شدن قوت گرفت.
سرانجام به طور رسمی سازمان مجاهدین خلق طی انتشار بیانیهای بسیار مفصل در سال 1354 ماركسیست شد و آیه قرآن ( فضل الله المجاهدين علي القاعدين) را از آرم خود حذف كرد. در بیرون زندان حدود 65 نفر و در داخل زندان 20 نفر ماركسیست شدند. ماركسيست ها دست به تصفيه نيروهاي مذهبي سازمان كردند . سید مجيد شريف واقفي و مرتضي صمديه لباف را كشتند و به ساواك معرفي كردند.
سازمان مجاهدین خلق در دی ماه 1357 با محوریت افرادی چون مسعود رجوی و موسی خیابانی پس از آزادی از زندان با همان ایدههای بنیانگذاران اولیه شكل گرفت و به ظاهر از ماركسیسم فاصله گرفت و با پایبندی كامل ظاهری و منافقانه، به امام و نظام اسلامی شعارهای خود را مطرح كرد.
با حضور دکتر سید ابوالحسن بني صدر در مقام رياست جمهوري ، فعاليتهاي سازمان گسترش يافت . پس از طرح عدم كفايت سياسي بني صدر در مجلس ، سازمان در 30 خرداد 60 ، وارد فاز مسلحانه عليه انقلاب اسلامي شد. با فرار مسعود رجوی به همراه ابوالحسن بنی صدر از ایران ، موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر اول رجوی در ایران ماندند تا عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را هدایت کنند . آنها تا 19 بهمن 1360 ، حدود 16000 عملیات تروریستی انجام دادند و بیش از 12000 نفر را به شهادت رساندند که اسامی این شهدا در پایگاه اینترنتی هابیلیان ، نمایه شده است .
در 19 بهمن 1360 نیروهای امنیتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با کشف خانه تیمی مرکزی سازمان در زعفرانیه تهران و کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی به همراه 17 نفر از مرکزیت سازمان تب تروریسم در داخل فروکش کرد و بسیاری از نیروها و سمپاتها سازمان دستگر و روانه زندان شدند و البته تعدادی نیز پا به فرار گذاشتند وبدین ترتیب تشیكلات سازمان را در هم شكسته شد .
باقیمانده تشكیلات به فرانسه رفت و پایگاهی با کمک سازمان های اطلاعاتی غرب در شهر اوور سوارز ( حومه پاریس) تاسیس کرد که در حال حاضر محل اقامت مریم رجوی ( مریم قجر عضدانلو) – همسر مسعود رجوی – است .
با شکست ارتش رژیم بعثی عراق ، سازمان منافقین به کمک صدام شتافت به عراق رفته و نقش ستون پنجم ارتش عراق را بر عهده گرفت و به جاسوسي و خیانت علیه ملت ایران پرداخت.
پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، سازمان منافقین به این نتیجه رسید كه پذیرش قطعنامه نشان دهنده و ناتوانی جمهوری اسلامی ایران است و نظام اسلامي در بحرانیترین شرایط خود قرار گرفته و مردم كاملا از جنگ خسته شدهاند و اگر یك نیرو با حمایت ارتش صدام به ایران حمله كند به راحتی میتواند تحولات جدیدی را ایجاد كند.
رجوی در اوج خوش خیالی به عبور از مرز، فتح شهر به شهر و سرانجام سقوط تهران فكر میكرد . وی حتی در تشریح عملیات ، به جایگاه رژه نیروهایش در میدان آزادی تهران نیز فكر كرده بود و درپايان سخنراني گفت: «جمع بندي نهايي ؛ تهران ، ميدان آزادي» .
با فراخوانی نیروها سازمان توانست بیش از 5 هزار نفر را به عراق بكشاند تا به زعم خود «عملیات فروغ جاویدان» را اجرا كند. بیش از نیمی از این نیروها اصلا آمادگی رزمی نداشتند . بسیار عجولانه در گروههای نظامی آنها را آموزش دادند كه تنها هر نیرو فرصت 15-10 دقیقه مییافت تا تمرین تیراندازی كند. بنابراین ارتش رجوی (ارتش خصوصی صدام)، حتی توان مقابله با یك تیپ ایران را نداشت، چه رسد به اینكه بیاید و با عبور از چندین شهر به راحتی به تهران برسد.
سازمان مجاهدین با دستور آتش مریم رجوی (همسر سوم و محصول انقلاب ایدئولوژیك مسعود رجوی كه در واقع رییس جمهور خلق ایران هم محسوب میشد) در سوم مرداد 1367روز دوشنبه عملیات خود – فروغ جاویدان- را آغاز كرد.
با آتش توپخانه عراق و در یك صف 10 كیلومتری نیروهای سازمان سوار بر 600 تانك و نفربر از مرز ایران عبور كردند. سپس شهر «كرند » را گرفته و به سمت « اسلامآباد » حركت نمودند . ارتش پوشالی منافقین در «تنگه چهار زبر » - تنگه مرصاد - مورد حمله شدید نیروهای زمینی ، هوایی و هوانیروز ایران با فرماندهي شهيد سپهبد صياد شيرازي، قرار گرفتند كه با گذاشتن بیش از 2000 جسد ، مفتضحانه مجبور به عقبنشینی شدند كه منافقین ازآن تعبیر «پیك نیك مرگ» را داشتند.
با انجام عمليات مرصاد توسط رزمندگان ایران اسلامی، توان سازمان به شدت افول كرد و موجب شد كه تعداد زيادي نيز از سازمان بريدند. منافقين در اواخر حكومت صدام با شركت در « عمليات مرواريد » به كرد كشي پرداختند و بعد با ارتش عراق در سركوب قيام شعبانيه شيعيان – انتفاضه شیعیان جنوب - همكاري كردند.
با سقوط صدام و اعدام وی ، سازمان منافقین در شرايط احتضار و مرگ قرار گرفته و اعضاي محدود آن در پادگان اشرف - در شمال شرقی بغداد و در استان دیاله و نزديك شهر خالص - مجبورند که شهر اشرف را ترک کرده و به پادگان الحریه – پادگان لیبرتی- نقل مکان کنند .
واقعیت آن است که سازمان منافقین روزهای آخر عمر خود را طی می کند و علی رغم حمایت های گستره کشورهای غربی و برخی کشورهای مرتجع عربی ، نتوانسته به جذب نیرو بپردازد و حتی در بین نیروهای منتقد و یا مخالف جمهوری اسلامی ایران نیز ، جایگاهی ندارد . انجام گسترده ترین و وحشیانه ترین عملیاتهای تروریستی، جاسوسی برای صدام ملعون و خیانت به ملت بزرگ ایران ، لکه ننگی است که همواره بر پیشانی سیاه منافقین خودنمایی می کند.
2 ) ملی گرایان :
همان طور که ذکر شده ، برای این گروهها ، ملی گرایی و یا به تعبیری ایرانی بودن ، مهمترین و اصلی ترین دغدغه است و سایر مولفه ها بعد از آن الویت می یابد. دو حزب و گروه جبهه ملی و نهضت آزادی از مهمترین گروههای این جریان محسوب می شود .
1-2) جبهه ملی ایران :
- پیشینه تاریخی
در روزهاي پاياني سال 1328 دكتر محمد مصدق به همراه دوستانش در اعتراض به دخالت عبدالحسين هژير وزير دربار ، در انتخابات مجلس شانزدهم در دربار متحصن شدند و جبهه ملي را تأسيس كردند كه شامل گروههاي زير بود:
حزب ايران به رهبري اللهيار صالح، نهضت خداپرستان سوسياليست به رهبري محمد نخشب، نيروي سوم به رهبري خليل ملكي حزب ملت ايران به رهبري داريوش فروهر و ... .
پس از ترور هژير توسط سيدحسين امامي از اعضاي فدائيان اسلام، نتايج انتخابات تهران، ابطال و دكتر محمد مصدق و يارانش وارد مجلس شدند.
دكتر مصدق جهت ملي كردن صنعت نفت، با همكاري مرحوم آیت الله كاشاني ، به عنوان نخست وزير به محمدرضا شاه تحميل شد و وي توانست با کمک آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام ، نفت را ملي كند وليكن با انجام كودتاي آمريكايي – انگليسي در 28 مرداد 1332 ، مصدق به روستای احمدآباد رودهن تبعيد شد و نهضت نفت نیز شكست خورد .
جبهه ملي دوم در سال 1339 و به دنبال روي كار آمدن جان اف. كندي در آمريكا شكل گرفت وليكن به دليل اختلاف نظر منحل شد.
جبهه ملي سوم نيز در سال 43 تشكيل و به همان دلايل گذشته، از هم پاشيد. جبهه ملي چهارم در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي در سال 56 تشكيل شد و در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي فعال بود.
به دليل وجود احزاب و جريانهاي سياسي مختلف در جبهه ملي، نميتوان انديشه سياسي واحد و يكپارچهاي را بر آن اطلاق كرد وليكن وجه غالب همان تفكر ناسيوناليستي و مليگرايي است كه وجه مشترك گروههاي تشكيل دهنده جبهه ملي است.
با اينكه گروههاي مذهبي نيز در مقاطعي عضو جبهه ملي بودند و يا از آن حمايت ميكردند وليكن در نهايت اغلب جريانهاي حاضر در جبهه ملي دوم، ليبرال – ناسيونال بودند و وجهه ديني و مذهبي آن به شدت کم رنگ بود .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، جبهه ملي با لايحه قصاص مخالفت كرده و حتي به راهپيمايي پرداخت كه با واكنش شديد حضرت امام خمینی(س) مواجه شد كه بعد از اين واقعه فعاليت جبهه ملي به شدت كاهش يافت و تقریبا از بین رفت .
از طرفي همكاري برخي اعضاي اين جبهه با دربار شاه و آمريكا از قبيل شاهپور بختيار (آخرين نخست وزير شاه) و كريم سنجابي (وزير امورخارجه دولت موقت مهندس بازرگان)، اعتبار آن را در ميان مردم از بين برد.
- شرایط فعلی :
سخنگوی جبهه ملي دكتر پرويز ورجاوند بود كه در 19 خرداد 1386 به علت ایست قلبی فوت كرد. با فوت ورجاوند، دکتر برومند ادیب سخنگو شده و یا به تعبیری چهره رسانه ای این گروهک است.
واقعیت آن است که جبهه ملی در شرایط فعلی ،آنقدر ضعیف و ناتوان است که تعداد نیروهایش حتی به تعداد انگشتان دست نیست ولیکن برخی از اندیشه های در برخی از احزاب و یا حتی افراد در حال تعقیب است بی آنکه وابستگی و یا حتی دلبستگی خاصی به این گروهک داشته باشند .
2-2) نهضت آزادي ايران
- پیشینه تاریخی
«نهضت آزادي ايران» در 25 ارديبهشت 1340 تأسيس گشت. اعضاي هيات موسس در حدود 42 نفر بودند كه به گفته بازرگان، «تشكيلات و پايه اصلي نهضت را با كسب نظر از آقاي دكتر مصدق ريختهاند؛ آقايان سيدمحمود طالقاني، دكتر يداله سحابي، مهندس منصور عطايي( وزير كشاورزي كابينه آقاي دكتر مصدق و خواهر زاده بازرگان)، آيتالله حاج سيد رضا زنجاني، حسن نزيه، رحيم عطايي، عباس سميعي و اينجانب جزأ هيئتي هستيم كه از طرف هيئت موسس مأمور تهيه مرامنامه و اصول كار نهضت شديم» (مجله روشنفكر، 25 خرداد 1340، مصاحبه با بازرگان، ص 50)
در رابطه با حضور مرحوم آیت الله طالقاني درجمع نهضت آزادي، آن گونه كه از بيانيه برميآيد ، وي نقش تعيين كننده و اصلي در تأسيس نهضت آزادي نداشته است و براي همفكري با بنيادگذاران نهضت آزادي دعوت شده بود. «يادنامه بيستمين سالگرد نهضت آزادي ايران» ضميمه روزنامه ميزان، 31/2/1360، ص 3»
ضمن اينكه ايشان با فدائيان اسلام همكاري تنگاتنگي داشته است كه نشان از تفكر خاص ايشان و قصد وي جهت ايفاي نقش هدايتگری براي مبارزين زمان انقلاب دارد تا در جهت اسلام و منطبق با آموزههاي شيعي حركت كنند.
به هرجهت مرحوم طالقاني ضمن استقلال نظري خويش ، با مبارزين مسلمان همكاري داشت. ضمن آن كه محمد بستهنگار از اعضاي سرشناس نهضت آزادي، داماد مرحوم طالقاني است و شايد اين رابطه خانوادگي باعث شده است كه همكاري منطقي مرحوم طالقاني با نهضت آزادي به «عضويت» ايشان در اين جريان تعبير شده است در حالیکه عضویت در نهضت آزادی با همکاری با فدائیان اسلام ، سازگار نیست چه اینکه این دو گروه ، تفکر و مرام متضادی با هم دارند .
نهضت آزادي ايران ، در واقع ادامه همان نهضت مقاومت ملي بود كه در شهريور 1332 توسط باقي ماندههاي جبهه ملي كه در ماههاي آخر دولت مصدق دچار از هم پاشيدگي و تشتت شده بودند، به وجود آمده بود. به هر رو شواهد و اسناد نشان ميدهد كه نهضت آزادي در بستر تشكيلات و تفكر حاكم بر جبهه ملي و از درون آن زائيده شده است. در حقيقت نهضت آزادي فرزند جبهه ملي است. مهندس بازرگان در يك نطق تلويزيوني به اين مسأله تصريح ميكند:
«... از دورن جبهه ملي ، نهضت آزادي به وجود آمد كه هم وارث نهضت مقاومت ملي بود و هم فرازنده و بلند كننده شعار شاه سلطنت كند و نه حكومت» .
(عبدالعلي بازرگان، مشكلات و مسايل اولين سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان، تهران: دفتر نهضت آزادي، 1361،ص214)
در نشريه داخلي نهضت آزادي مورخ 21/3/1340 چنين آمده است: «تاسيس نهضت آزادي ايران منطبق با هدف و مرام و اساسنامه جبهه ملي ايران و در جهت تأييد و پشتيباني و تقويت آن است. از هدفهاي تأسيس نهضت آزادي ايران تقويت و اعتلاي نام جبهه ملي ايران است.» (اسناد نهضت آزادي، ج 2، ص 26)
بازرگان در مصاحبه با نشريه روشنفكر اعلام ميكند « نهضت آزادي ايران اعلام داشت كه در مبارزات سياسي آينده، خط مشي و روش جبهه ملي را دنبال خواهد كرد. ما در اصول هيچ گونه اختلاف نظر و عقيده با جبهه ملي نداريم.» از طرفي مهندس بازرگان تأسيس نهضت آزادي ايران را پس از تأييد و استشاره دكترمحمد مصدق ميداند. (مجله روشنفكر، مصاحبه با بازرگان، 25 خرداد/1340،ص 50)
مهندس بازرگان، تأسيس نهضت آزادي را طي نامهاي در 21 ارديبهشت 1340 به مصدق كه آن زمان در ملك ييلاقي خود در احمدآباد به سر ميبرد، اطلاع مي دهد و از او تقاضاي پشتيباني و راهنمايي كرده وي را پيشواي بزرگ خود ميخواند. (اسناد نهضت آزادي ايران، ج1، ص 24)
نهضت آزادي اعلام می كرد: « مصدقي هستيم... از تز و راه مصدق پيروي ميكنيم. از خدا ميخواهيم پيمان ما با او و با شما پيوسته برقرار بوده... باشد.» (اسناد نهضت آزادي ايران، ج1، ص24)
- اندیشه سیاسی :
دو ويژگي مهم براي انديشه ديني و سیاسی سران نهضت آزادي ، ميتوان عنوان كرد:
• تكيه بر علمگرايي Scientism در تبيين آموزههاي ديني و ارائه تفسير علمي از آن .
• فاصلهگيري از اسلام فقاهتي و دينشناسان حوزوي.
استقلال فكري از حوزه علميه و ارائه برداشت و تفسير شخصي از دين توسط نهضت آزادي، بنياد نظري سازمان مجاهدين خلق واقع شد.
به هر جهت بعد از انتشار كتاب «خدا و آخرت؛ هدف بعثت انبيا» و ارائه تفسير سكولاريستي از دين و نيز حضور جمعي از روشنفكران سكولار به عنوان تئوريسين درجمع نهضت آزادي و خروج افراد مذهبي از نهضت آزادي، باعث شد كه نهضت آزادي، هيبت و هويت سكولاريستي به خود گيرد.
بعد از وقوع انقلاب اسلامي، با نظر شوراي انقلاب و تأئيد حضرت امام خميني(س) ، مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت جمهوري اسلامي ايران شد و عليرغم توصيه امام مبني بر اجتناب از ديدگاههاي حزبي (صحيفه نور، ج 5، ص27)، اكثريت قريب به اتفاق كابينه بازرگان اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي بود.
با اشغال لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام، بازرگان در اعتراض به اين اقدام استعفا كرد و حضرت امام، ضمن پذيرش استعفا، تسخير لانه جاسوسي آمريكا را تأئيد و از آن به عنوان «انقلاب دوم» ياد كرد. بعد از كنارهگيري بازرگان از نخستوزيري و اعلام و اعمال مواضعي كه مخالف نظرات امام بود نهضت آزادي، رفته رفته وضعيت اپوزيسيون نظام به خود گرفت.
اعلام حمايت از نظر جبهه ملي پيرامون لايحه قصاص، حمايت از بنيصدر و مجاهدين خلق ، افشاي همكاريهاي سران نهضت با ساواك و آمريكا و حتي ايراد اتهام جاسوسي براي عباس اميرانتظام سخنگوي دولت موقت و مشاور بازرگان و ايراد مباحثي پيرامون دفاع مقدس و ...، نهضت آزادي را در فضاي انقلابي دهه اول، به شدت منزوي كرد و جز برگزاري جلسات سخنراني در منازل افراد و بعضاً در حسينيه ارشاد و انتشار بيانيه، فعاليت عمدهاي نكرد.
انتشار ماهنامه «ايران فردا» توسط مهندس عزتاله سحابي فرزند دكتر يداله سحابي، - كه در اعتراض به مواضع نهضت در همان اوايل انقلاب و در سال 1358، از آن كنارهگيري كرده بود – و تلاش در جهت شكلگيري جريان ملي مذهبي باعث شد تا كمكم نهضت آزادي رمقي دوباره گيرد، چه اينكه اعضاي نهضت از نويسندگان و گردانندگان آن بودند.
پيروزي جريان اصلاحطلب در دوم خرداد 1376 و ايجاد فضاي توسعه سياسي در كشور باعث رشد اندك فعاليت نهضت آزادي شد و اعضاي آن به دفعات در دانشگاهها به سخنراني پرداختند كه در اغلب موارد تنشآفرين بود.
نهضت آزادي در اولين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا شركت كرد، ولي شكست سختی خورد و موفقيتي ولو اندک كسب نكرد.
قابل ذكر است حضرت امام در استفساريه آقاي محتشميپور- وزير كشور وقت – مبني بر اجازه فعاليت نهضت آزادي ايشان فرمودند : « نبايد به نهضت آزادي اجازه فعاليت داد » . با اين وجود نهضت آزادي، عليرغم غير قانوني بودن، همچنان با نفرات اندك و اغلب مسن خويش فعاليت محدودي دارد و در حال حاضر دكتر ابراهيم يزدي دبير كل آن است.
از اعضاي فعلي آن ميتوان به محمد بستهنگار، غلامعباس توسلي، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيد جوادي، فریده غیرت و ... اشاره كرد.
بعد از پيروزي جريان اصولگرا و رشد تفكر اصولگرايي در فضاي كشور به ويژه در دانشگاهها باعث شده است فعاليتهاي اين نهضت به محاق رود.
