ضیافت اندیشه 1

جنگ نرم – قسمت اول

تبيين مفهومي، پيشينه تاريخي و تاكتيكها

 

الف ) تبيين مفهومي

 مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.

 جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» ، مي داند. 1

 ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد.  »

 با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه «قدرت نرم» نسبت مي دهند.

 وي در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود.

 بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.

 ب ) پيشينه تاريخي

 به نظر مي رسد جنگ نرم و مفاهيم همسان از قبيل عمليات رواني، جنگ رواني، قدرت نرم، جنگ سفيد و... قدمتي به اندازه حيات بشري دارد. نوع نگاه، زوايه ديد، ارتباطات چهره به چهره و غير كلامي ساده ترين والبته قديمي ترين روش هاي عمليات رواني و جنگ نرم است. برخي، قديمي ترين روايت پيرامون جنگ نرم را به نبرد كيدئون با ماد نسبت مي دهند كه در اين جنگ، سپاهيان كيدئون با افزايش چندين برابري مشعل هاي لشكريان، باعث فريب و ترس مادها شدند و در نتيجه بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يافتند.

 با اين وجود «جنگ نرم» با مختصات تئوريك و پراتيك جديد خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن يعني در دهه 1970 با مشاركت اساتيد برجسته علوم سياسي و علوم ارتباطات از جمله جوزف ناي، هارولد لاسول، جان كالينز، اعضاي برجسته آژانس اطلاعات مركزي Central Intelligence Agency (CIA)  و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسيس مركزي تحت عنوان «كميته خطر جاري» طراحي ، تدوين وعملياتي شد كه مهمترين هدف آن بمباران تبليغاتي عليه بلوك شرق و به ويژه شوروي بود كه ظاهراً بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين كميته به «كميته صلح جاري» تغيير كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات رواني آن جهان اسلام و به ويژه جمهوري اسلامي ايران و هواداران منطقه اي آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهاي دوست ايران مي باشد.

 كشور ما به دليل برخورداري از فرهنگ و تمدن كهن ايراني- اسلامي، اصالت نژادي، وسعت سرزمين، كميت و كيفيت جمعيت، امكانات نظامي، اقتدار سياسي، نفوذ منطقه اي و بين المللي، منابع طبيعي، سرمايه اجتماعي، درايت وتوانمندي رهبران فرهنگي وسياسي، يكپارچگي انسجام ملي و مهمتر از همه تمسك به فرهنگ و مكتب اهل بيت عليهم السلام و التزام به نظريه ولايت فقيه الگويي مترقي و متعالي براي كشورهاي اسلامي و عامل مهمي در بيداري و خيزش ملت هاي اسلامي منطقه است. بنابراين غرب و در راس آن ايالات متحده كانون حملات نرم و براندازانه خود را متوجه ايران اسلامي كرده اند و در كنار تحميل 8 سال جنگ تحميلي، كودتاهاي گوناگون، حمايت از گروه هاي ضد انقلابي و ايجاد اغتشاش در كشور، از انواع متدهاي جنگ نرم در حوزه هاي گوناگوني از جمله سينما، تئاتر، رمان و ادبيات داستاني، شعر، رسانه هاي ديجيتالي، گروه هاي مجازي و حقيقي، معنويت هاي ساختگي و عرفان هاي دروغين و... بهره برده اند كه در مجال خود به تفصيل به اين عرصه ها خواهيم پرداخت.

 

 ج ) تاكتيك هاي جنگ نرم

1)     برچسب زدن

 بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند. گاهي هدف از اين عملكرد، آن است كه ايده، فكر يا گروهي محكوم شوند، براي آنكه استدلالي در محكوميت آنها آورده شود.  4

 به عنوان مثال ، رسانه هاي كشورهاي غربي با منفي سازي مفهوم «بنيادگرايي» Fundamentalism و اطلاق آن به كشورهاي اسلامي ، سعي دارند چهره منفي اي از اين كشورها در اذهان عمومي مخاطبين خود القاء و ايجاد كنند.