با اين وجود اعضاي نهضت آزادي با نوشتن مقالاتي در برخي نشريات از قبيل « چشمانداز ايران» ، «نامه» و سايتهاي اينترنتي همچون « ملي – مذهبي» و ايراد سخنراني درمحافل خصوصي و بعضاً در حسينه ارشاد و ائتلاف و همكاري با « جنبش مسلمانان مبارز» و گروه لطفاله ميثمي و برخي احزاب جبهه دوم خرداد به فعاليت ميپردازد .
ب ) جریان های درون انقلاب
جریان های درون انقلاب اسلامی ؛ احزاب و گروههایی هستند که کلیت نظام جمهوری اسلامی را پذیرفته اند و البته با داشتن اختلاف در روش و در برخی موارد در بینش سیاسی به فعالیت درچارچوب قوانین می پردازند . البته قابل ذکر است که برخی احزاب و افراد شاخص جریان اصلاحات در تحولات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ، رفتارغیر قانونی و ناموجهی از خود بروز دادند که باعث هنجارشکنی وساختارشکنی شد که بدیهی است از طرف مراجع ذیصلاح ، فعالیت این احزاب تعطیل شد و مطبوعات مرتبط نیز توقیف گردید . از این احزاب می توان به دو حزب معروف جریان اصلاحات ؛ جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد . لازم به ذکر است که سایر احزاب جریان اصلاحات نیز به دلیل شکست های پی در پی در جلب آرای عمومی و در انتخابات مختلف ، عملا در حالتی از یاس و افسردگی سیاسی به سر می برند و شاید انتخابات اخیر ریاست جمهوری–1392- کمی آنها را به فعالیت وادارد.
درباره احزاب اصولگرا هم لازم به ذکر است که این جریان نیز با توجه به آخرین وضعیت آرایش سیاسی کشور ، جریانی کاملا یکدست ، یکپارچه و منسجم نیست ، چه اینکه رقابت سنگین جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری در تهران ، قم و اغلب شهرهای بزرگ کشور در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره دهم – اسفند 1390 – این امر را کاملا روشن می سازد .
با این وجود هر دو جریان اصلاحات و اصولگرا را با داشتن اختلافات داخلی ، می شود یک طیف سیاسی قلمداد نمود . البته برخی افراد و احزاب ادعای نیروی سوم و یا جریان سوم بودن را ، دارند که عملا وقتی وارد صحنه سیاسی می شوند به سمت یکی از این جریانها گرایش پیدا می کنند .
برای اینکه بتوانیم با یک انسجام نسبی مطالب را انتقال دهیم از جداول زیر استفاده کردیم که در جدول اول به اختلافات اصلاحات و اصولگرایان می پردازیم و سپس به برخی از این احزاب و گروهها نیز پرداخته می شود .
اختلافات اصلاح طلبان و اصولگرایان
|
اصولگرایان |
اصلاح طلبان |
حوزه اختلاف |
|
مشروعیت الهی مقبولیت مردمی |
مشروعیت مردمی انطباق مشروعیت بر مقبولیت |
مشروعیت نظام سیاسی |
|
تمثیلی |
احصائی |
حدود اختیارات رهبری در قانون اساسی |
|
الویت مراودات با کشورهای جهان اسلام و آمریکای لاتین |
الویت مراودات با کشورهای غربی |
سیاست خارجی |
|
هدایت ، حمایت ، نظارت |
تساهل ، تسامح |
فرهنگ |
|
بومی و اسلامی |
جهانی و لیبرالی |
اقتصاد |
احزاب اصولگرا
|
ردیف |
نام حزب |
دبیر کل |
ارگان حزبی |
|
1 |
جامعه روحانیت مبارز |
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی |
ندارند |
|
2 |
حزب موتلفه اسلامی |
نبی الله حبیبی |
هفته نامه شما ماهنامه ذکر |
|
3 |
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی |
حسین فدائی |
www.isargaran.ir |
|
4 |
جامعه اسلامی مهندسین |
محمدرضا باهنر |
هفته نامه جام Mohandesin.ir
|
|
5 |
جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی |
علیرضا زاکانی |
هفته نامه پنجره www.rahaee.ir www.jahannews.ir |
احزاب اصلاح طلب
|
ردیف |
نام حزب |
دبیر کل |
ارگان حزبی |
|
1 |
مجمع روحانیون مبارز |
سید محمد خاتمی |
ندارند |
|
2 |
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی |
محمد سلامتی |
هفته نامه عصر ما ( توقیف شده است) |
|
3 |
جبهه مشارکت ایران اسلامی |
محسن میردامادی |
سایت نوروز ( فیلتر شده است) |
|
4 |
حزب اعتماد ملی |
مهدی کروبی |
روزنامه اعتماد ملی (توقیف شده است) |
|
5 |
حزب مردمسالاری |
مصطفی کواکبیان |
روزنامه مردمسالاری |
|
6 |
حزب کارگزاران سازندگی ایران اسلامی |
غلامحسین کرباسچی |
روزنامه شرق (غیر رسمی) |
والسلام علی من اتبع الهدی
گوز یاشیمی یارالاروا مرهم ایلرم ** عالم بولر که هر یارانون بیر دواسی وار
مرهم قبول ایلمیین یاره حشره تک ** زخم شهادتیندی دوادن اباسی وار
چوخ یاره لر دیوبدور من چون تازیانه لر ** هر تازیانه نون بیر اوزون ماجراسی وار
حسین صحرایه قیزلارون نه دیسون قاشماسون ** بیر گوش کی آشیانی یاندی هاراسی وار
فکر ایلدیم گچن گجه تک قالدی قارداشیم ** قلبیم دیدی دارخما یانیندا آناسی وار
بیلدیم آنان تنوریده دیداریوه گلوب ** زهرا اولان یرین یارالی بیلرم نه صفاسی وار
کرب و بلا هواسی بیزه سازش ائتمدی ** شامه گیداخ گورخ او یرون نجه هواسی وار
مصاحبه با شبکه جهانی سحر پیرامون سفر دبیرکل ناتو به آذربایجان
در گفتگوي تفصيلي دکتر محمد قرباني کارشناس مسائل فرهنگي با روزنامه «رسالت » عنوان شد؛
پارادايم جنگ متافيزيکي در رسانهها
اشاره:
مسئله جريان شناسي فکري و فرهنگي رسانه هاي وابسته به غرب از اين رو اهميت دار است که اين رسانه ها در سال هاي
اخير بودجه هاي هنگفتي را از سوي کمپاني هاي وابسته به نظام سلطه به خود اختصاص داده اند. از سوي ديگر وجود برخي از ضعف ها و قصورها در دستگاه هاي تبليغاتي و علي الخصوص رسانه ملي باعث گرديده است که آمار ، گواه گرايش برخي از بدنه جامعه به برنامه هاي شبکه هاي ماهواره اي باشد. از همين رو مصاحبه اي را با دکتر محمد قرباني کارشناس مسائل فرهنگي و استاد دانشگاه ترتيب داديم که ما حصل آن در ذيل از مد نظرتان خواهد گذشت.
جناب دکتر ، به عنوان اولين سئوال ، به طور کلي مهمترين شبکه هاي ماهواره اي فعال که براي جامعه ايراني برنامه پخش مي کنند کدام هستند و چه اهدافي را در پي دارند؟
قبل از پرداخت به پاسخ سئوال شما که سئوال خيلي مهمي هم هست اجازه دهيد مقدمه کوتاهي عرض کنم .
مستحضريد که با پشت سر گذاشتن جنگ جهاني دوم ، نظام سلطه به دنبال روش هاي مطمئن تر و کم هزينه تري
براي تسلط بر کشورها بود . روشي که به جاي ايجاد روحيه مقاومت و استکبارستيزي به ترغيب مردم جهت قدم برداشتن در مسير مورد نظر استعمارگران بپردازد. به تعبيري آنها سعي کردند به جاي از بين بردن فيزيک انسانها ،
روحيه و ارزشهاي آنها را مورد هدف قرار دهند . با اغماض مي توان گفت که «پارادايم جنگ فيزيکي» به «پارادايم جنگ متافيزيکي» ، شيفت پيدا کرد . متذکر شوم که مقوله جنگ فيزيکي يا جنگ سخت ، براي قلدران جهاني هنوز هم قابل استفاده است و البته آنها سعي مي کنند اين دو را در کنار هم به پيش ببرند و يک نوع هارموني و بالانس بين آن دو برقرار کنند گرچه غلظت جنگ نرم در اغلب موارد در دهه هاي اخير بيشتر شده است .به عنوان مثال بعد از اشغال عراق و افغانستان و کشتار وحشتناکي که در آنجا صورت گرفت و الآن هم در حال انجام است ، مي بينيم که در تصرف و تغيير «ادراکات» و «احساسات» و البته تغيير سلايق ، علايق و مهمتر از آن بينش ، جنگ بي پاياني در عرصه فرهنگي و اجتماعي شکل گرفته که خلاصه کلام به «آمريکايي کردن سبک زندگي مردم» منجر شده و با استحاله فرهنگي و مذهبي ، بويژه در جوانان ، مقدمات تسخير تام و تمام ، بدون جنگ و خونريزي و با سلاح اقناع و ابزار رسانه ها را فراهم نموده است.
به نظر شما دليل اين خصومت و به تعبيري آغاز يک جنگ تمام عيار فرهنگي عليه ما چيست؟
اقطاب استکباري به دنبال سيطره هيمنه شيطاني خود بر ساير جوامع انساني هستند . آنها به دلايل خيلي روشن و بديهي مي دانند که « اسلام » ، مهمترين و به عبارتي بهتر ، اصلي ترين رقيب و انديشه مقاوم و فرهنگ متعالي در مقابل آنها قرار دارد . غرب تجربه آندلس و جنگ هاي صليبي را خوب به ياد دارد و طبيعي است مي خواهد از آن تجربيات شوم خود ، در دوره جديد استفاده کند . بنابراين هر ابزاري که بتواند مايه خدشه ، زوال ، استحاله و انهدام فرهنگ غني اسلامي بشود ، بي گمان و لاجرم از آن بهره خواهد جست . کانوني ترين و جدي ترين رقيبي که در شرايط موجود براي فرهنگ مهاجم غرب ، در جهان اسلام قابل تصور است ، ايران اسلامي است . اين نکته ، گزافه نيست و از سر تعصب زده نمي شود . شما ملاحظه کنيد که اغلب سياستمداران و انديشمندان مهم غرب درباره ايران ، انقلاب اسلامي و رهبران آن چه مي گويند . در همين اجلاس سران جنبش عدم تعهد ، آقاي بان کي مون – دبيرکل سازمان ملل متحد – در ديدار با مقام معظم رهبري چه گفت ؟ وي خطاب به معظم له گفتند که « شما فقط رهبر جمهوري اسلامي ايران نيستيد ، بلکه رهبر مذهبي جهان اسلام هستيد» اين جملات در عالم سياست و ديپلماتيک خيلي معنادار است . در ديدار دانشجويان جهان اسلام با ايشان ، جملاتي که از نسل جوان جهان اسلام ، صادر شد ؛ انصافا کداميک از اين حرفها و عبارات در مورد يکي از رهبران دنياي غرب و يا شرق صادر شده است . اينکه امروز ، جمهوري اسلامي ايران ، کانون تحولات منطقه اي و جهاني است ، حرف خيلي روشن و قابل اطميناني است . اصلا اجازه دهيد اشاره کنم به دعواهاي انتخاباتي باراک اوباما و ميت رامني . چرا نحوه تعامل با ايران اسلامي به يکي از عناصر تعيين کننده در انتخابات رياست جمهوري قلدرترين کشور عالم تبديل شده است ؟ اگر ايران ضعيف و ناتوان هست ، پس چرا ، بحث ايران ، همواره از مباحث جدي و پرچالش آنهاست ؟ مورد ديگر اينکه امروز مهمترين دشمن « اسلام » در دنيا چه کسي است ؟ هيچ اختلافي وجود ندارد که بيش از يک ميليارد مسلمان معتقدند که خبيث ترين دشمن مسلمانان ، رژيم صهيونيستي غاصب است . خوب ، مهمترين دشمن اسرائيل چه کسي است ؟ و اسرائيلي ها با شنيدن نام کدام کشور ، لرزه بر اندامشان مي افتد و رعشه مي گيرند ؟ پاسخ معلوم است : جمهوري اسلامي ايران .اينها را عرض کردم که بدانيم کانون اين حملات و نوک پيکان تهاجم فرهنگي رسانه هاي رژيم صهيونيستي ، ايالات متحده و اذناب و اقمارشان به سمت ما نشانه رفته است . طبيعي است آنها دست به هر خباثتي بزنند و البته تا الآن هم دامنشان به انواع رذالت ها و شرارت ها آلوده است .
در اين ميانه جنگ فرهنگي غرب عليه ايران اسلامي جايگاه شبکه هاي ماهواره اي که اين روزها رشدي قارچ گونه پيدا کرده اند چگونه است؟
شبکه هاي ماهواره اي از مهمترين ابزارهاي تهاجم فرهنگي است . با ورود ماهواره به عرصه مصارف فرهنگي از اواخر دهه شصت و بعد از اتمام جنگ تحميلي ، به تشديد برخي ناهنجاري هاي ارزشي و فرهنگي کمک کرد. قبل از آن و در طول دهه شصت برخي از برنامه هاي کانال هاي تلويزيوني کشورهاي همسايه در بعضي شهرهاي نزديک مرزي و توسط آنتن هاي خيلي بلند، دريافت مي شد. در دهه هفتاد با ورود قاچاق انواع تجهيزات ماهواره اي ، حجم دريافت اين کانالها به سرعت افزايش يافت و به مناطق مرکزي کشور نيز سرايت کرد . دهه هشتاد و در سال هاي جديد و با استفاده از ديش هاي جديد و دريافت کننده هاي ديجيتالي ميزان دريافت اين کانالها افزايش يافت . برآورد اوليه نشان مي دهد که درفضاي اقليمي ايران حدود 18000 شبکه تلويزيوني قابل دريافت است و البته دارندگان تجهيزات ماهواره اي برنامه هاي حدود 2000 شبکه را دنبال مي کنند و ساير شبکه ها به دلايل گوناگون از جمله عدم جذابيت ، بيگانگي زبان و... مورد توجه جدي دارندگان تجهيزات ماهواره اي نيستند.
مهمترين شبکه هاي ماهواره اي که براي کشورمان برنامه پخش مي کنند کدامند؟
از مهمترين شبکه هاي ماهواره اي که بيشترين ميزان مخاطب را در بين دارندگان شبکه هاي ماهواره اي براي خود اختصاص داده اند مي توان به شبکه هاي Manoto ،Farsi1 ، Gem TV ،BBC Persian ، VOA اشاره کرد . البته شبکه هايي نيز هستند که برد قومي و منطقه اي دارند . مثلا شبکه Gunaz TVکه براي مناطق آذري زبان برنامه پخش مي کند و به دنبال تحريک احساسات قوميتي و پان ترکي است . يا شبکه هايي مثلZagros و روژهه لات که براي مناطق کردنشين ، برنامه پخش مي کند و سوداي تجزيه طلبي دارند و به تعبيري بلندگوي گروهک هايي مثل دموکرات ، کومله و پژاک هستند. همچنين گروه شبکه هاي mbc با اختصاص دادن شبکه هايي مخصوص کودکان و زنان و همچنين پخش فيلم هاي خشن و مبتذل هاليوودي و همچنين فيلم هاي پر زرق و برق ترکي از جمله شبکه هاي پرطرفدار هستند . هرچند احتمالا به دلايل مالي مدتي است که شبکه فارسي اين گروه با عنوان mbc pershia تعطيل شده است.
شبکه هايي نيز وجود دارند که به دنبال تبليغ و ترويج مسيحيت هستند که از مهمترين آنها مي توان به شبکه
«نجات » ، اشاره کرد که به دنبال ايجاد ، «کليساي خانگي» است . بهائيان نيز فعال هستند و از شبکه هاي گوناگون مطالب خود را انتقال مي دهند که عريان ترين و صريح ترين آنها از شبکه سلطنت طلب Pars TV است که روزي چند ساعت برنامه دارند .
شبکه هاي خبري نيز وجود دارند که تعدادي را جلب خود کرده اند که از آن جمله ؛ به شبکه يورونيوز (شبکه تلويزيوني اتحاديه اروپا که به زبانهاي مختلف ترجمه ميشود) و يا الجزيره (شبکه قطر) و شبکه العربيه
( شبکه تلويزيوني آل سعود ) . شبکه هايي نيز وجود دارد که به ترويج اسلام سکولار و انجمن حجتيه اي مي پردازد که مثال بارز آن شبکه موسوم به «شبکه اهل بيت» است که در زير لواي اهل بيت (عليهم السلام) و از داخل خاک آمريکا برنامه پخش مي کند و جالب است که آمريکا و اسرائيل - که مهمترين دشمنان اسلام و شيعه هستند - به هيچ وجه مورد توجه قرار نمي گيرند و حرفي از آن زده نمي شود و مهمترين و البته تنهاترين برنامه و هدف آن بحث پيرامون ولايت حضرت امام علي (ع) و مسائل مرتبط با موضوع ولايت و خلافت است .
نوع فيلم ها و سريالهايي که اين شبکه ها در دستور پخش خود قرار مي دهند حاوي چه مضاميني است و اين مضامين چه تاثيري بر فرهنگ و رفتار افراد جامعه خواهد داشت؟
اجازه دهيد با ذکر نمونه هاي روشن به سئوال شما ، پاسخ دهم . مي دانيم که شبکه تلويزيوني فارسي وان ، توسط گروه رسانه اي سعد محسني (موبي) -که يك بهائي افغاني و مقيم استرالياست - در سال 2009 تأسيس شد .قابل ذكر است کمپاني موبي ، قبل از تأسيس فارسي وان ، شبكه هاي تلويزيوني طلوع ، لمر (به زبان پشتوني) ، راديو آرمان ، استوديوي موسيقي باربد ميوزيك و .... راه اندازي كرده اند كه مخاطب اصلي آن مردم افغان هستند. فارسي وان با ترجمه فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني سعي مي کند بخشي از مخاطبان ايراني و فارسي زبان را به خود جذب نمايد . دفتر مركزي آن در هنگ كنگ و دفتر فروش و بازاريابي اش در دبي قرار دارد.فيلم ها و سريال هايي همچون آشنايي با مادر ، خواهر دوست داشتني من ، همسر من بي نظيره ، رؤياي شيشه اي ، همسايه ها ، افسانه افسونگر، سفري ديگر، دارما و گريك ، ققنوس، ويکتوريا و... مخاطباني پيدا كردند كه دوست داشتند به تعقيب داستان بپردازند و خود را به آخر ماجرا برسانند ولي قصه اين فيلم ها چه بود؟هر فيلم و سريالي كه فارسي وان پخش مي كند محتواي اصلي و اساسي آن « خيانت » در خانواده است ، هم مرد به زن و هم زن به شوهرش خيانت مي كند و از اين خيانت قبح زدايي مي شود. فرزندان ، حرامزاده و در بسياري موارد و در صورت اقتضاي سني خود اسير اين روابط نامشروع خارج از نظام خانواده هستند و جالب اينكه افراد به اين مسئله كمترين واكنشي را نشان نمي دهند و راحت از كنار آن مي گذرند و اين خيانت را طبيعي مي پندارند .
به نظر شما چرا فارسي وان ، اين گونه فيلم ها را كه محتواي اصلي آن خيانت هست ، براي مخاطب ايراني نشان ميدهد ؟
جالب است بدانيم فارسي وان با پيوستن به گروه رسانهاي استار ، تحت قيموميت شرکت نيوز كورپوريشن قرار گرفته است كه رئيس آن رابرت مرداك ، صهيونيست مقيم استراليا و شيطان رسانه اي دنياست و مي دانيم كه (سعد محسني ، مدير فارسي وان ، يك بهائي است) و با صهيونيست ها روابط تنگاتنگي دارند.يا گروه شبکه هاي gem که امروزه به فارسي وان دوم شهرت يافته است و علاوه بر پخش موسيقي به پخش سريال هاي ترکي و عربي با همان مضاميني که قبلا ذکر شد ، مي پردازد.البته ناگفته نماند که در اين بين شبکه سرگرمي « من و تو » ، گوي سبقت را از ساير رقبا ربوده است و اهداف سياسي آن هر روز بيش از ديروز بر بينندگان آشکار مي شود. در حالي که تلاش لندن تا سال گذشته عمدتاً به پخش برنامه هاي سياسي ، ضد مذهبي يا ضد شيعي براي مخاطبان ايراني محدود مي شد، ولي مدتي است سياستگذاران جنگ نرم در لندن با چرخشي معنادار به سراغ برنامه هايي با پوشش سرگرمي رفته اند. استفاده تمام عيار از تمام ظرفيت هاي تصويري از مستند و آموزشي تا فيلم سينمايي، با پوشش تمام گروه هاي سني از کودک تا بزرگسال، که با ايجاد کانال هاي متعدد سرگرمي و موسيقي دنبال مي شود، در دستور کار اين برنامه راهبردي قرار دارد.در برنامه معروف «بفرماييد شام » به دنبال عادي سازي و قبح زدايي از «شراب و شرابخواري » ،« گوشت خوک » و ... دنبال ميشود . در بسياري از مستندهاي مربوط به ايران ، به دنبال
« تطهير رژيم شاه » هستند و در برخي ديگر ، القاي آموزه هاي بهائيان را دنبال مي کنند .
چند وقت پيش ، شبکه من وتو ، گزارش مستندي ساخت تحت عنوان « از تهران تا قاهره» که فرح ديبا – بيوه محمدرضا پهلوي – بازيگر اصلي آن بود . مجري و يا مصاحبه کننده يکبار ولو يکبار از زندان هاي گوناگوني که ساواک و به دستور مستقيم همسر فرح ؛ محمدرضا پهلوي، در ايران داير کرده و در آن به شکنجه مبارزان مسلمان مي پرداخت، اشاره نمي کند . يا از وي درباره شهادت شصت هزار نفر از ايرانيان که توسط رژيم منحوس شاهنشاهي، به شهادت رسيدند ، سئوال نمي کند. از وابستگي ، فساد ، غارت و دزدي اموال عمومي نمي پرسد . گويا در دوران پهلوي ، ايران بهشت برين بوده است ! اگر اين طور بوده ، پس چرا ميليونها ايراني عليه آن قيام کردند و آنها مجبور شدند مثل ديکتاتورهاي کشورهاي عربي پا به فرار بگذارند .
کارويژه اصلي شبکه ماهواره اي من و تو ؛ عادي سازي مفاهيم غيرديني، ترويج اباحه گري و ليبراليسم فرهنگي و دين زدايي است. درواقع « آندلسي کردن ايران » ، مهمترين هدف اين شبکه مي باشد.ناگفته نماند که برخي از
دستاندر کاران اين شبکه بخصوص « اتاق خبر» از همکاران سابق BBC هستند.
اين شبکه ها چه گروه هايي از جامعه را هدف خود قرار داده اند؟ کودکان و جوانان در کجاي اهداف اين شبکه ها قرار مي گيرند؟
طبيعي است آنها بيشتر به دنبال جلب مخاطب از بين کودکان ، نوجوانان و جوانان هستند تا با فرصتي که دارند با دستکاري در مفاهيم ، مفروضات و نظام ارزشي و دستگاه عقيدتي آنها ، انسانهايي با استانداردهاي خود تربيت کنند .
بنابراين روشن است که اين گروه مهمترين و اصلي ترين مخاطب شبکه هاي ماهواره اي ضد انقلاب است .
در حوزه اخبار و برنامه هاي سياسي اين شبکه ها چه رويکردهايي را دنبال مي کنند؟ اين برنامه ها بهچه ميزان مطابق با واقعيت هاي جامعه ايران است؟
ببينيد هدف اصلي تمام شبکه هاي فارسي زبان ، انهدام فرهنگ و ارزشهاي اسلامي ايرانيان است و فقط قالب برنامه ها عوض مي شود و نبايد اسير تغيير اين قالب ها شويم. طبيعي است در برنامه هاي خبري و سياسي ، روشها فرق مي کند ولي هدف ، همان است که عرض کردم.
به عنوان مثال شبکه بي بي سي فارسي - که رسما از طريق وزارت خارجه بريتانيا ، ساپورت مالي مي شود - ادعا
ميکند که اين شبکه بي طرف است ! اگر بي طرف است ، پس چرا تامين مالي آن بر عهده وزارت خارجه بريتانياست ؟
اگر بي طرف است چرا فقط اخبار يکسويه منفي و در تمام موارد سياه از وضعيت فرهنگي ، سياسي و اجتماعي ايران نشان مي دهد. در اجلاس سران جنبش غير متعهدها که در تهران با اقتدار برگزار شد ، آبروي اينها رفت و اگر کسي ادعا کند که اين شبکه بي طرف است ، يا به عقلش بايد شک کرد و يا به تعهدش در قبال وطنش. بي بي سي فارسي ، قبل از اجلاس ، مدام خبر مي داد که «بان کي مون» به ايران نخواهد آمد ، محمد مرسي نخواهد آمد ، عربستان شرکت نخواهد کرد و ... و دهها خبر ديگر که اتفاقا در اکثر موارد دروغ از آب در آمد . حالا بعد ديدند که اتفاقا اجلاس در سطح فوق العاده عالي برگزار مي شود، سکوت کردند و خفه خون گرفتند . وقتي هم خواستند خبري منتشر کنند فقط به آن بخش از سخنان محمد مرسي که پيرامون تحولات سوريه گفته بود ، پرداختند . محمد مرسي درباره رژيم صهيونيستي و حقوق ملت مظلوم فلسطين ، به مراتب بيشتر از سوريه سخن گفت ، چرا از آنها خبري پخش نکرديد . اين يک شيطنت و شرارت رسانه اي محرز و آشکار است . يا مثلا با برخي ورشکسته هاي سياسي مصاحبه مي کنند که اساسا جنبش غير متعهد ها ، يک جمع غيرفعال و غير موثر است . گيرم که اين طور است ،
پس چرا قبل از برگزاري آن حرفها را مي زديد ؟ و الآن دست به دامن شانتاژ ، فريبکاري و دروغ بافي شده ايد .
چگونه مي توان جامعه را از گرايش به چنين برنامه هايي منع کرد؟ رسانه ملي چه ميزان توانسته است در اين زمينه فعال باشد و نيازهاي جامعه در زمينه هايي مانند سرگرمي ،
اطلاع رساني و ... را فراهم آورد؟
بايد ديد چرا تعدادي از مردم به سمت شبکه هاي ماهواره اي گرايش پيدا کرده اند . دلايل گوناگوني براي اين امر وجود دارد . واقعيت اين است که صدا و سيماي ما تنوع لازم براي جلب و جذب مخاطب با انواع و اقسام ذائقه ها را ندارد . البته بخشي به صدا و سيما و بخشي هم به فضاي فرهنگي و سياسي کشور بر مي گردد . عده اي هستند که مدام از برنامه هاي صدا و سيما انتقاد مي کنند . در مواردي اين انتقادها قابل قبول است ولي واقعيت آن است که به نيت برخي از منتقدين شک دارم . کلمه حقي است ولي از آن باطل اراده مي شود . يعني اگر جريان ، باند و گروه آنها در صدا و سيما حاکم بود ، صدايشان در نمي آمد .با اين وجود در مواردي هم انتقادهاي صريح توسط مراجع عظام ، علماي اعلام ، اساتيد و يا تشکل هاي دانشجويي صورت مي گيرد که انصافا اين انتقادات وارد است . بررسي خيلي مختصر نشان مي دهد که في المثل سريال هاي ماه مبارک رمضان ، به طور جدي افت پيدا کرده است و متاسفانه در مواردي با روح حاکم بر اين ماه شريف منافات دارد . انصافا سريال «خداحافظ بچه» را با کدام معيار ديني و حتي عقلي يا عرفي مي شود پذيرفت ؟ جالب است اول حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي ، سخنراني مي کردند و بعد سريال خداحافظ بچه ، پخش ميشد ! در حالي که کوچکترين سنخيتي بين اين دو برنامه وجود نداشت . در برنامه هاي سياسي ، اجازه کوچکترين انتقاد و به چالش کشيدن رفتار نامتناسب فلان مسئول داده
نميشود . شما يک برنامه سراغ داريد که در آن پيرامون يک مسئله مهم سياسي ، دو نفر بيايند و از زواياي گوناگون حرف بزنند و به تعبيري مناظره اتفاق بيفتد ؟ اگر هم تک برنامه هايي هم مثل« زاويه» ساخته مي شود ، بيشتر دنبال مباحث انتزاعي است که طبيعي است افراد خاصي آن را دنبال مي کنند و فراگير نيستند .در بخش هاي خبري هم همين گونه است . هيچ تفاوتي بين اخبار ساعت 14 ، 19 ، 21 ، 22 و 30/22 وجود ندارد حتي ادبيات و واژگان آن هم يکي است با اينکه از شبکه هاي مختلف پخش مي شود .خلاصه کنم الآن هيچ کسي دنبال اين نيست که مسائل و مباحث پيرامون فوتبال را از شبکه هاي ماهواره اي پيگيري کند . چرا؟ چون برنامه نود – علي رغم همه اشکالات احتمالي آن- بدون هيچ خط قرمز کاذب و کذايي ، اطلاع رساني کرده و نظرات مختلف و بعضا متضاد را ارائه مي کند .
تلويزيون مدام از فروپاشي اقتصادي ، بيکاري و بدبختي مردم فلان کشور اروپايي يا آمريکا گزارش تهيه مي کند و مصيبت خواني مي کند ولي چرا از وضع نابسامان اقتصادي کشور خودمان ، خبري پخش نمي شود ؟ نابساماني بازار طلا و ارز ناديده گرفته مي شود .
هر روز فلان جنس ، فلان درصد بالا مي رود ولي هيچ خبري گويا رخ نداده است . معيشت مردم ، خيلي مهم است. شما خبررساني کنيد و دست آلوده غارتگران اقتصادي را نشان دهيد ، ببينيد چگونه اعتماد عمومي به رسانه ملي به صورت جهشي بالا مي رود . چرا از فلان کارگر مظلوم که در يک شهر دورافتاده ، از صبح تا شب کار
مي کند و تازه حقوقش را مثلا شش ماه است نداده اند ، خبر تهيه نمي کنند تا مسئولي که در مقابل آن پاسخگوست، تحت فشار افکار عمومي قرار گيرد. البته صدا و سيما با راه اندازي شبکه هاي جديد مثل نمايش ،آي فيلم ، پويا ، بازار ، ورزش و ... انصافا خيلي بهتر از گذشته عمل کرده و بايد قدردان اين زحمات بود . مخصوصا در پوشش خبري نشست سران جنبش عدم تعهد سنگ تمام گذاشت و بايد دست مريزاد گفت .مثال خيلي بارز همين پوشش نشست سران عدم تعهد است . ما انتظارمان از صدا و سيما همين است . کمتر کسي سراغ اخذ خبر درباره اجلاس از شبکه هاي بيگانه بود . اين يک نمونه موفق و به اصطلاح ايده آل تايپ است.
اگر نکته خاصي به نظرتان مي رسد که به غناي مطلب مي افزايد، ارائه فرماييد.
مي دانيم که در دهه هاي آينده ديگر نمي شود با برخوردهاي فيزيکي به سراغ مبارزه با رسانه ها رفت . در جنگ رسانه ها بايد از ابزار رسانه و شيوه هاي عمليا ت رواني به خوبي استفاده کنيم . ما با يک کشور درگير نيستيم. با دنيايي درگيريم که ارزشهاي ما با ارزشهاي آن در تقابل و در تضاد است . هر چه امروز زحمت بکشيم در آينده ، ثمرات آن را درو خواهيم کرد. به دنبال تئوريزه کردن رسانه اسلامي – ايراني باشيم و مهمتر از آن ، آن را عملياتي و اجرايي کنيم و نيز مطمئن باشيم که جوانان ما ، مسلمان و ايراني هستند. به آنها ايمان داشته باشيم و فضا را باز کنيم و به آنها هم اجازه دفاع از انقلاب و ارزشهاي والاي اسلامي بدهيم . جوانان ما علمدار و پيرو همت ها ، باکري ها ، خرازي ها ، چمران ها و ... هستند نمونه اش شهداي هسته اي . پس آنها باور کنيم .
با تشکر از اينکه وقت مبسوطي را در اختيار ما و مخاطبين روزنامه رسالت قرار داديد.
خيلي ممنونم که اجازه داديد عرايضم را ارائه دهم .
مصاحبه با شبکه جهانی سحر آذری ؛ پیرامون وضعیت فعالان مسلمان
مصاحبه با شبکه جهانی سحر آذری
پیرامون شهادت حاج واقیف از شهدای حجاب جمهوری آذربایجان
جریان شناسی سیاسی - قسمت دوم
اختلافات اصلاح طلبان و اصولگرایان
|
حوزه اختلاف |
اصلاح طلبان |
اصولگرایان |
|
مشروعیت نظام سیاسی |
مشروعیت مردمی انطباق مشروعیت بر مقبولیت |
مشروعیت الهی مقبولیت مردمی |
|
حدود اختیارات رهبری در قانون اساسی |
احصائی |
تمثیلی |
|
سیاست خارجی |
الویت مراودات با کشورهای غربی |
الویت مراودات با کشورهای جهان اسلام و آمریکای لاتین |
|
فرهنگ |
تساهل ، تسامح |
هدایت ، حمایت ، نظارت |
|
اقتصاد |
جهانی و لیبرالی |
بومی و اسلامی |
احزاب اصولگرا
|
ردیف |
نام حزب |
دبیر کل |
ارگان حزبی |
|
1 |
جامعه روحانیت مبارز |
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی |
ندارند |
|
2 |
حزب موتلفه اسلامی |
نبی الله حبیبی |
هفته نامه شما ماهنامه ذکر |
|
3 |
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی |
حسین فدائی |
www.isargaran.ir |
|
4 |
جامعه اسلامی مهندسین |
محمدرضا باهنر |
هفته نامه جام Mohandesin.ir
|
|
5 |
جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی |
علیرضا زاکانی |
هفته نامه پنجره www.rahaee.ir www.jahannews.ir |
احزاب اصلاح طلب
|
ردیف |
نام حزب |
دبیر کل |
ارگان حزبی |
|
1 |
مجمع روحانیون مبارز |
سید محمد خاتمی |
ندارند |
|
2 |
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی |
محمد سلامتی |
هفته نامه عصر ما ( توقیف شده است) |
|
3 |
جبهه مشارکت ایران اسلامی |
محسن میردامادی |
سایت نوروز ( فیلتر شده است) |
|
4 |
حزب اعتماد ملی |
مهدی کروبی |
روزنامه اعتماد ملی (توقیف شده است) |
|
5 |
حزب مردمسالاری |
مصطفی کواکبیان |
روزنامه مردمسالاری |
|
6 |
حزب کارگزاران سازندگی ایران اسلامی |
غلامحسین کرباسچی |
روزنامه شرق (غیر رسمی) |
جریان شناسی سیاسی - بخش اول
مقدمه
تقسیم بندی ها و صورتبندی های گوناگونی از جریان ها ، احزاب و گروههای سیاسی و البته فکری – فرهنگی توسط اساتید و صاحبنظران ارائه شده است که همه آنها از زاویه و منظری مساله را مورد مطالعه و مداقه قرار داده اند که متاسفانه به دلیل فرصت اندک ، امکان پرداخت به این تقسیم بندی ها وجود ندارد .
در علوم سیاسی و جامعه شناسی سیاسی اگر گروه ، جریان و حزبی خود را ملتزم به چارچوب های نظری یک نظام سیاسی بداند ؛ آن گروه ، جریان و حزب را « در دولت » ، « در حکومت » و اگر خود را ملتزم به دستگاه سیاسی نداند ، « بر دولت » و یا « بر حکومت » می نامند . به عبارت دیگر جریان « در دولت » ، همسو با حکومت و حاکمیت است و جریان « بر دولت » ، ضد دولت ، ضد حکومت و به عبارتی بهتر ، « اپوزیسیون » نامیده می شود .
با این توضیح مختصر ، ما دو گروه و دو جریان عمده داریم : جریان ها ، گروهها و احزاب انقلابی و قانونی و جریان ها ، گروهها و احزاب ضد انقلابی و غیر قانونی یا ضد قانون نظام جمهوری اسلامی .
الف ) جریانهای ضد انقلاب (اپوزیسیون)
جریانهای اپوزیسیون را با توجه به اندیشه سیاسی به چهار دسته عمده تقسیم می کنیم :
1) چپ گرایان:
جریان های چپ گرا ، به جریان ها و گروههایی گفته می شود که اندیشه سیاسی آنها ملهم از « سوسیالیسم » و یا « مارکسیسم » بوده و البته در اغلب موارد این اندیشه چپ با آموزه های بومی و - در برخی موارد حتی- دینی ترکیب یافته و به نوعی التقاط یافته و دچار نوعی انحراف شدید عقیدتی شده است .
به دلیل ضیق مجال ، ما صرفا به برخی از گروههای مهم این جریان خواهیم پرداخت که البته این پرداخت خود نیز اجمالی خواهد بود و انشاالله اگر فرصت و توفیقی یافتیم آن را به تفصیل واکاوی خواهیم کرد . از مهمترین گروههای چپ گرا می توان به حزب توده ، سازمان چریک های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق ایرن اشاره کرد که انشاالله و در جای خود تک تک آنها را بررسی خواهیم کرد .
2) ملی گرایان
مهمترین دغدغه و یا به عبارتی مساله اصلی این جریان ، « ناسیونالیسم » و ملی گرایی است و البته در بین آنها جریانهایی با رنگ و لعاب مذهبی هم یافت میشود ولیکن ، دغدغه نخست ، ملی گرایی است . به عبارتی این جریان حتی در صورت تقید به دین و آموزه های مذهبی ، اول ایرانی هستند و بعد مسلمان . ایرانی بودن مقدم تر و اولی و مرجح است به مسلمان و شیعه بودن ! به تعبیر مهندس مهدی بازرگان – بنیانگذار نهضت آزادی – ما اول ایرانی هستیم و بعد مسلمان .
جبهه ملی ، نهضت آزادی ایران و .... از مهمترین گروههای این جریان به شمار می روند .
3) سلطنت طلبان
سلطنت طلبان ، همانطورکه از عنوان آنان بر می آید به دنبال بازگشت نظام و رژیم سلطنتی به ایران با شقوق گوناگون آن هستند . این گروه که کمترین هوادار را در بین اپوزیسیون و ضد انقلاب دارند ، آرزوی بازگشت رژیم پهلوی و به تعبیر آنان ولیعهد رضا پهلوی و احیای مجدد سلسله شاهنشاهی پهلوی را دارند .از مهمترین گروهک های وابسته به این جریان می توان به انجمن پادشاهی ایران ، درفش کاویانی ، مشروطه خواهان و ... نام برد . علی رغم صرف میلیون ها دلار توسط سران دربار پهلوی ، همواره بین اعضای این گروهها اختلاف جدی وجود دارد و این اختلافات در درگیری های رسانه ای آنان مشاهده می شود.
4) گروهها و جریان های شبه قومی و مذهبی
بسیاری از جریان ها و گروهها در ایران و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کنند که پایگاه و خاستگاه آنان قومی است و گستره سراسری ندارند . به عنوان مثال گروهک های کومه له ، دموکرات ، خه باط و پژاک در مناطق کردنشین فعالیت می کنند و به گفته خود به دنبال مبارزه برای احقاق حقوق خلق کرد هستند . یا گروهک جندالله – گروهک عبدالمالک ریگی معدوم – ادعا می کند که برای خلق بلوچ می رزمد .
این گروهک ها اگرچه به لحاظ تعداد بیشترند ولی از لحاظ هوادار ، انسجام سازمانی، قوت و توان ایدئولوژیکی به شدت در فقر و نداری به سر می برند . به تعبیری این گروهک ها عموما در حد فعالیت های خرابکارانه و تروریستی باقی می مانند و نمی توانند حتی در منطقه فعالیت خود نسبت به جذب جوانان بپردازند . اگر از آنها هم نامی برده می شود به دلیل رفتارهای صرفا تروریستی آنها هست ،گرچه اغلب گروهک های ضد انقلاب دستشان به خون ملت مسلمان ایران آغشته است .
گروههای دیگری هم هستند که عموما در پوشش یک مذهب خاص و یا مسلک ویژه عمل می کنند . عموم فرقه های عرفانی کاذب ، سکولار و غالبا بی شریعت ( شرقی ، سرخ پوستی ، هندی ، امریکای لاتین و .... ) از این سنخ هستند .آنها عقاید و رفتار خود را در شبیه دین کرده و به جوانان جویای معنویت ارائه می کنند .گروههای گوناگون شیطان پرستی ، جن پرستی ، روح پرستی و... را می شود در داخل این این جریان ها قرار داد . بدیهی است مهمترین گروه را می توان به بابیت وبهائیت اختصاص داد که توسط عوامل انگلیس و بر علیه مکتب مترقی اهل بیت عصمت و طهارت راه اندازی شد که ظاهری شبه مذهبی دارد ولی در اصل پایگاهی برای عوامل خائن و عموما جاسوس غرب است که سعی و تلاش مذبوحانه در مبارزه با مکتب تشیع دارد . پرداخت اجمالی به این گروهها با توجه به تعدد و تکثر آنها فرصت زیادی می خواهد که عملا در این مجال نمی گنجد تا چه رسد به بحث تفصیلی در مورد یکایک آنان.
1) چپ گرایان
2) همان طور که ذکر شد ، احزاب و گروههای چپ گرا ، اندیشه سیاسی خود را بر مارکسیسم و یا سوسیالیسم ، بنا کرده اند و بر این اساس هم رفتار کرده و عمل سیاسی خود را تنظیم می کنند. در زیر به برخی از این احزاب و گروهها در حد اجمال ، اشاره می شود :
1-1) حزب توده
پیشینه تاریخی
پیشینه حزب توده ، به تشكیل گروه 53 نفري (گروه دكتر تقي اراني) كه در دوره رضاخان دستگير شدند ، بر مي گردد. در مهر1320 اعضای گروه آزاد شده با حمایت مستقیم دولت شوروی ، حزب توده را تشكيل دادند .
اندیشه سیاسی
حزب توده مروج تفكر ماركسيسم – لنينيسم بود و با تشكيلات گسترده و حمايتهاي مالي و اطلاعاتي شوروي ، فعاليت خود را عموماً درمحافل دانشگاهي توسعه داد . در دهه 30 ، كمونيست ها در فضاي دانشگاهي اكثريت بودند.
آنها در صدد ايجاد جامعه بي طبقه بوده و ضمن انكار وجود خدا ، به ماترياليسم اعتقاد داشتند و سعي مي كردند كه با رهبري و هدايت روشنفكران و دانشگاهيان ماركسيست ، راه ايجاد انقلاب كارگري – دهقاني را درايران ، هموار ساخته و كمونيسم موعود در تفكر ماركسيسم را محقق سازند.
شرايط فعلي
حزب توده ، بعد از كودتاي 28 مرداد و تاسيس ساواك در 1334 مورد تعقيب رژيم شاه واقع شد و اغلب اعضا دستگير و تعدادي نيز از كشور فرار كردند.
بعد از انقلاب اسلامي ، حزب توده مجددا ، فعال شد و به يارگيري از دانشگاه ، ارتش و ... پرداخت ، ليكن در همان اوايل با افشاي جاسوسي آنها براي شوروي سابق و انجام اعمال خرابکارانه ، حزب توده منحل گشته و اعضايش دستگير و محاكمه شدند. عدم جذابیت ایدئولوژیکی و دشمنی آن با آموزه های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران باعث رکود و تعطیلی عملی و از بین رفتن حزب توده شد . با فوت نورالدین کیانوری در اواخر دهه هفتاد شمسی، حزب توده به تاریخ پیوست گرچه کسانی ولو معدود در حال حاضر از اندیشه و عمل حزب توده ، دفاع و حتی آن را تبلیغ می کنند . از فعالان اصلی و رسانه ای حزب توده در حال حاضر ، « علی خاوری » هست.
2-1) سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران
پیشینه تاریخی :
سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران كه در فروردين 1350 اعلام موجوديت كرد از ائتلاف دو گروه قديمي دانشجويي كه پيشينه شكلگيري آنها به دهه 1340 بر ميگشت، به وجود آمد.
گروه اول در سال 1342 توسط تعدادي از دانشجويان دانشگاه تهران (بيژن جزني، حسن ضياء ظريفي، عباس سوركي، علياكبر صفاييفراهاني، محمد آشتياني و حميد اشرف) به رهبري بيژن جزني سازمان داده شد.
گروه بيژن جزني در زمستان 1346 توسط يك نفوذي تودهاي عضو ساواك به نام عباس آقايان (شهرياري) به ساواك معرفي و دستگير شدند و بيژن جزني و عباس سوركي در فروردين 1354 تيرباران شدند.
بعداز دستگيري بيژن جزني و عباس سوركي، اعضاي ديگر گروه؛ علياكبر صفايي فراهاني (دانشجوي مهندسي) و محمد صفار آشتياني (دانشجوي حقوق) از مرز خارج شده و به لبنان رفتند و مدت دو سال در اردوگاههاي وابسته به سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف)، آموزشهاي چريكي ديدند.
صفايي فراهاني در سال 1348 به ايران برگشت و با برقرار ارتباط با حميد اشرف و دو نفر ديگر كه دستگير نشده بودند، مجداً به سازماندهي گروه خود پرداختند و با الهام از روش مبارزاتي چه گوارا و فيدل كاسترو در جنگلهاي شمال جهت شروع مبارزه مسلحانه مستقر شدند.
در حين فعاليت گروه در جنگلها و روستاهاي سياهكل يكي از اعضاي گروه كه با اسلحه وارد روستا شده بود توسط مردم دستگير و تحويل پاسگاه سياهكل شد. بقيه اعضاي گروه براي رهايي فرد بازداشت شده، شب 19 بهمن 1349 با جلو انداختن «انقلاب قهرآميز» (به زعم خودشان) به پاسگاه سياهكل حمله كرده و ضمن درگيري به خلع سلاح پاسگاه اقدام ميكنند. در حالي كه قبل از حمله گروه، رئيس پاسگاه فرد دستگير شده را از پاسگاه خارج كرده بود كه ساواك با كمك وي توانست مخفيگاه آنها را شناسايي كند. محمدرضا شاه، برادرش شاهپور غلامرضا را مسئول مستقيم عمليات سركوب واقعه سياهكل كرد. حكومت شاه با اقدام عمليات وسيع امنيتي و نظامي همه اعضاي گروه را كشت و تعدادي نيز كه به روستائيان پناه برده بودند، دستگير و در اسفند 1349 اعدام كرد.
گرچه واقعه سياهكل اهميت چنداني در تاريخ مبارزات ملت ايران ندارد ولي براي گروههاي ماركسيست بسان يك اسطوره و نماد مبارزه است.
گروه دوم كه شامل مجيد و مسعود احمدزاده، امير پرويز پويان و عباس مفتاحي بودند، بر خلاف گروه اول، نه تنها سابقه تودهاي و چپي دناشتند بلكه مذهبيتر بودند و از افراد خانوادههاي ملي – مذهبي در مشهد بودند كه وارد دانشگاه تهران شده بودند. وليكن تحت تأثير موج ماركسيسم در فضاي دانشگاهي بودند و به مطالعه آثار ماركس در سال 1346 ميپرداختند.
حميد اشرف از بقاياي گروه جزني كه در واقعه سياهكل در تهران بود با برقراري تماس با گروه احمدزاده – پويان، به سازماندهي مجدد نيرو پرداخت. دو گروه احمدزاده – پويان و بقاياي گروه بيژن جزني، پس از آشنايي با هم و آگاهي از نظريات سياسي يكديگر در فاصله شهريور تا دي 1349 به مباحثات طولاني و منظم بر سر انتخاب استراتژي و تاكتيك مناسب جهت مبارزه مسلحانه ادامه دادند. گروه جزني كه بيشتر رهبران آن از اعضاي پيشين حزب توده بودند، درباره ادغام بر اهميت ايجاد سازماني توانمند تكيه داشت اما اعضاي گروه احمدزاده كه بيشتر عضو پيشين جبهه ملي بودند، به نقش تودههاي خودجوش و عمليات قهرمانانه اهميت ميدادند.
در اين مذاكرات و گفتگوها به تئوري كار گروهي به منظور برخوردهاي مسلحانه و درهم شكستن جو خفقان رو آوردند و مبارزه مسلحانه را تنها راه رهايي دانستند و جنگ چريكي به عنوان استراتژي مسلحانه انتخاب شد. در صبح روز 18 فروردين 1350 با ترور سرتيپ فرسيو، دادستان اداره دادرسي ارتش در تهران، عملاً «سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران» شكل گرفت.
با نفوذ و رخنه ساواك و كشته شدن حميد اشرف، از سال 1355، اين سازمان جز در زندان، وجود خارجي نداشت.
همان طور كه اشاره شد، چريكهاي فدايي خلق، جواناني بودند كه يا از اعضاي جوان حزب توده بودند و يا از
اعضاي جبهه ملي بودند كه انتقاداتي به مشي مماشاتي و محافظهكارانه اين دو جريان داشتند.
تئوريسين و ايدئولوگ چريكهاي فدايي خلق، بیژن جزني است. بيژن جزني در سال 1316 در آذربايجان شوروي متولد شد. پدرش حسين جزني، افسر ژاندارمري و عضو حزب توده بود كه بعدها به دموكرات آذربايجان پيوست و پس از شكست اين حزب به شوروي رفت و تا سال 1345 به ايران بازنگشت. خانواده پدري و مادري (عالمتاج كلانتري نظري) هر دو از هواداران حزب توده بودند.
پس از كودتاي 28 مرداد 1332، بيژن جزني، چندين بار دستگير و زنداني شد.
بيژن جزني از ده سالگي و در سال 1326 به عضويت سازمان جوانان حزب توده درآمد. جزني كه به دليل عملكرد تسليمطلبانه حزب توده در جريان كودتا و نيز موضع انفعالي حزب پس از دستگيري و فروپاشي در سالهاي پس از كودتاي 28 مرداد، اعتماد خود را به آن از دست داده بود، به گرايشهاي راديكال روي آورد و با تأثيرپذيري از انقلابيون مراكسيست آمريكاي لاتين در پي سازماندهي گروهي چريكي براي عمليات مسلحانه عليه رژيم برآمد.
تأثيرپذيري چريكهاي فدايي خلق از ماركسيستهاي آمريكاي لاتين به قدري بود كه تصور ميكردند همچنان كه چه گوارا و فيدل كاسترو از كوههاي سياراماتسا به هاوانا حمله كردند، ميتوانند از كوههاي شمال ايران (سياهكل) بهمن انقلاب را سرازیر کرده و تهران را تسخير كنند.
اندیشه سیاسی :
بیطرفی در قبال اختلافات چین و شوروی.
کوشش برای توسعه جنبش انقلابی در ایران به مثابه وظیفهای ملی و انترناسیونالیستی در پراتیک.
پذیرش برافتادن مناسبات فئودالی و چیرگی مناسبات سرمایه داری در ایران و وابستگی آن به امپریالیسم .
ارزیابی از انقلاب ایران به مثابه انقلابی دموکراتیک و تودهای.
باور به ضرورت سرکردگی طبقه کارگر برای پیروزی قطعی انقلاب دموکراتیک و گذار بی وقفه به انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا برای استقرار سوسیالیسم در ایران.
نفی ضرورت مبارزه برای تشکیل حزب طبقه کارگر به عنوان امری فوری.
پذیرش اندیشه مارکسیسم - لنینیسم.
پذیرش مبارزه مسلحانه، هم در استراتژی و هم در تاکتیک.
همکاری با گروههای معتقد به مبارزات مسلحانه با مشی مارکسیستی و سوسیالیستی از جمله سازمان مجاهدین خلق
انتقاد به مشی و مرام حزب توده
وضعیت فعلی :
چريكهاي فدايي خلق كه سازماني دانشگاهي بود و اغلب نيروهاي آن دانشجو بودند بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و آزادي از زندان، سعي در جذب نيرو كردند و در اوايل انقلاب، فضاي دانشگاهها را متشنج كردند.
چريكهاي فدايي خلق در تقابل با انقلاب اسلامي به دو گروه اكثريت به رهبري « فرخ نگهدار »و اقليت به رهبري « اشرف دهقان » تقسيم شدند. اكثريت به مبارزات مسالمتآميز و اقليت به مبارزه قهرآميز و مسلحانه با جمهوري اسلامي معتقد بود.
گروه اقليت به رهبري اشرف دهقان به كردستان رفت و با گروهك دموكرات به رهبري دكتر عبدالرحمن قاسملو ائتلاف كرد و به مبارزه مسلحانه با نظام اسلامي پرداخت. اكثريت نيز به جاسوسي و ائتلاف با گروهك رجوي اقدام كرد.
خباثتهاي هر دو گروه با درايت فرزندان انقلاب، خنثي شد و بيشتر آنان دستگير و تعداد معدود باقي مانده نيز به خارج از كشور فرار كردند كه فعاليت چنداني جز صدور بيانيههاي مقطعي ندارند.
3-1) سازمان مجاهدین خلق ایران ( منافقین )
پیشینه تاریخی :
چند نفر از دانشجويان و شاگردان جوان مهندس مهدي بازرگان كه در دهه سی در نهضت مقاومت ملی و سپس در نهضتآزادی تجربه سیاسی اندوخته بودند، در شهريور 1344 سازمان مجاهدین خلق را پایهگذاری كردند. محمد حنیفنژاد ، سعید محسن و علي اصغر بدیعزادگان و ....، هسته اولیه سازمان مجاهدین را تشكیل دادند .
اعضاي مجاهدين خلق كه از مشي مبارزاتي نهضت آزادي ومهندس بازرگان انتقاد داشتند با الهام از روش و بينش مبارزاتي ماركسيست ها ،اقدام به ايجاد يك سازمان چريكي و مسلحانه با مرامي ماركسيستي كردند.
انديشه سياسي :
مؤسسین در قدم نخست، به دلیل ناكافی دانستن تفسیر رسمی از دین، با ایجاد گروههای بحث، به تدوینایدئولوژی دینی و سیاسی خود پرداختند و كوشیدند تا متونی را تدوین كنند كه بتواند بهعنوان متن آموزشی در سازمان مورد استفاده قرار گیرد. البته آموزشهایدینی، بر محور كتاب «راه طیّ شده» تاليف مهندی مهدی بازرگان بود.
یكی از نخستین مسائلی كه در این مطالعات به چشم میآمد، آشنایی با آثار ماركسیستیبود. این آشنایی سبب شیفتگی سران مجاهدین نسبت به این تفكر شد و افزون بر مسائل فكری، روشهای سازمانی آنان را پذیرفتند. حنیف نژاد در سال 50 در زندان گفته بود: یك ماركسیست خوب نمیتواند مسلمان خوبی نباشد (یعنی میتواند باشد، بلكه الزاما هست).
پس از انجام كارهای مطالعاتی، تدوین ایدئولوژی در سازمان آغاز شد. این تدوین كه بهنوعی حاصل كار جمعی بود، در هر بخش، توسط یكی از چهرههای سازمان تدوین میگردید.
نخستین كتاب سازمان « متدولوژی » یا « شناخت » نام داشت كه دیدگاههای ارائه شده دركتاب، به گونهای آشكار تفاوتی با دیدگاههای ماركسیستی نداشت. این كتاب پس ازمطالعات جمعی توسط حسین روحانی (كه سابق طلبگي داست و بعد از انقلاب گروهك پيكار را تاسيس كرد كه دستگير واعدام شد) و محمد حنیف نژاد تألیف شد. این كتاب كه بر اساس مبانی ماركسیستی - اسلامی نوشته شده بود، به لحاظ بینش معرفتی دقیقا مبانی ماركسیستی را پذیرفته بود. این مسأله برای كسانی كه حتی اندكی مطالعات فلسفی داشتهاند، قابل تشخیص بود، چه رسد به كسانی كه در این زمینه دانش بیشتری داشتند .
استاد مطهري از سال 54 به بعد كه در قم مبحث «شناخت» را مطرح میكرد، هدفش پاسخگویی به انحراف فكری موجود در سازمان و جزوه شناخت آنان بود. دومین متن تدوین شده در سازمان، كتاب راه انبیاء ، راه بشر - كار محمدحنیفنژاد - است كه بر اساس تئوریهای بازرگان در كتاب «راهطی شده» نوشته شد؛ با این افزوده كه لباس ماركسیستی یا به اصطلاح مجاهدین، لباس علمی بر آن پوشانده شد .
درست پیش از شروع مبارزه نظامی در سال 49 حنیف نژاد جزوه «شناخت» ، «راه انبیاء راه بشر» و «تكامل» را در یك جزوه خلاصه كرد تا اعضای پایین سازمان، سریعتر دورههای آموزش را پشت سر بگذرانند.
مجاهدین نخست، به این میاندیشیدند تا جاذبههای فكری ماركسیسم – که در آن زمان پز روشنفکری محسوب می شد - را به نوعی در اسلام و تفكرات اسلامیجستجو كنند.
اما به هر روی، چون تربیت سنتی داشتند و بیشتر در خانوادههای نسبتا مذهبی و بازاری بار آمده بودند، تلاش میكردند تا تلفیقی میان دو گرایش ایجاد كنند. این تلفیق، استراتژی اصلی آنان در تدوین ایدئولوژی جدیدی بود كه برای سازمان مورد نظر خود مینوشتند. و در واقع، درست تناقض اصلی در همین جا نهفته بود كه میبایست زمانی خود را نشان میداد. دقیق به خار همین مساله است که اسزمان مجاهدین را ، سازمان التقاط می نامند و چون در ظاهر اسلام را می پذیرند ولی در عمل و اندیشه خلاف آن رفتار کرده و می کنند به سازمان منافقین نیز ، مشهور است .
در واقع دینشناسی سازمان، مشتمل بر یك هسته و یك پوسته بود. هسته آن ماركسیستی و پوسته آن اسلامی بود.
با نفوذ شاه مراد دلفانی _از اعضاي حزب توده _ در شهریور 1350 ساواك یك ضربه بزرگ بر سازمان وارد آورد كه موجب شد تمام مسؤلان ، روابط و خانههای تیمی سازمان لو برود.
همانطور كه اشاره شد از همان ابتدا چه به شكل و چه كتب سازمان چون « شناخت » و « تكامل » ، تمایل به ماركسیسم در سازمان وجود داشت، اما در سال 52 و با قرار گرفتن تقی شهرام و بهرام آرام در مركزیت سازمان روند ماركسیست شدن قوت گرفت.
سرانجام به طور رسمی سازمان مجاهدین خلق طی انتشار بیانیهای بسیار مفصل در سال 1354 ماركسیست شد و آیه قرآن ( فضل الله المجاهدين علي القاعدين) را از آرم خود حذف كرد. در بیرون زندان حدود 65 نفر و در داخل زندان 20 نفر ماركسیست شدند. ماركسيست ها دست به تصفيه نيروهاي مذهبي سازمان كردند . سید مجيد شريف واقفي و مرتضي صمديه لباف را كشتند و به ساواك معرفي كردند.
سازمان مجاهدین خلق در دی ماه 1357 با محوریت افرادی چون مسعود رجوی و موسی خیابانی پس از آزادی از زندان با همان ایدههای بنیانگذاران اولیه شكل گرفت و به ظاهر از ماركسیسم فاصله گرفت و با پایبندی كامل ظاهری و منافقانه، به امام و نظام اسلامی شعارهای خود را مطرح كرد.
با حضور دکتر سید ابوالحسن بني صدر در مقام رياست جمهوري فعاليتهاي سازمان گسترش يافت . پس از طرح عدم كفايت سياسي بني صدر در مجلس ، سازمان در 30 خرداد 60 ، وارد فاز مسلحانه عليه انقلاب اسلامي شد. با فرار رجوی از ایران ، موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر اول رجوی در ایران ماندند تا عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را شكل دهند. آنها تا 19 بهمن 1360
البته نیروهای انقلاب نیز تشیكلات حجیم و قوی سازمان را در هم شكستند و سرانجام باقیمانده تشكیلات به فرانسه و بعد از آن به عراق رفت و نقش ستون پنجم ارتش عراق را بر عهده گرفت و به جاسوسي پرداخت.
پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، سازمان منافقین به این نتیجه رسید كه پذیرش قطعنامه كاملا از عجز و ناتوانی نظام است و نظام اسلامي در بحرانیترین شرایط خود قرار گرفته و مردم كاملا از جنگ خسته شدهاند و اگر یك نیرو با حمایت ارتش صدام به ایران حمله كند به راحتی میتواند تحولات جدیدی را ایجاد كند.
رجوی در اوج خوش خیالی به عبور از مرز، فتح شهر به شهر و سرانجام سقوط تهران فكر میكرد . وی حتی در تشریح عملیات ،به جایگاه رژه نیروهایش در میدان آزادی تهران نیز فكر كرده بود و درپايان سخنراني گفت: جمع بندي نهايي ؛ تهران ، ميدان آزادي» .
با فراخوانی نیروها سازمان توانست بیش از 5 هزار نفر را به عراق بكشاند تا عملیات فروغ جاویدان را اجرا كند.بیش از نیمی از این نیروها اصلا آمادگی رزمی نداشتند . بسیار عجولانه در گروههای نظامی آنهار ا آموزش دادند كه تنها هر نیرو فرصت 15-10 دقیقه مییافت تا تمرین تیراندازی كند. بنابراین ارتش رجوی (ارتش خصوصی صدام)، حتی توان مقابله با یك تیپ ایران را نداشت،چه رسد به اینكه بیاید و با عبور از چندین شهر به راحتی به تهران برسد.
سازمان مجاهدین با دستور آتش مریم رجوی همسر سوم و محصول انقلاب ایدئولوژیك مسعود رجوی كه در واقع رییس جمهور خلق ایران هم محسوب میشد، در سوم مرداد 1367روز دوشنبه عملیات خود را آغاز كرد.
با آتش توپخانه عراق و در یك صف 10 كیلومتری نیروهای سازمان سوار بر 600 تانك و نفربر از مرز عبور كردند. سپس شهر «كرند » را گرفته و به سمت « اسلامآباد » حركت كردند. در این زمان نیروهای رزمنده اسلام اجازه دادند تا منافقین با همان خوش خیالی وارد ایران شوند و به حركت خود ادامه دهند. سپس در «تنگه چهار زبر » - تنگه مرصاد - مورد حمله شدید نیروی هوایی و هوانیروز ایران با فرماندهي شهيد سپهبد صياد شيرازي، قرار گرفتند كه با گذاشتن بیش از 2000 جسد مفتضحانه مجبور به عقبنشینی شدند كه منافقین ازآن تعبیر «پیك نیك مرگ» را، داشتند.
با انجام عمليات مرصاد توان سازمان به شدت افول كرد و موجب شد كه تعداد زيادي نيز از سازمان بريدند. منافقين در اواخر حكومت صدام با شركت در « عمليات مرواريد » به كرد كشي پرداختند و بعد با ارتش عراق در سركوب قيام شعبانيه شيعيان – انتفاضه شیعیان جنوب - همكاري كردند. با سقوط صدام سازمان در شرايط احتضار و مرگ قرار گرفت و اعضاي محدود آن در پادگان اشرف - در شمال شرقی بغداد و در استان دیاله و نزديك شهر خالص - مجبورند که شهر اشرف را ترک کرده و به پادگان الحریه – پادگان لیبرتی- نقل مکان کنند .
واقعیت آن است که سازمان منافقین روزهای آخر عمر خود را طی می کند و علی رغم حمایت های گستره کشورهای غربی و برخی کشورهای مرتجع عربی ، نتوانسته به جذب نیرو بپردازد و حتی در بین نیروهای منتقد و یا مخالف جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارد . انجام گسترده ترین و وحشیانه ترین عملیاتهای تروریستی، جاسوسی برای صدام ملعون و خیانت به ملت بزرگ ایران ، لکه ننگی است که همواره بر پیشانی سیاه منافقین خودنمایی می کند.
2 ) ملی گرایان :
همان طور که ذکر شده ، برای این گروهها ، ملی گرایی و یا به تعبیری ایرانی بودن ، مهمترین و اصلی ترین دغدغه است و سایر مولفه ها بعد از آن الویت می یابد. دو حزب و گروه جبهه ملی و نهضت آزادی از مهمترین گروههای این جریان محسوب می شود .
1-2) جبهه ملی ایران :
پیشینه تاریخی
در روزهاي پاياني سال 1328 دكتر محمد مصدق به همراه دوستانش در اعتراض به دخالت عبدالحسين هژير وزير در انتخابات مجلس شانزدهم در دربار متحصن شدند و جبهه ملي را تأسيس كردند كه شامل گروههاي زير بود:
حزب ايران به رهبري اللهيار صالح، نهضت خداپرستان سوسياليست به رهبري محمد نخشب، نيروي سوم به رهبري خليل ملكي حزب ملت ايران به رهبري داريوش فروهر و ... .
پس از ترور هژير توسط سيدحسين امامي از اعضاي فدائيان اسلام، نتايج انتخابات تهران، ابطال و دكتر مصدق و يارانش وارد مجلس شدند.
دكتر مصدق جهت ملي كردن صنعت نفت، با همكاري مرحوم كاشاني به عنوان نخست وزير به محمدرضا شاه تحميل شد و وي توانست نفت را ملي كند وليكن با انجام كودتاي آمريكايي – انگليسي در 28 مرداد 32، مصدق به احمدآباد تبعيد و نهضت شكست خورد.
جبهه ملي دوم در سال 1339 و به دنبال روي كار آمدن جان اف. كندي در آمريكا شكل گرفت وليكن به دليل اختلاف نظر منحل شد.
جبهه ملي سوم نيز در سال 43 تشكيل و به همان دلايل گذشته، از هم پاشيد. جبهه ملي چهارم در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي در سال 56 تشكيل شد و در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي فعال بود.
به دليل وجود احزاب و جريانهاي سياسي مختلف در جبهه ملي، نميتوان انديشه سياسي واحد و يكپارچهاي را بر آن اطلاق كرد وليكن وجه غالب همان تفكر ناسيوناليستي و مليگرايي است كه وجه مشترك گروههاي تشكيل دهنده جبهه ملي است.
با اينكه گروههاي مذهبي نيز در مقاطعي عضو جبهه ملي بودند و يا از آن حمايت ميكردند وليكن در نهايت اغلب جريانهاي حاضر در جبهه ملي دوم، ليبرال – ناسيونال بودند و جبهه ديني و مذهبي آن به شدت کم رنگ بود .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، جبهه ملي با لايحه قصاص مخالفت كرده و حتي به راهپيمايي پرداخت كه با واكنش شديد حضرت امام (س) مواجه شد كه بعد از اين واقعه فعاليت جبهه ملي به شدت كاهش يافت.
از طرفي همكاري برخي اعضاي اين جبهه با دربار شاه و آمريكا از قبيل شاهپور بختيار (آخرين نخست وزير شاه) و كريم سنجابي (وزير امورخارجه دولت موقت مهندس بازرگان)، اعتبار آن را در ميان مردم از بين برد.
شرایط فعلی :
سخنگوی جبهه ملي دكتر پرويز ورجاوند بود كه در 19 خرداد 1386 به علت ایست قلبی فوت كرد. با فوت ورجاوند، دکتر برومند ادیب سخنگو شده و یا به تعبیری چهره رسانه ای این گروهک است.
واقعیت آن است که جبهه ملی در شرایط فعلی ،آنقدر ضعیف و ناتوان است که تعداد نیروهایش حتی به تعداد انگشتان دست نیست ولیکن برخی از اندیشه های در برخی از احزاب و یا حتی افراد در حال تعقیب است بی آنکه وابستگی و یا حتی دلبستگی خاصی به این گروهک داشته باشند .
2-2) نهضت آزادي ايران
پیشینه تاریخی
«نهضت آزادي ايران» در 25 ارديبهشت 1340 تأسيس گشت. اعضاي هيات موسس در حدود 42 نفر بودند كه به گفته بازرگان، «تشكيلات و پايه اصلي نهضت را با كسب نظر از آقاي دكتر مصدق ريختهاند؛ آقايان سيدمحمود طالقاني، دكتر يداله سحابي، مهندس منصور عطايي( وزير كشاورزي كابينه آقاي دكتر مصدق و خواهر زاده بازرگان)، آيتالله حاج سيد رضا زنجاني، حسن نزيه، رحيم عطايي، عباس سميعي و اينجانب جزأ هيئتي هستيم كه از طرف هيئت موسس مأمور تهيه مرامنامه و اصول كار نهضت شديم» (مجله روشنفكر، 25 خرداد 1340، مصاحبه با بازرگان، ص 50)
در رابطه با حضور مرحوم آیت الله طالقاني درجمع نهضت آزادي، آن گونه كه از بيانيه برميآيد ، وي نقش تعيين كننده و اصلي در تأسيس نهضت آزادي نداشته است و براي همفكري با بنيادگذاران نهضت آزادي دعوت شده بود. «يادنامه بيستمين سالگرد نهضت آزادي ايران» ضميمه روزنامه ميزان، 31/2/1360، ص 3»
ضمن اينكه ايشان با فدائيان اسلام همكاري تنگاتنگي داشته است كه نشان از تفكر خاص ايشان و قصد وي جهت ايفاي نقش هدايتگری براي مبارزين زمان انقلاب دارد تا در جهت اسلام و منطبق با آموزههاي شيعي حركت كنند.
به هرجهت مرحوم طالقاني ضمن استقلال نظري خويش ، با مبارزين مسلمان همكاري داشت. ضمن آن كه محمد بستهنگار از اعضاي سرشناس نهضت آزادي، داماد مرحوم طالقاني است و شايد اين رابطه خانوادگي باعث شده است كه همكاري منطقي مرحوم طالقاني با نهضت آزادي به «عضويت» ايشان در اين جريان تعبير شده است در حالیکه عضویت در نهضت آزادی با همکاری با فدائیان اسلام ، سازگار نیست چه اینکه این دو گروه ، تفکر و مرام متضادی با هم دارند .
نهضت آزادي ايران ، در واقع ادامه همان نهضت مقاومت ملي بود كه در شهريور 1332 توسط باقي ماندههاي جبهه ملي كه در ماههاي آخر دولت مصدق دچار از هم پاشيدگي و تشتت شده بودند، به وجود آمده بود. به هر رو شواهد و اسناد نشان ميدهد كه نهضت آزادي در بستر تشكيلات و تفكر حاكم بر جبهه ملي و از درون آن زائيده شده است. در حقيقت نهضت آزادي فرزند جبهه ملي است. مهندس بازرگان در يك نطق تلويزيوني به اين مسأله تصريح ميكند:
«... از دورن جبهه ملي ، نهضت آزادي به وجود آمد كه هم وارث نهضت مقاومت ملي بود و هم فرازنده و بلند كننده شعار شاه سلطنت كند و نه حكومت» .
(عبدالعلي بازرگان، مشكلات و مسايل اولين سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان، تهران: دفتر نهضت آزادي، 1361،ص214)
در نشريه داخلي نهضت آزادي مورخ 21/3/1340 چنين آمده است: «تاسيس نهضت آزادي ايران منطبق با هدف و مرام و اساسنامه جبهه ملي ايران و در جهت تأييد و پشتيباني و تقويت آن است. از هدفهاي تأسيس نهضت آزادي ايران تقويت و اعتلاي نام جبهه ملي ايران است.» (اسناد نهضت آزادي، ج 2، ص 26)
بازرگان در مصاحبه با نشريه روشنفكر اعلام ميكند « نهضت آزادي ايران اعلام داشت كه در مبارزات سياسي آينده، خط مشي و روش جبهه ملي را دنبال خواهد كرد. ما در اصول هيچ گونه اختلاف نظر و عقيده با جبهه ملي نداريم.» از طرفي مهندس بازرگان تأسيس نهضت آزادي ايران را پس از تأييد و استشاره دكترمحمد مصدق ميداند. (مجله روشنفكر، مصاحبه با بازرگان، 25 خرداد/1340،ص 50)
مهندس بازرگان، تأسيس نهضت آزادي را طي نامهاي در 21 ارديبهشت 1340 به مصدق كه آن زمان در ملك ييلاقي خود در احمدآباد به سر ميبرد، اطلاع مي دهد و از او تقاضاي پشتيباني و راهنمايي كرده وي را پيشواي بزرگ خود ميخواند. (اسناد نهضت آزادي ايران، ج1، ص 24)
نهضت آزادي اعلام می كرد: « مصدقي هستيم... از تز و راه مصدق پيروي ميكنيم. از خدا ميخواهيم پيمان ما با او و با شما پيوسته برقرار بوده... باشد.» (اسناد نهضت آزادي ايران، ج1، ص24)
اندیشه سیاسی :
دو ويژگي مهم براي انديشه ديني و سیاسی سران نهضت آزادي ، ميتوان عنوان كرد:
• تكيه بر علمگرايي در تبيين آموزههاي ديني و ارائه تفسير علمي از آن .
• فاصلهگيري از اسلام فقاهتي و دينشناسان حوزوي.
استقلال فكري از حوزه علميه و ارائه برداشت و تفسير شخصي از دين توسط نهضت آزادي، بنياد نظري سازمان مجاهدين خلق واقع شد.
به هر جهت بعد از انتشار كتاب «خدا و آخرت؛ هدف بعثت انبيا» و ارائه تفسير سكولاريستي از دين و نيز حضور جمعي از روشنفكران سكولار به عنوان تئوريسين درجمع نهضت آزادي و خروج افراد مذهبي از نهضت آزادي، باعث شد كه نهضت آزادي، هيبت و هويت سكولاريستي به خود گيرد.
بعد از وقوع انقلاب اسلامي، با نظر شوراي انقلاب و تأئيد حضرت امام خميني(س) ، مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت جمهوري اسلامي ايران شد و عليرغم توصيه امام مبني بر اجتناب از ديدگاههاي حزبي (صحيفه نور، ج 5، ص27)، اكثريت قريب به اتفاق كابينه بازرگان اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي بود.
با اشغال لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام، بازرگان در اعتراض به اين اقدام استعفا كرد و حضرت امام، ضمن پذيرش استعفا، تسخير لانه جاسوسي آمريكا را تأئيد و از آن به عنوان «انقلاب دوم» ياد كرد. بعد از كنارهگيري بازرگان از نخستوزيري و اعلام و اعمال مواضعي كه مخالف نظرات امام بود نهضت آزادي، رفته رفته وضعيت اپوزيسيون نظام به خود گرفت.
اعلام حمايت از نظر جبهه ملي پيرامون لايحه قصاص، حمايت از بنيصدر و مجاهدين خلق ، افشاي همكاريهاي سران نهضت با ساواك و آمريكا و حتي ايراد اتهام جاسوسي براي عباس اميرانتظام سخنگوي دولت موقت و مشاور بازرگان و ايراد مباحثي پيرامون دفاع مقدس و ...، نهضت آزادي را در فضاي انقلابي دهه اول، به شدت منزوي كرد و جز برگزاري جلسات سخنراني در منازل افراد و بعضاً در حسينيه ارشاد و انتشار بيانيه، فعاليت عمدهاي نكرد.
انتشار ماهنامه «ايران فردا» توسط مهندس عزتاله سحابي فرزند دكتر يداله سحابي، - كه در اعتراض به مواضع نهضت در همان اوايل انقلاب و در سال 1358، از آن كنارهگيري كرده بود – و تلاش در جهت شكلگيري جريان ملي مذهبي باعث شد تا كمكم نهضت آزادي رمقي دوباره گيرد، چه اينكه اعضاي نهضت از نويسندگان و گردانندگان آن بودند.
پيروزي جريان اصلاحطلب در دوم خرداد 1376 و ايجاد فضاي توسعه سياسي در كشور باعث رشد اندك فعاليت نهضت آزادي شد و اعضاي آن به دفعات در دانشگاهها به سخنراني پرداختند كه در اغلب موارد تنشآفرين بود.
نهضت آزادي در اولين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا شركت كرد، ولي شكست سختی خورد و موفقيتي ولو اندک كسب نكرد.
قابل ذكر است حضرت امام در استفساريه آقاي محتشميپور- وزير كشور وقت – مبني بر اجازه فعاليت نهضت آزادي ايشان فرمودند : « نبايد به نهضت آزادي اجازه فعاليت داد » . با اين وجود نهضت آزادي، عليرغم غير قانوني بودن، همچنان با نفرات اندك و اغلب مسن خويش فعاليت محدودي دارد و در حال حاضر دكتر ابراهيم يزدي دبير كل آن است.
از اعضاي فعلي آن ميتوان به محمد بستهنگار، غلامعباس توسلي، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيد جوادي، فریده غیرت و ... اشاره كرد.
بعد از پيروزي جريان اصولگرا و رشد تفكر اصولگرايي در فضاي كشور به ويژه در دانشگاهها باعث شده است فعاليتهاي اين نهضت به محاق رود.
با اين وجود اعضاي نهضت آزادي با نوشتن مقالاتي در برخي نشريات از قبيل « چشمانداز ايران» ، «نامه» و سايتهاي اينترنتي همچون « ملي – مذهبي» و ايراد سخنراني درمحافل خصوصي و بعضاً در حسينه ارشاد و ائتلاف و همكاري با « جنبش مسلمانان مبارز» و گروه لطفاله ميثمي و برخي احزاب جبهه دوم خرداد به فعاليت ميپردازد .
ضیافت اندیشه 1
جنگ نرم – قسمت اول
تبيين مفهومي، پيشينه تاريخي و تاكتيكها
الف ) تبيين مفهومي
مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» ، مي داند. 1
ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد. »
با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه «قدرت نرم» نسبت مي دهند.
وي در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود.
بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.
ب ) پيشينه تاريخي
به نظر مي رسد جنگ نرم و مفاهيم همسان از قبيل عمليات رواني، جنگ رواني، قدرت نرم، جنگ سفيد و... قدمتي به اندازه حيات بشري دارد. نوع نگاه، زوايه ديد، ارتباطات چهره به چهره و غير كلامي ساده ترين والبته قديمي ترين روش هاي عمليات رواني و جنگ نرم است. برخي، قديمي ترين روايت پيرامون جنگ نرم را به نبرد كيدئون با ماد نسبت مي دهند كه در اين جنگ، سپاهيان كيدئون با افزايش چندين برابري مشعل هاي لشكريان، باعث فريب و ترس مادها شدند و در نتيجه بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يافتند.
با اين وجود «جنگ نرم» با مختصات تئوريك و پراتيك جديد خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن يعني در دهه 1970 با مشاركت اساتيد برجسته علوم سياسي و علوم ارتباطات از جمله جوزف ناي، هارولد لاسول، جان كالينز، اعضاي برجسته آژانس اطلاعات مركزي Central Intelligence Agency (CIA) و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسيس مركزي تحت عنوان «كميته خطر جاري» طراحي ، تدوين وعملياتي شد كه مهمترين هدف آن بمباران تبليغاتي عليه بلوك شرق و به ويژه شوروي بود كه ظاهراً بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين كميته به «كميته صلح جاري» تغيير كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات رواني آن جهان اسلام و به ويژه جمهوري اسلامي ايران و هواداران منطقه اي آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهاي دوست ايران مي باشد.
كشور ما به دليل برخورداري از فرهنگ و تمدن كهن ايراني- اسلامي، اصالت نژادي، وسعت سرزمين، كميت و كيفيت جمعيت، امكانات نظامي، اقتدار سياسي، نفوذ منطقه اي و بين المللي، منابع طبيعي، سرمايه اجتماعي، درايت وتوانمندي رهبران فرهنگي وسياسي، يكپارچگي انسجام ملي و مهمتر از همه تمسك به فرهنگ و مكتب اهل بيت عليهم السلام و التزام به نظريه ولايت فقيه الگويي مترقي و متعالي براي كشورهاي اسلامي و عامل مهمي در بيداري و خيزش ملت هاي اسلامي منطقه است. بنابراين غرب و در راس آن ايالات متحده كانون حملات نرم و براندازانه خود را متوجه ايران اسلامي كرده اند و در كنار تحميل 8 سال جنگ تحميلي، كودتاهاي گوناگون، حمايت از گروه هاي ضد انقلابي و ايجاد اغتشاش در كشور، از انواع متدهاي جنگ نرم در حوزه هاي گوناگوني از جمله سينما، تئاتر، رمان و ادبيات داستاني، شعر، رسانه هاي ديجيتالي، گروه هاي مجازي و حقيقي، معنويت هاي ساختگي و عرفان هاي دروغين و... بهره برده اند كه در مجال خود به تفصيل به اين عرصه ها خواهيم پرداخت.
ج ) تاكتيك هاي جنگ نرم
1) برچسب زدن
بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند. گاهي هدف از اين عملكرد، آن است كه ايده، فكر يا گروهي محكوم شوند، براي آنكه استدلالي در محكوميت آنها آورده شود. 4
به عنوان مثال ، رسانه هاي كشورهاي غربي با منفي سازي مفهوم «بنيادگرايي» Fundamentalism و اطلاق آن به كشورهاي اسلامي ، سعي دارند چهره منفي اي از اين كشورها در اذهان عمومي مخاطبين خود القاء و ايجاد كنند.
برچسب زني يا اسم گذاري (برچسب به يك فكر و يا عقيده زدن) براي تحريك به رد فكري و انديشه اي بدون بررسي شواهد مورد استفاده قرار گيرد . 5
به عنوان مثال غربي ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطين و لبنان، برچسب تروريسم مي زنند و حملات ايران از اين مبارزين را حمايت از تروريسم مي نامند و با تبليغات رسانه اي افكارعمومي را دستكاري مي كنند.
2 ) تلطيف و تنوير
از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم. 6
رسانه هاي ارتباط جمعي از سويي مفهوم «حقوق بشر و آزادي» را پر فضيلت جلوه داده و از سوي ديگر غرب را مهد آزادي و مدافع حقوق بشر قلمداد مي كنند در حاليكه بيشترين نقص حقوق بشر و آزادي در اين كشورها صورت مي گيرد.
3 ) انتقال
انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.
استفاده از نمادهاي مذهبي و يا ملي و انتساب به اشخاص و جريان هايي كه مورد احترام توده هاي عمومي مردم هستند تاكتيك انتقال ناميده مي شود.
در اين تاكتيك از ابزارهاي گوناگون از جمله طنز، كايكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسيقي و... استفاده مي شود.
4 ) تصديق
تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است. 7
حمايت اشخاص معروف (سياستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروههاي فرهنگي، سياسي واجتماعي از فردي يا جرياني تصديق ناميده مي شود.
5 ) شايعه
شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. به عبارتي شايعه در جايي ايجاد مي شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شايعه انتقال شفاهي پيامي است كه براي برانگيختن باور مخاطبان و همچنين تاثير در روحيه آنان ايجاد مي شود. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسيت بالايي دارد.
هر شايعه در برگيرنده بخش قابل توجهي از واقعيت مي تواند باشد (تاكتيك تسطيح در شايعه سازي) ولي ضريب نفوذ آن بستگي به درجه ابهام و اهميت آن دارد. در واقع هرچقدر شايعه پيرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد همان مقدار ضريب نفوذ آن افزايش مي يابد.
با توجه به موضوع و جامعه هدف، شايعات گوناگوني توليد مي شوند كه عبارتند از شايعات تفرقه افكن، هراس آور، اميد بخش، آتشين، خزنده، دلفيني يا غواصي(كه به تناسب زمان توليد و بعد از تاثير گذاري براي مدتي خاموش و دوباره با ايجاد زمينه هاي ذهني لازم در جامعه، ايجاد مي شود)
در شايعه سازي از تاكتيك هاي گوناگون از جمله تسطيح، همانند سازي، برجسته سازي (بزرگنمايي) و... نيز استفاده مي شود.
6 ) كلي گويي
« محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي شوند» . 8
در واقع كلي گويي عبارت است از ايجاد ارتباط نظر و عملي خاص با مفهومي ويژه تا مخاطب بدون بررسي دلايل، شواهد و قرائن ، آن نظر و عمل را بپذيرد.
تاكتيك كلي گويي، تاكتيكي است كه سعي مي شود ذهن مخاطب متوجه حواشي و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزي پيام، حساسيت نداشته و آن را بدون بررسي و كنكاش بپذيرد كه به همين دليل برخي اين تاكتيك را «بي حس سازي مغزي» نيز مي نامند.
در بيانيه هايي كه توسط دستگاه ديپلماسي كشورهاي غربي منتشر مي شود از اين تاكتيك استفاده مي كنند كه ضمن كلي گويي به مقاصد و اهداف خود نايل شوند.
7 ) دروغ بزرگ
اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي گيرد. بدين معني كه پيامي را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد، بيان مي كنند و مدام بر «طبل تكرار» مي كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. معروفترين استفاده اين تاكتيك در زمان آدولف هيتلر و توسط رئيس دستگاه تبليغاتي نازي ها، گوبلز بوده است. گوبلز مي گويد: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور آن براي مردم راحت تر است». 9
در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري اخير شايع شد كه مبلغي حدود 18 ميليارد دلار از كشور خارج و به شكلي (مضحك!) به يكي از كشورهاي همسايه وارد شده است. اين دروغ به قدري بزرگ بود كه برخي آن را باور كردند(!) در حاليكه ميزان درآمد ساليانه كشور از 90 ميليارد دلار كمتر است و اين حجم مالي يعني چيزي حدود 20 درصد درآمد كشور. اين دروغ بزرگ كه توسط رسانه اي ضد انقلاب ماساژ مي شد عده اي را به ترديد و در مواردي به پذيرش آن واداشته بود.
8 ) پاره حقيقت گويي
گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد. اين رويه رايج رسانه هاست كه معمولاً متناسب با جايگاه و جناح سياسي كه به آن متمايل هستند، بخشي از خبر نقل و بخشي را نقل نمي كنند. خبر هنگامي كامل است كه عناصر خبري در آن، به شكل كلي مطرح شوند. اما چنانچه يكي از عناصر خبري شش گانه (كه، كجا، كي، چرا، چه، چگونه) در خبر بيان نشود، خبر ناقص است.
در تاكتيك «پاره حقيقت گويي» حذف يكي از عناصر به عمد صورت مي گيرد و بيشتر اوقات عنصر «چرا» حذف مي شود.
نوع تيترها و محتواي روزنامه ها و رسانه ها در مواقع سخنراني مقامات عالي نظام نشانگر بهره گيري از اين تاكتيك است.
9 ) انسانيت زدايي و اهريمن سازي
يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.
در اين تاكتيك با استفاده از برچسب زني صفات منفي به حريف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجيه حملات و تهاجمات عليه رقيب مي پردازند.
10 ) ارائه پيشگويي هاي فاجعه آميز
در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي گويي، پاره حقيقت گويي، اهريمن سازي و...) به ارائه پيشگويي هاي مصيبت بار مي پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.
از اين تاكتيك در تبليغات انتخاباتي استفاده مي شود كه نمونه هاي بسياري از آن را مي توان در انتخابات اخير رياست جمهوري بر شمرد.
ارائه اخبار و آمارهاي آلوده به دروغ از وضعيت سياسي، اقتصادي كشور و فاجعه آميز بودن آينده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذيل اين تاكتيك تعريف مي شود كه شعار «تغيير» نيز در اين رابطه از سوي يكي از نامزدها پيگيري مي شد.
11 ) قطره چكاني
در تاكتيك قطره چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.
12 ) حذف (سانسور)
در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.
13 ) جاذبه هاي جنسي
استفاده از نمادهاي اروتيكال از تاكتيك هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي گيرند. به طوري كه در شرايطي فعلي «مانكن ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب مي شوند كه در تبليغات و آگهي هاي تجاري از آن ها بهره مي گيرند.
استفاده از گويندگان خبري با ظاهري اروتيكال از جمله مصاديق اين تاكتيك تلقي مي شود كه ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذيري پيام و غفلت از هسته مركزي و ادبيات آن مي شود.
14 ) ماساژ پيام
در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.
15 ) ايجاد تفرقه و تضاد
ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.
ايجاد تفرقه و تضاد موجب ايجاد «گسست» شده و در جامعه اي كه به لحاظ طبيعي اين گسست ها وجود داشته باشند ، تقويت مي شوند؛ از قبيل گسست قوميت ، مذهب، دين، جنسيت، زبان، نژاد و... .
مهمترين هدف اين تاكتيك، ايجاد گسست بين مردم و نظام سياسي است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومي مردم و مقبوليت و پذيرش رژيم سياسي مي شود.
اين تاكتيك به شدت مورد توجه بنگاه هاي خبرپراكني و استكبار جهاني در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران است و در چند ماهه اخير بر شدت بهره گيري از آن افزوده اند.
16 ) ترور شخصيت
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند.
دشمنان انقلاب و نظام اسلامي با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.
17 ) تكرار
براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند. 11
تكرار از لحاظ روان شناسي در تشكيل «عادت» بسيار مفيد است به ويژه اگر با دقت توام باشد. بدون تكرار، تثبيت و تقويت دقيق تر، «عادت» ميسر نخواهد شد. روش تكرار از قواعد خاصي پيروي مي كند زيرا فاصله هاي تكرار، نبايد چنان دراز باشد كه سبب محو شدن آثار قبلي شود و نه چندان كوتاه باشد كه ملال انگيز و خسته كننده شود . 12
به عبارت ديگر، تكرار مثل ضربه هاي پياپي چكش است كه سرانجام ميخ را مي كوبد و به داخل مي راند. بنابراين فرستنده پيام اميدوار است كه اين شكلي از ضربه زدن مداوم، باعث دريافت نكات پيام شود.
القاء «دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تكرار آن ذيل اين تاكتيك تعريف و توجيه مي شود. هزاران سايت اينترنتي همزمان با دهها شبكه تلويزيوني غربي ، با «تكرار» «دروغ بزرگ، تقلب در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم ، سعي در مخدوش كردن ذهنيت عمومي جامعه ايرانيان و تضعيف اعتماد ملي داشتند.
18 ) توسل به ترس و ايجاد رعب
در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.13
در مواردي از تاكتيك توسل به ترس، براي انسجام و وحدت جبهه خودي در مقابل يك تهديد يا دشمن خارجي استفاده مي شود.
پيش از حمله ايالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه هاي آمريكايي تلاش تبليغاتي گسترده اي انجام دادند كه عراق به توليد جنگ افزارهاي هسته اي مي پردازد و حامي تروريسم است و با اين شيوه سعي كردند تا افكار عمومي از رژيم سياسي عراق و صدام حسين- كه انسانيت زدايي شده بود- احساس ترس كند و براي حمله آمريكا توجيه سازي شود.
از طرفي ديگر به شهروندان عراقي چنين القاء مي شد كه آمريكا دنبال تغيير رژيم سياسي عراق - كه حامي تروريسم است- بوده و به دنبال ايجاد فضاي آزاد در جامعه عراق هست و خواهان تحقق دموكراسي براي آنان بوده و اين جنگ مورد حمايت ساير كشورها و نيز سازمان ملل است.
از سوي ديگر دستگاه تبليغات رواني آمريكا به نيروهاي عراقي هشدار داده بود كه با بزرگترين و مخربترين تسليحات نظامي جهان مورد هجوم قرار خواهند گرفت ، بنابراين به سود آنها خواهد بود كه تسليم نيروهاي متحد گشته و كشورشان از شر صدام حسين رها شود. در حالي كه عراق بعد از چند سال از سقوط صدام، هنوز درگير بحران اختلافات داخلي است و مركز پرورش تروريسم در منطقه شده است.
19 ) مبالغه
مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند.
غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.
20 ) مغالطه
مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد.
متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند . 14
منابع:
جان. ام. كالينز، استراتژي بزرگ (اصول و رويه ها)، ترجمه كوروش بايندر، تهران : انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، 1370،ص 487 .
وي.اي .دي، جنگ رواني، ترجمه گروه علوم انساني جهاد دانشگاهي، تهران : دفتر مركزي جهاد دانشگاهي، بي تا، ص 12.
بي نا، جنگ رواني ، تهران: معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، بي تا، ص 9 .
مريم كلانتري، سايت مركز تحقيقات و مطالعات رسانه اي همشهري .
ورنر سورين- جيمز تانكارد، نظريه هاي محورهاي ارتباطات، ترجمه دكتر عليرضا دهقان، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1384، ص 152.
همان ، ص 158.
همان ، ص 165.
سيدحسين محمدي نجم، فصلنامه عمليات رواني، سال سوم، شماره 9، سال 1384.
محمد سلطاني و شهناز هاشمي، پوشش خبري، تهران: انتشارات سيماي شرق، 1382 ، ص25 .
همان، ص 47 .
همان .
محمد دادگران، افكار عمومي و معيارسنجي آن ، تهران: مرواريد، 1382.
محمد شيرازي، جنگ رواني و تبليغات، مفاهيم وكاركردها ، تهران: انتشارات نمايندگي ولي فقيه در سپاه، 1376.
ورنرسورين، جيمز تانكارد، نظريه هاي ارتباطات، ص 8-167.
ضیافت اندیشه 2
جنگ نرم – قسمت دوم
با پشت سر گذاشتن جنگ جهانی دوم ، نظام سلطه به دنبال روش های مطمئن تر و کم هزینه تری برای تسلط بر کشورها بود . روشی که به جای ایجاد روحیه مقاومت و استکبارستیزی به ترغیب مردم جهت قدم برداشتن در مسیر مورد نظر استعمارگران بپردازد. گرچه نادیده گرفتن مقوله جنگ برای قلدران جهانی هنوز امری بعید به نظر می رسد - با توجه به اشغال عراق و افغانستان می بینیم که در تصرف افکار و اذهان و تغییر سلایق ، جنگ بی پایانی در عرصه فرهنگی شکل گرفته است که به آمریکایی کردن سبک زندگی مردم می پردازد و با استحاله فرهنگی و مذهبی ، به ویژه در جوانان ، مقدمات تسخیر جهان ، بدون جنگ و خون ریزی و با سلاح اقناع و ابزار رسانه ها را فراهم نموده است. با توجه به گستردگی کمی و کیفی این ابزارها در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود:
1 ) شبکه های ماهواره ای
شبکه های ماهواره ای از مهمترین ابزارهای تهاجم فرهنگی است . با ورود ماهواره به عرصه مصارف فرهنگی از اواخر دهه شصت و بعد از اتمام جنگ تحمیلی ، به تشدید برخی ناهنجاری های ارزشی و فرهنگی کمک کرد. قبل از آن و در طول دهه شصت برخی از برنامه های کانال های تلویزیونی کشورهای همسایه در بعضی شهرهای نزدیک مرزی و توسط آنتن های خیلی بلند، دریافت می شد. در دهه هفتاد با ورود قاچاق انواع تجهیزات ماهواره ای ، حجم دریافت این کانالها به سرعت افزایش یافت و به مناطق مرکزی کشور نیز سرایت کرد . دهه هشتاد و در سال های جدید و با استفاده از دیش های و دریافت کننده های دیجیتالی میزان دریافت این کانالها افزایش یافت . برآورد اولیه نشان می دهد که درفضای اقلیمی ايران حدود 18000 شبکه تلویزیونی قابل دریافت است و البته دارندگان تجهیزات ماهواره ای برنامه های حدود 2000 شبکه را دنبال می کنند و سایر شبکه ها به دلایل گوناگون از جمله عدم جذابیت ، بیگانگی زبان و... مورد توجه جدی دارندگان تجهیزات ماهواره ای نیستند. در زیر به بررسی چند شبکه مهم که در بین ایرانی های دارنده تجهیزت ماهواره ای، مخاطبانی دارند ، می پردازیم :
1-1 ) شبکه فارسي وان
شبکه تلویزیونی فارسي وان توسط گروه رسانه اي سعد محسني (موبي) - كه يك افغاني و بهايي مقيم استرالياست – در سال 2009 تأسيس شد .
قابل ذكر است موبي ، قبل از تأسيس فارسي وان ، شبكه هاي تلويزيوني طلوع ، لمر ( به زبان پشتوني) ،راديو آرمان ، استوديوي موسيقي باربد ميوزيك و .... راه اندازي كرده اند كه مخاطب اصلي آن مردم افغان هستند.
فارسي وان با ترجمه فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني سعي می کند بخشي از مخاطبان ايراني و فارسي زبان را به خود جذب نماید . دفتر مركزي آن در هنك كنگ و دفتر فروش و بازاريابي اش در دبي قرار دارد.
فيلم ها و سريال هایي همچون آشنايي با مادر ، خواهر دوست داشتني من ، همسر من بي نظيره ، رؤياي شيشه اي ، همسايه ها ، افسانه افسونگر، سفري ديگر، دارما و گريك ، ققنوس، ویکتوریا و... مخاطباني پيدا كردند كه دوست داشتند به تعقيب داستان بپردازند و خود را به آخر ماجرا برسانند ولي قصه اين فيلم ها چه بود؟
در سريال « ويكتوريا » ، مخاطب ايراني ، زني را به عنوان قهرمان داستان مي پذيرد كه با همسر و دو فرزندش زندگي مي كند. ويكتوريا بعد از سال ها زندگي مشترك با همسرش در مي يابد كه شوهرش با دستيارش رابطه دارد... . در اين ميان كشف مي شود كه ويكتوريا نيز با پسر جواني به نام ژرونيمو ارتباط نامشروع دارد... .
پسر ويكتوريا نيز از قافله عقب نمي ماند و با دوست مادرش رابطه جنسي برقرار مي كند و دختر بزرگ ويكتوريا از مردي باردار است و دختر كوچكش هم مورد تجاوز مرد دیگری قرار مي گيرد.
در فيلم « در جستجوي پدر »، پسر بچه اي شش ساله به نام «فريجوليتو» كه همراه مادر 22 ساله اش مارگاريتا _ خواننده يك كافه _ زندگي مي كند در جستجوي پدر واقعي اش هست و در اين ميان پزشك بيمارستاني به نام ايگناسيو به فريجوليتو و مادرش محبت مي كند و .... آخر داستان كشف مي شود كه مارگاريتا وقتي 15 ساله بوده توسط همين ايگناسيو مورد تجاوز قرار گرفته و محصول اين ارتباط نامشروع پسر بچه اي حرام زاده است به نام فريجوليتو!
در فيلم « همسايه ها » ، جسيكا ، كارمند بنگاه معاملاتي رادلف ، دوست دارد خانه رؤيايي (آپارتمان رؤيايي) داشته باشد . با اسكار راننده جوان تاكسي آشنا می شود و ..... جسيكا در راه از رؤياهايش براي اسكار تعريف مي كند و اسكار به وي قول مي دهد اگر در مسابقه بخت آزمايي برنده شود و جسيكا به پيشنهاد ازدواج وي جواب مثبت بگويد ، اسكار آن خانه رؤيايي را خواهد خريد...
از طرف ديگر جسيكا مورد توجه رادلف ، رئيسش هم هست... رادلف معشوقه ديگري دارد بنام تاتيانا و تاتيانا به طور تصادفي سوار ماشين اسكار مي شود و اسكار كه در مسابقه بخت آزمايي برنده شده ، پي به اختلاف رادلف و تاتيانا مي برد و اين بار دوست دارد با تاتيانا رابطه داشته باشد و جسيكا را فراموش مي كند.....
هر فيلم و سریالی كه فارسي وان پخش مي كند محتوای اصلي و اساسي آن خيانت در خانواده هست ، هم مرد به زن و هم زن به شوهرش خيانت مي كند و از اين خيانت قبح زدايي مي شود. فرزندان ، حرامزاده و در بسياري موارد و در صورت اقتضاي سني خود اسير اين روابط نامشروع خارج از نظام خانواده هستند و جالب اينكه افراد به اين مسئله كمترين واكنشي را نشان نمي دهند و راحت از كنار آن مي گذرند و این خیانت را طبیعی می پندارند .
راستي چرا فارسي وان ، اين گونه فيلم ها را كه محتوای اصلي آن خيانت هست ، براي مخاطب ايراني نشان مي دهد ؟ آيا قصدش شكستن حريم و نظام خانواده ايراني و يا حداقل ايجاد شك و بدبيني در بين اعضاي خانواده نسبت به هم نیست؟
جالب است بدانيم فارسي وان با پيوستن به گروه رسانه اي استار ، تحت قيموميت شرکت نيوز كورپوريشن قرار گرفته است كه رئيس آن رابرت مردخاي ، صهيونيست مقيم استراليا و شيطان رسانه اي دنياست و مي دانيم كه ( سعد محسني ، مدیر فارسی وان ، يك بهائي است) و با صهيونيست ها روابط تنگاتنگي دارند.1
2-1 ) شبکه من و تو
من و تو ، شبکه تازه تأسیسی است که از لندن پخش می شود و بسیاری آن را فارسی وان دوم می پندارند . در حالی که تلاش لندن تا سال گذشته عمدتاً به پخش برنامه های سیاسی ، ضد مذهبی یا ضد شیعی برای مخاطبان ایرانی محدود می شد، ولی مدتی است سیاست گذاران جنگ نرم در لندن با چرخشی معنادار به سراغ برنامه هایی با پوشش سرگرمی رفته اند.
استفاده تمام عیار از تمام ظرفیت های تصویری از کارتون تا فیلم سینمایی، با پوشش تمام گروه های سنی از کودک تا بزرگسال، که با ایجاد کانال های متعدد سرگرمی و موسیقی دنبال می شود، در دستور کار این برنامه راهبردی قرار دارد.
شبکه من وتو که ظاهراً یک خواننده زن ایرانی گرداننده اصلی و البته اولیه آن بوده است ، برای تغییر گروه های مرجع به سمت خواننده ها و ... و تحمیل مفاهیم نرم خاص ، اهداف صاحبان خود را دنبال می کند.
در برنامه « بفرمایید شام » به دنبال عادی سازی و قبح زدایی از « شراب و شرابخواری» ، « گوشت خوک » و ... دنبال می شود . در بسیاری از مستندهای مربوط به ایران ، به دنبال « تطهیر رژیم شاه » هستند و در برخی دیگر ، القا آموزه های بهائیان را دنبال می کنند .کارویژه اصلی شبکه ماهواره ای من و تو ؛ عادی سازی مفاهیم غیردینی، ترویج اباحه گری و لیبرالیسم فرهنگی و دین زدایی است. درواقع « آندلسی کردن ایران » ، مهم ترین هدف این شبکه می باشد.
3-1 ) شبکه فارسی صدای آمریکا (VOAPNN)
بخش فارسی صدای آمریکا (VOAPNN) نخستین بار از نوامبر 1979 (آبان 1357 شمسی) با روزانه نیم ساعت پخش رادیویی آغاز به کار کرد. پخش تلویزیونی برنامهها نیز از اکتبر 1996 (مهر 1375) تحت عنوان شبکه خبری فارسی صدای آمریکا آغاز شد .
این شبکه هر روز به مدت ۶ ساعت برنامه پخش میکند و در اغلب موارد با بهره برداری از شیوه های عملیات روانی به شایعه پراکنی ، القای ناکارآمدی ، برچسب زنی ، شانتاژ ، دروغ پراکنی و ... علیه نظام اسلامی ، فعالیت می کند. کانال تلویزیونی مزبور در ایام اغتشاشات بعد از انتخابات 1388 از مهم ترین رسانه هایی بود که با انواع شگردها سعی در داغ نگهداشتن التهابات داشت . جالب است بدانیم اکثر مجریان و گردانندگان این شبکه ، از بهائیان مقیم آمریکا هستند .
4-1 ) شبکه بی بی سی فارسی
شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی، حدود شش ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388 فعالیت خود را شروع کرد و در همان اوایل توانست به مدد مجریانی که اغلب خبرنگاران و روزنامه نگاران جوان سال های اخیر مطبوعات ایران بودند ، بیشتر از سایر شبکه های ماهواره ای مورد توجه قرار گیرد . این شبکه که مورد حمایت رسمی وزارت امورخارجه بریتانیا و سرویس امنیتی MI6 است ، در طول ایام انتخابات تلاش کرد با ارائه گزارش ها ، تحلیل ها و خبرها در افزایش تنش در جامعه ایرانی بپردازد و همواره با استفاده از شیوه های عملیات روانی بر ذهن مخاطب ایرانی تأثیر سوء بگذارد.
شبکه های فوق ، تنها نمونه هایی از کانالهای ماهواره ای بودند که به صورت خلاصه مورد اشاره واقع شد و بدیهی است برای تبیین بهتر و بیشتر ، بایستی جداگانه به این موضوع پرداخت .
2 ) فیلم های سینمایی
فیلم های سینمایی ، واجد عناصر و مؤلفه هایی از جمله جذابیت ، سرگرم کنندگی، تصویرسازی و ... هستند که می توانند به راحتی در خدمت مهاجمان فرهنگی قرار گیرند. ایالات متحده که مهم-ترین و بیشترین تولید کننده محصولات سینمایی در دنیاست همواره سعی کرده ارزش های مورد نظر خود را در قالب این وسیله به مخاطبان خود القا کند و به تعبیری فرهنگ و سبک زندگی آمریکایی را جهانی سازد .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و ارائه الگویی جدید و بر اساس ارزش های اسلامی و منطبق با شرایط روز توسط ایران اسلامی باعث شد که بخشی از نگاه های مردم دنیا به سمت ایران معطوف شود و این البته با اهداف ایالات متحده و هم پیمانانش ناسازگار بود بنابراین آنها از راه های گوناگون سعی کردند روش زندگی و مهم تر از آن بینش ما را مورد تهاجم قرار دهند . در این راستا فیلم های زیادی توسط شرکت های گوناگون آمریکایی و اروپایی علیه نظام فرهنگی ما ساخته شد. آن ها سعی کردند با استفاده از انواع تاکتیک های عملیات روانی ، ایران و اسلام را در ذهن مخاطبانشان که اغلب به رسانه های ما دسترسی ندارند ، عقب مانده ، تروریست، وحشی و دشمن انسان ها معرفی سازند و به زبانی دیگر به ایران هراسی و اسلام هراسی پرداختند. در ذیل به چند نمونه از این فیلم ها اشاره می شود :
1-2 ) فیلم 2012
فیلم2012 ، ساخته کارگردان آلمانی رولند امریش، از سال 2008 آغاز می شود که دوست هندی جکسون کرتیس ، فاجعه ای خورشیدی را در سال 2012 پیش بینی می کند . فاجعه ای که موجب غلیان مذاب های درون پوسته کره زمین شده و زلزله های بسیار شدید ، آتشفشانی های مهیب و سونامی های مخوف ایجاد نموده و زندگی بشریت را نابود خواهد ساخت. کرتیس با عجله این پیش بینی را به اطلاع مقامات کاخ سفید می رساند و از همان زمان با تصمیم رئیس جمهور آمریکا (سیاه پوستی با ایفای نقش دنی گلاور) پروژه ای مخفی کلید زده می شود که طی آن قرار است برای نجات نسل بشر ، کشتی عظیمی ساخته شود که در آن گروهی از انسان های نخبه از تمامی نژادها ، نمونه هایی از تمامی گونه های جانوری و مجموعه ای از همه دستاوردهای علمی و فرهنگی و هنری بشریت نگهداری شود تا از فاجعه آخرالزمان در امان بمانند. در این فیلم که از جنس فیلم های آخرالزمانی هالیوود است می بینیم ، آخرالزمان مطابق دیدگاه های غربی تصویر می شود و آمریکا به عنوان تنها ناجی بشریت برای حفظ بقا و حیات معرفی می گردد و سخنی از ادیان آسمانی به میان نمی آید.
مشابه دیگر فیلم " رولند امریش " « روز استقلال » به دنبال اثبات سیادت و درایت غربی ها و البته آمریکایی ها بر بشر بحران زده است و این بشر غربی و آیین بوداست که منجی موعود خواهد بود و روحانیان آن هم که در خدمت لیبرال دموکراسی و انگاره های سکولاریستی قرار دارند صرفاً در خدمت غربی ها هستند و حتی جان خود را هم در این راه فدا می کنند. در فیلم های آخرالزمانی ، سعی می شود ، منجی در قامت یک انسان غربی و عموماً آمریکایی بروز کند و نیروهای شرور و شیطانی نیز اغلب شرقی و مسلمان هستند.
۲-۲ ) فيلم «سنگسار ثریا.میم»
فيلم «سنگسار ثریا. میم » به کارگردانی سیروس نورسته و براساس کتابی به همين نام نوشته فریدون صاحبجم كه در 1994 منتشر شد، ساخته شده است. كارگردان و نويسنده اين فيلم مدعي هستند؛ داستان اين فيلم واقعي و بر اساس رويدادي واقعی است كه در اوت 1986 (مرداد 1365) در دهكده اي كوچك در جنوب غربي ايران روي مي دهد .
مهم ترين بازيگر ايراني فیلم « سنگسار ثريا م. » خانم شهره آغداشلو است. نام اصلي وي « پری وزیریتبار» و از بازيگران سينماي ايران در زمان پهلوي (فيلم فارسي) است.
داستان فيلم اين گونه است كه قربانعلي شوهر ثريا قصد دارد با دختري 14 ساله ازدواج كند اما وضع مالي او چندان رضايتبخش نيست كه خرج دو خانواده را متحمل شود، به خاطر همين تصميم ميگيرد كه ثريا را طلاق دهد! در مقابل، ثريا هم كه با داشتن 4 فرزند نگران مخارج زندگياش است ، با قربانعلي مخالفت ميكند. قربانعلي براي رها شدن از اين مشكل بزرگ! چارهاي ميانديشد؛ پناه بردن به روحاني روستا و كمك خواستن از او براي تهمت زدن به ثريا و در نهايت محكوم كردن او به سنگسار! تنها به خاطر اينكه از شر همسر اولش راحت شود و بخواهد آزادانه با دختري ديگر ازدواج كند! همه اين داستان را زهرا ، خاله ثريا (شهره آغداشلو) براي يك خبرنگار فرانسوي تعريف ميكند كه اتفاقاً آن حوالي ماشينش خراب شده است. زهرا او را ميبيند و ماجراي سنگسار خواهرزاده اش را براي او تعريف ميكند تا آن خبرنگار آزاديخواه و طرفدار حقوق زن و حقوق بشر !!! به خارج از كشور برود و فرياد مظلوميت زنان ايراني را به گوش جهانيان برساند .
این فیلم بعد از ماجرای خانم س.ا که محکوم به اعدام به جرم قتل شوهرش و ارتباط نامشروع با مرد بیگانه شده بود و غرب از آن علیه کشورمان ، جنجال رسانه ای ساخت ؛ بارها و بارها از شبکه های گوناگون ماهواره ای پخش شد. فیلمی که برخلاف نظر سازندگانش ، ذره ای واقعیت ندارد و صرفاً ابزاری شد برای برچسب زنی و تهمت زنی به نظام اسلامی .
3-2 ) پرسپوليس
انيمیشن پرسپوليس كه بر اساس رماني با همين عنوان از مرجان ساتراپي است با هشتاد هزار طرح اسليمي و سياه و سفيد كه همگي با دست كشيده شده و شش ميليون يورو و در سه سال توليد شده ، زندگي شخصي نويسنده در سال هاي انقلاب و در خانوادهاي مدرن با انديشهاي ماركسيستي است.
اين فيلم با قاطعيت تمام به سياه نمايي جامعه ايراني به گونهاي كاملاً فنی و حرفهاي می پردازد. در قسمتي از فيلم، مرجانِ كودك، شعارهايي مثل «شهدا در قلب ما هستند» و يا «حجاب، آزادي زن است» را به باد مسخره ميگيرد.
پرسپوليس از سالهاي دفاع مقدس فقط به عنوان حادثهاي كه در آن كشتار و مرگ و بدبختي بوده است، ياد ميكند و زماني كه رزمندگان ايراني در حال مبارزه با رژيم بعثي هستند، مرجان، در حال گوش دادن به آهنگهاي مايكل جكسون و Iron Madon است.
پرسپوليس، عليه حجاب و نمادها و هنجارهاي ارزشي است و سعی می کند انگاره های نئومارکسیستی را در قالب¬های روز به بیینده القا نموده و از انقلاب اسلامی به عنوان رخدادی که عامل بدبختی و فلاکت بوده ، تصویرسازی کند.
در سرتاسر فيلم، شادي و نشاط مردم را به رقص و پايكوبي، شراب و سيگار منحصر ميكند كه البته از طرف حكومت سركوب ميشود و نظام اسلامی در این فیلم ، نظامی سرکوبگر ، خشن و استبدادی به تصویر کشیده می شود.
3 ) انیمیشن و کارتون
دشمنان ما دریافتند که برای نفوذ بیشتر در اعماق ذهن ها و دل ها که محل اصلی تهاجم فرهنگی است ، بایستی به شرایط و ویژگی های جامعه مخاطب خود توجه جدی داشت . بنابراین آن ها در برخورد با نوجوانان از ابزار انیمیشن استفاده می کنند . ساخت و تولید انواع کارتون ها و پخش آن توسط شبکه های ماهواره ای و یا ایستگاه های(سایت) اینترنتی در دستور کار دشمنان ما قرار دارد .
« شخصیتهای ساده و دوست داشتنی دنیای کارتون ، برای مخاطبان (کودکان و نوجوانان ) به آسانی به عنوان الگو پذیرفته می شود و آنان سعی می کنند از رفتارها و برخوردها شخصیت های کارتونی ، تقلید کنند . وجود همین قابلیت مهم است که سبب شده کارتون ها در فرآیند هجوم نرم جهان غرب علیه دیگر کشورها و فرهنگ ها ، نقشی ویژه را به خود اختصاص دهد . در برخی موارد ، دامنه بهره برداری از کارتون ها به مضامین سیاسی نیز کشیده می شود و شخصیت های محبوب کارتونها به نمایندگان و مبلغان فرهنگ و سبک زندگی و ارزش های جامعه غربی به سراسر جهان اعزام می شوند . »2 به عنوان مثال در کارتون هایی که با عنوان مجموعه های «باربی» در کشور به صورت غیرقانونی توزیع می شود، روابط آزاد جنسی از همان دوران کودکی و نوجوانی تبلغ می شود و قهرمان کارتون همواره با غیر همجنس خودش روابط آزاد دارد و به گونه ای سعی می شود که قبح این روابط را از بین ببرند.
4 ) بازی های رایانه ای
تولید و پیدایش بازی های رایانه ای به سال 1962 بر می گردد که استیفن راسل ، از دانشجویان دانشگاه ام. آی . تی ، نخستین بازی رایانه ای را با نام « جنگ فضایی » نوشت که داستان بازی همان ، جنگ سفینه ها بود و بازیگر می بایستی سفینه طرف مقابل را نابود می کرد . بعد از آن شرکت آتاری در سال 1973 بازی « پونگ » را ساخت که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت. در اواسط دهه 1980 بازی ها بیشتر به سمت داستان های جنگی پیش رفتند . علت آن فضای تشنج آمیز داخلی آمریکا و نیز تنش آن کشور با شوروی و شرایط خاص دولت ریگان ، رئیس جمهور وقت آمریکا، بود . 3
« در حال حاضر ساخت و تولید بازی های رایانه ای روندی صعودی به خود گرفته است و با شتاب زیاد در حال گسترش است . آمارها از تولید سالانه 3-4 هزار نسخه را خبر می دهند.
بیشتر بازی های رایانه ای به منظور تحقق اهداف زیر تولید و به صحنه بین المللی عرضه شده است.
- تشریح خط مشی ها ، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبان و ارائه استدلال های پشتیبانی از آن خط مشی ها .
- برانگیختن افکار عمومی به طرفداری و یا علیه یک عملیات نظامی .
- پشتیبانی از تحریم های اقتصادی و دیگر اشکال غیر قهر آمیز اعمال فشار علیه دشمن .
عنصرمشترک اغلب بازی های رایانه ای این است که کاربر در نقش یک سرباز شجاع ، نیروی زبده غربی با مشخصات ویژه آمریکایی و یا در برخی موارد نیروهای حافظ صلح سازمان ملل برای گسترش آزادی های فردی و مبارزه با گروه های سیاسی و تروریستی و موجودات فضایی و تخیلی است . ایالات متحده آمریکا سعی دارد با این برنامه های فرهنگی تجاوزات نظامی خود را در میان ملت آمریکا و سایر ملت ها امری عادی ، انسان دوستانه و به منظور گسترش صلح و دموکراسی در سطح جهان نشان دهد . سعی می شود این موضوع القا شود که آمریکا نماد خیر مطلق و هر فرد ، گروه و یا دولتی که مخالف اوست ، محور شرارت و نماد شیطان است.
در بازی های رایانه ای که علیه ارزش های اسلامی و کشورهای مسلمان ساخته می شود ، مکان های منقش به تصاویر اسلامی و رنگ سبز، مساجد و مکان های مذهبی محل تجمع تروریست هاست و عمدتاً تک تیر اندازها بالای مناره های مساجد ، موضع گرفته اند و به سوی شما تیر اندازی می کنند . از زبان فارسی و عربی برای بیان زبان تروریست ها استفاده می شود و صدای پس زمینه تلاوت آیات قرآن ، اذان ، صلوات و سایر شعائر اسلامی است.
به عنوان مثال در بازی رایانه ای « دلتا فورس » در یکی از صحنه ها که در سال 2005 میلادی اتفاق می افتد شما برای مبارزه با تروریست ها به ایران حمله می کنید که این بخش از بازی سه مرحله دارد : در یک مرحله به جزیره خارک حمله می کنید و در مرحله دیگر به یک پایانه نفتی در خلیج فارس که نیروهای نظامی از آنجا محافظت می کنند . در این مرحله علاوه بر کشتن نیروهای نظامی کلاسیک با نیروهای دیگری با لباس شخصی مواجه می شوید که به نظر می رسد بیانگر نیروهای بسیج مردمی ایران است» .4
5 ) اسباب بازی و عروسک
« در روش هاي تعليم و تربيت ، مهم ترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهم ترين سن ، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توأم با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مؤلفه¬هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. بنابراین رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه ، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود . مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي ، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان ، همواره مد نظر بوده است . به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب ، داستان و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.
در اين ميان دختر بچه ها انحصاراً به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشئت گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس هم ذات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.
عروسك ، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط و منحرف تربيت كرد؛ همان¬گونه كه براي اعتلاي هر ملت ، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته ای است. یکی از مهم ترین اسباب بازی ها که به مثابه ابزاری در تهاجم فرهنگی ایفای نقش می کند ، عروسک باربی است . عروسک باربی توسط شرکت مت در ایالت کالیفرنیای آمریکا و در سال 1959 تولید و به بازار فرهنگی وارد شد.
باربي، اسم خلاصه شده باربارا ، دختر كوچك رئيس شرکت متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در جهان قرار گرفت. جالب است بدانیم طراح تغييرات « باربي » در آمريكا در شرکت «متل»، «جك رايان» است . وي قبل از آن در پنتاگون ( وزارت جنگ آمريكا ) ، طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را به خاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.
در سال1961، شرکت « متل» ، عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس شرکت متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد .
بعدها در سال 1963، عروسك « ميچ » و در سال 1965 ، عروسك « اسكيپر » به جمع كن و باربي پيوستند.
در سال 1968، شرکت « متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد ، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملاً همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آن ها متفاوت بود. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي که به باربی سیاهان معروف شد براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا، با نام «كريستين» توسط شرکت «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود ؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان ، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990 ، «كي يرا» ، باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي ، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.
در سال 1978، متأثر از شعار حقوق بشر رئيس جمهور وقت آمريكا ، جيمي كارتر مبني بر بسط حقوق بشر در جهان، شرکت متل با ديد بشر دوستانه! اساسنامه جهاني كودكان را تنظيم نمود كه به شكل قابل توجهي شركايي را به صورت غير انتفاعي در اتحاديه اي پيرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.
شرکت آمريكايي متل، براي ترويج باربي در سال 1986 ، شركت «هنگ كنگي اراكو» را تأسيس كرد. در سال 1988 با شرکت «والت ديسني» در جهت توليد و بازاريابي اسباب بازي ها و فيلم هاي شخصيت هاي عروسكي و كارتوني معروف والت ديسني در سراسر جهان، قرارداد همكاري منعقد نمود.
در سال 2000 ، شرکت «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستان¬هاي «هري پاتر» شامل: عروسك ها ، پازل ها ، خودروها ، بازي هاي رایانه ای و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري شرکت سينمايي وارنر) خريداري نمود .
در طي ساليان گذشته ، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس ، آموزگار ، پزشك ، دندانپزشك ، دامپزشك ، خواننده موسيقي راك ، ژيمناستیک ، كارآگاه ، افسر نيروي دريايي ، افسر خلبان ، مهماندار هواپيما ، دزد ، گدا و… كه اين شخصيت پردازي ها ، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.
در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است . در طول انتخابات ايالتي و ملي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام ، گرانادا ، پاناما و در انتهاي جنگ سرد ، باربي نقش¬هاي متفاوتي ايفا كرد .
در طول جنگ اول عراق و آمريكا در سال 1990 ، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت . پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست ، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت . تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي ، براي نبرد ضد تروريسم اين بود : باربي ـ روح آمريكايي .
به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت ؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد .
عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد ، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر ملزومات ضروري كودكان و نوجوانان از قبيل لوازم التحرير، كيف ، كفش، شكلات ها ، ظروف ، البسه ، ساعت ، وسايل شخصي و… كه به بيش از ده ها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و ارزش های فرهنگی نهفته در خود را به آنان تحميل می کند. » 5
6 ) موسیقی ضد فرهنگی ( و زیر زمینی )
به طور کلی این نوع موسیقی با توجه به منشأ شکل گیری ، عناصر فعال در آن ، منابع مالی ، شخصیت گردانندگان ، فرهنگ حاکم بر گروه ها و کارکرد آنان در سطح جامعه آسیب های متعددی را درپی دارد و بالطبع پیامد های منفی و اثرات مخرب فرهنگی در کشور ما خواهد گذاشت. موسیقی غیر مجاز و زیرزمینی به دلیل عدم دریافت مجوز از مراجع ذیصلاح در شرایطی غیر استاندارد، غیر قانونی و غیر اخلاقی تهیه و تدوین و به عنوان یک محصول ضدفرهنگی به جامعه هدف عرضه می شود . از جمله این موسیقی ها می توان به انواع کلیپ هایی که در داخل کشور و در استودیوهای غیر قانونی ساخته شده و بعضاً در اختیار شبکه های ماهواره ای، ایستگاه های (سایت) اینترنتی و توزیع کنندگان دستی قرار می گیرد ، اشاره کرد.
در این موسیقی ها ، مفاهیمی تبلیغ می شود که عبارتند از :
• سبک زندگی آمریکایی و غربی؛
• بی بندو باری اخلاقی در تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعی؛
• گرایش مفرط به روابط جنسی غیر مشروع؛
• تبلیغ انواع مواد مخدر به ویژه سیگار ؛
• انزوا طلبی در روابط فردی و اجتماعی؛
• بی توجهی به نظام خانواده و حرمت و احترام والدین ؛
• برخورد تمسخرآمیز با مسائل اجتماعی؛
• بی تفاوتی به مسائل سیاسی؛
• تبلیغ انواع مد ، پوشش و آرایش به سبک گروه های غربی .
پارتی های شبانه ، پارک ها و بوستان ها ، مدارس موسیقی ، شبکه های ماهواره ای و غیره محافلی هستند که در آن این نوع موسیقی ترویج می شود. انتقال ارزش های ضد فرهنگ ملی و دینی در قالب شعر و آهنگ های موسقی به مراتب آسان تر از سایر قالب هاست و به همین دلیل از این نوع موسیقی به صورت گسترده در شبکه های ماهواره ای ضد فرهنگی ، استفاده می شود و چندین شبکه مهم اختصاص به پخش این نوع موسیقی دارد .
در چند سال اخیر شبکه خبری بی. بی. سی فارسی با برنامه « کوک » به تبلیغ این نوع موسیقی می پردازد برنامه ای که مشابه آن تحت عنوان «شباهنگ» در تلویزیون صدای آمریکا پخش می گردد و البته سایر شبکه های ماهواره ای مثل pmc نیز در این راستا حرکت می کنند .
موارد فوق تنها بخشي از ابزارهايی بود كه در تهاجم فرهنگي و جنگ نرم مورد استفاده قرار مي گيرد و از ذكر ساير ابزارها به دليل فرصت اندک ، اجتناب شد. مواردي همچون سايتهای اینترنتی و بلاگها، چت روم ها ، شبکه های اجتماعی ( فیس بوک ، توئیتر و ... ) ، مطبوعات و... .
پانوشتها:
1. وبلاگ محمد قربانی m-ghorbani.blogfa.com
2. همان.
3. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، جنگ نرم ؛ مجموعه متون آموزشی طرح ضیافت اندیشه ، قم: نشر معارف ، 1389 ، ص 89.
4. مرسلی ، فاطمه ، هزار راه رفته ، تهران : معاونت سیاسی ساعس ناجا ، 1388 ، ص 102.
5. حق وردی طاقانکی، مهدی، «بازی های رایانه ای، ابزار قدرت نرم قدرت های منطقه»، جنگ روانی، تهران: معاونت سیاسی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ، بی تا ، به نقل از فصلنامه عملیات روانی، ش 16.
6. عباسی ، حسن ، « باربی، اسباب بازی یا اسباب ترویج فرهنگ غرب » ، جنگ روانی، تهران : معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، بی تا ، ص 146.
به اطلاع دوستان عزیز دانشجو می رسانم که متاسفانه نمرات گروههای ۱۹ و ۲۰ در سایت دانشگاه ثبت دائم نشده اند که انشاالله در اوایل هفته بعد با تماسی که با دانشگاه خواهم داشت ، انشاالله ثبت دائم خواهند شد. پیشاپیش از محضر یکایک دوستان عزیز دانشجویم ، عذرخوهای می کنم.
اطلاعیه
دوستان دانشجو ، نمرات دروس در سایت دانشگاه مربوطه درج شده است . ضمن آرزوی موفقیت به اطلاع می رساند که به دلیل تاکید دانشگاه فقط همین امروز دوشنبه ۱۹ تیرماه فرصت اعتراض دارید . متاسفانه مجبورم که دقایق پایانی امشب ، تمام نمرات را ثبت دائم کنم و بدیهی است بعد از آن امکان هیچگونه تغییری وجود ندارد. در ضمن به دوستان به فراخور برگه امتحانی و نحوه حضور در کلاس ارفاق خوبی صورت پذیرفته است. موفق باشید . لطفا اطلاع رسانی فرمایید.
نمرات تمامی دوستان با لحاظ فعالیت های کلاسی ، حضور و غیاب ، نمره میان ترم با تاثیر مثبت ، نمره پرسش های شفاهی در کلاس و نیز نمره آزمون پایان ترم درج شده است و بدیهی است به همه دوستان در حد مقتضی ارفاق خوبی(تا دونمره) هم داده شده است . در ضمن تمامی نمرات در سایت دانشگاه درج شده است. با این وجود دو نفر از دوستان ظاهرا در جلسه امتحان غیبت داشتند که در غیر این صورت خواهش می کنم با بنده تماس بگیرند. از دوستانی که با این عزیزان ارتباط دارند خواهش می کنم به اطلاع آنان برسانند.
۱) مهدی - ادبی ممقانی
۲) عبدالاحد - رسولی هیق
تذکر مهم
از دانشجویان زیر و دوستانی که نمره آنها صفر درج شده است تقاضا می شود هر چه سریعتر با اینجانب از طریق وبلاگ و یا ایمیل با اینجانب تماس بگیرند و در غیر این صورت نمره نهایی آنها صفر درج خواهد شد. از سایر دوستان خواهشمندم به این افراد در صورت آشنایی و دسترسی اطلاع دهند .
۱ - محمد امین پور - سنور
۲ - ادبی ممقانی - مهدی
۳ - شیر محمدی - مهدیس
۴ - دیانتی - عارف
۵ - عثمانی - اسماعیل
۶- محمد نژاد - عباس
۷ - زینال پور - نگین
۸ - رسولی هیق - عبدالاحد
به اطلاع دانشجویان گرامی می رساند که نمرات درس تاریخ اسلام در سایت دانشگاه درج شده است و تا عصر امروز نیز سایر نمرات درج خواهد شد . موفق و پیروز باشید .
با عرض پوزش از یکایک دانشجویان عزیز به اطلاع می رسانم به دلیل مسافرت و اشتغال فراوان امکان درج نمرات در سایت دانشگاه فراهم نشد ُ بنابرای تمام نمرات امتحانی کلیه دروس در روز یکم بهمن ماه در سایت دانشگاه مربوطه درج خواهد شد و به مدت پنج روز فرصت دارند که هر گونه اعتراض احتمالی را اطلاع دهند . بدیهی است روز پنجم بهمن ماه نمرات ثبت دائم خواهد شد و امکان هیچ تصحیحی به هیچ وجه وجود ندارد. در ضمن سعی خواهد شد که ضمن لحاظ ارفاقُ نمرات میان ترم با تاثیر مثبت لحاظ شود. موفق و پیروز باشید.
... نه هر که سر بتراشد قلندری داند!
جناب آقای دکتر سروش، اخیراً نامهای از جنابعالی در فضای مجازی
منتشر شد که خاطر مرا پریشان کرد، که نه برای خود، بلکه بیشتر برای شما
خطاب به
رهبر انقلاب اسلامی مرقوم نمودهاید که «به عین الیقین، پایان دولت سحر مدت شما را
نزدیک میبینم.» خاطرتان هست که این ذکر دایم و ورد وارد همه سرکردگان ینگه دنیاست،
چه زمان حیات مبارک «حضرت روح الله » و چه الان در دوران نائبش «سید علی.» و چه عجب
که آرزوی شما با رؤیای آنان در هم آمیخته است. نکند سر نهانی این وسط باشد که حتما
هست و...
فرمودهاید «جاروب انصاف، خانه قدرت را از
خاشاک ستم بپیرایید.» جناب آقای سروش، در این مدت که در فرنگ به سر میبرید حتماً
خبری از اوضاع و احوال عالم دارید. از عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، یمن، بحرین،
مصر، لیبی و ... و یا حتی در مقابل منزلتان دیدهاید که عدهای علیه همان نظام
سرمایهداری میشورند و شعار میدهند و به اصطلاح جنبش اشغال وال استریت راه
انداختهاند. شده است جملهای، بل کلمهای از دهان مبارک شما خارج شود که این چه
بساط ظلمی است که ظالمان در دنیا علم کردهاند؟
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز
پرس / توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
یا نکند شما به مدد طعام
و شرابی که از صدقه سر همان ظالمان و گردنکشان نصیبتان شده است، زبان در کام فرو
برده اید و بلکه تأیید هم میفرمایید. این همه «انسان» در غزه و لبنان، در عراق و
افغانستان، در یمن و بحرین و ... مثله و تکه تکه شدند توسط همانانی که زیر بیرقشان
سینه میزنید، صدایی و آهی از شما بر نیامد تا چه رسد فریاد. دست به قلم شدهاید و
رگ گردن کلفت کردهاید که ای داد، ای هوار که در ایران چنین و
چنان!
«ایام که میگذشت ... که قصه وحی و نبوت پیش آمد ... به قدر
مقدور شوخهای شبهه را از رخسار رسالت زدودم و حقیقت کلام خدا را که همان کلام
محمد(ص) است، بازنمودم.»
بلی شما در زمستان 1386 در مصاحبه رادیو هلند،
به رد وحیانی بودن قرآن پرداختید. گرچه پیشتر این مباحث را در کتاب «بسط تجربه
نبوی» و نیز «قبض و بسط تئوریک شریعت» با اندکی تفاوت مطرح کرده بودید. حتماً
میدانید قبل از شما نصر حامد ابوزید – روشنفکر غربگرای مصری- در کتاب «مفهوم
النص؛ دراسه فی علوم القران» که در سال 1990 توسط مرکز الثقافی العربی در بیروت چاپ
شد، همین مطالب را عیناً مطرح کرد و یا دیگرانی از جمله محمد آرغون، مقیم فرانسه و
... و یا حتی برخی از این شبهات در طول تاریخ طرح شد و توسط اندیشمندان مسلمان پاسخ
داده شدند.
بعد از طرح این مباحث از ناحیه شما، برخی از اهالی علم از
جمله حضرت آیت الله العظمی جعفر سبحانی، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، استاد
بهرام پور، استاد بهاالدین خرمشاهی، حتی آقای عبدالعلی بازرگان و دیگران دست به قلم
برده و از در ارشاد و اصلاح با شما سخن گفتند و به نقد آنچه سخن رانده بودید، قلم
دواندند، جواب شما چه بود؟
ظاهراً به مولانا علاقمندی و اشعار وی را سخت
قول می نمایی، نمی دانم، شاید. برای جنابتان از وی مینویسم و اگر به مذاقتان
برخورد، دلتان مکدر شد و غضبناک؛ حدیث حقیر نیست، شعر مولوی است:
من کلام حقم و قایم به ذات / قوت جان جان و یاقوت زکات
سیاهه نمودهاید که «ولایت فقیه نه
شرعا اعتبار دارد، نه عقلا و کثیری از فقها و عقلا با آن مخالفند.» متاسفم از اینکه
فرمایشات! شما آنقدر آمیخته به بغض و کینه است که کوچکترین توجهی به اصول اولیه
علمی مساله ندارید و بی محابا به پیش میتازید.
آقای سروش حداقل کتاب «دراسات فی ولایه الفقیه»
آقای حسینعلی منتظری را مطالعه میفرمودید یا کتب آقای دکتر محسن کدیور را در این
رابطه میدیدید. اینان که جزو یاران و رفیقان شما هستند. مساله ولایت فقیه، آنقدر
مساله بدیهی و روشنی است که حضرت امام خمینی(س) فرمودهاند که تصورش، موجب تصدیق آن
میشود.
بر خلاف نظر شما تمام فقهای معاصر از جمله حضرات آیات عظام
سیستانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی و حتی متوفیان
اخیر حضرات آیات عظام بهجت، شیخ جواد تبریزی، گلپایگانی، مرعشی نجفی و .. . معتقد
بدان بودهاند. قدری تأمل بکنید و دل را از کینه و حقد دور بدارید و عقل را آزاد
سازید، به طرفه العینی میفهمید که امکان عمل به اسلام بدون تأسیس حکومت اسلامی و
تحقق ولایت فقیه، امری محال و غیر ممکن است.
آقای سروش، متاسفانه با این
افاضات،بدیهی ترین مسائل را هم انکار میکنید. چشم خود را با انگشت کین کور
کردهاید تا آفتاب را نبینید.
نوشتهاید «با خود میاندیشم که تفاوت من
با شما در کجاست. هر دو ایرانی و مسلمانیم و در دعوی متابعت از پیامبر عزیز اسلام
هم داستانیم و ... .» فراست چندانی نمیخواهد که اختلاف عمیق شما را با رهبر فرزانه
انقلاب اسلامی، دریافت. شما حلقومتان را به کسانی اجاره دادهاید که صدایشان بر
هموطنانتان کلفت میکنند. شما برای کسانی قلم میزنید که هنوز از انگشتانشان خون
جوانان، مردان، زنان و کودکان ایران، لبنان، عراق، فلسطین، افغانستان، بوسنی و ...
میچکد.
بلی شما فرق دارید، خیلی هم فرق دارید! سر بر آستان شیطان و پست
از شیطان، هنری نیست که به آن افتخار میکنید و گردن فراز. سجده بر آمریکا و اذنابش
عین بی هنری است.
آوردهاید که «میگویید سپاه پاسداران هست، بلی هیچ
شهی چون تو این سپاه ندارد... .» با شما موافقم که هیچ کشور و ملتی به مانند ما
«سپاهی» ندارد که ایمان و اطمینان در دل ملتش کاشته و رعب و وحشت در وجود سلطه گران
انداخته باشد. اگر شما و امثال شما دهان به تأیید سپاه، بسیج، ارتش و ... بگشایید،
معلوم میشود که اینان در انجام وظایف قصوری کردهاند و صد البته اگر مذمت و فحاشی،
نثارشان کرده باشید، حقانیت و صحت عمل به تکالیفشان بر ملت ما مکشوف میشود. حتماً
میدانید که این سنجه و میزان را مرادمان «روح خدا؛ خمینی» به ما آموخته
است.
من نیز برای جنابتان مینویسم «سعدی گفت دو چیز حاصل عمر است: نام
نیک و ثواب. شما هم برای نام نیک این جهان و پاداش کلان آن جهان، در این "وجیزه
حقیر" به عین عنایت بنگرید. ابراهیم نبی از خدا نام نیک میخواست: "وَ اجْعَلْ لِی
لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ" شما هم که از نام نیک نمیگریزید. برگردید به آغوش
ملت و در این روزهایی که دهه شصت زندگیتان هست، «سروش مردم » خود باشید. مردم ما
«کریم» اند. تا حال اگر «کریم سروش» بودید، بگذارید از این به بعد شما «سروش کریم»
ببینیم. گرچه دیر شده است ولی اگر بخواهید شدنی است.
من و امثال من و در
کار و قال شما عیوب بسیار میبینیم که اگر بنویسیم مثنوی هفتاد بل هفتصد من کاغذ
میشود. پروای حقیقت و فضیلت مرا به این میخواند که داروی تلخ و زهرفام نقد و
انذار را در کام شما بچشانم.
زان حدیث تلخ میگویم ترا / تا ز تلخیها
فرو شویم ترا
نوکری اجانب، قدر و منزلتی ندارد. حریر و دیبای قوم خود
بپوشید که زربفت است و دلربا. آنان امثال شما را بسیار فریفته و دشمن ملتشان ساخته
است، اگر اندکی کتب تاریخی را تورق فرمایید خواهید دید که در تاریخ ملل، «سروش ها»
زیادند و چه خیانت ها و خباثت ها در حق مردمانشان کردهاند. کتاب «در خدمت و خیانت
روشنفکران» جلال آل احمد میتواند برایتان مفید باشد.
این مطلب در سایت های برهان ، تابناک ، الف ، باشگاه خبرنگاران و رونامه رسالت و ... در روزهای 19-17 دی ماه 1390 منتشر شده است .