 برچسب زني يا اسم گذاري (برچسب به يك فكر و يا عقيده زدن) براي تحريك به رد فكري و انديشه اي بدون بررسي شواهد مورد استفاده قرار گيرد . 5

 به عنوان مثال غربي ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطين و لبنان، برچسب تروريسم مي زنند و حملات ايران از اين مبارزين را حمايت از تروريسم مي نامند و با تبليغات رسانه اي افكارعمومي را دستكاري مي كنند.

2 )  تلطيف و تنوير

 از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم. 6

 رسانه هاي ارتباط جمعي از سويي مفهوم «حقوق بشر و آزادي» را پر فضيلت جلوه داده و از سوي ديگر غرب را مهد‌ آزادي و مدافع حقوق بشر قلمداد مي كنند در حاليكه بيشترين نقص حقوق بشر و آزادي در اين كشورها صورت مي گيرد.

 3 )  انتقال

 انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

 استفاده از نمادهاي مذهبي و يا ملي و انتساب به اشخاص و جريان هايي كه مورد احترام توده هاي عمومي مردم هستند تاكتيك انتقال ناميده مي شود.

 در اين تاكتيك از ابزارهاي گوناگون از جمله طنز، كايكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسيقي و... استفاده مي شود.

 4 ) تصديق

 تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است. 7

حمايت اشخاص معروف (سياستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروههاي فرهنگي، سياسي واجتماعي از فردي يا جرياني تصديق ناميده مي شود.

 5 ) شايعه

 شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. به عبارتي شايعه در جايي ايجاد مي شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شايعه انتقال شفاهي پيامي است كه براي برانگيختن باور مخاطبان و همچنين تاثير در روحيه آنان ايجاد مي شود. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسيت بالايي دارد.

 هر شايعه در برگيرنده بخش قابل توجهي از واقعيت مي تواند باشد (تاكتيك تسطيح در شايعه سازي) ولي ضريب نفوذ آن بستگي به درجه ابهام و اهميت آن دارد. در واقع هرچقدر شايعه پيرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد همان مقدار ضريب نفوذ آن افزايش مي يابد.

 با توجه به موضوع و جامعه هدف، شايعات گوناگوني توليد مي شوند كه عبارتند از شايعات تفرقه افكن، هراس آور، اميد بخش، آتشين، خزنده، دلفيني يا غواصي(كه به تناسب زمان توليد و بعد از تاثير گذاري براي مدتي خاموش و دوباره با ايجاد زمينه هاي ذهني لازم در جامعه، ايجاد مي شود)

 در شايعه سازي از تاكتيك هاي گوناگون از جمله تسطيح، همانند سازي، برجسته سازي (بزرگنمايي) و... نيز استفاده مي شود.

 6 ) كلي گويي

 « محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي شوند» . 8

 در واقع كلي گويي عبارت است از ايجاد ارتباط نظر و عملي خاص با مفهومي ويژه تا مخاطب بدون بررسي دلايل، شواهد و قرائن ، آن نظر و عمل را بپذيرد.

 تاكتيك كلي گويي، تاكتيكي است كه سعي مي شود ذهن مخاطب متوجه حواشي و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزي پيام، حساسيت نداشته و آن را بدون بررسي و كنكاش بپذيرد كه به همين دليل برخي اين تاكتيك را «بي حس سازي مغزي» نيز مي نامند.

 در بيانيه هايي كه توسط دستگاه ديپلماسي كشورهاي غربي منتشر مي شود از اين تاكتيك استفاده مي كنند كه ضمن كلي گويي به مقاصد و اهداف خود نايل شوند.

 7 ) دروغ بزرگ

 اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي گيرد. بدين معني كه پيامي را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد، بيان مي كنند و مدام بر «طبل تكرار» مي كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. معروفترين استفاده اين تاكتيك در زمان آدولف هيتلر و توسط رئيس دستگاه تبليغاتي نازي ها، گوبلز بوده است. گوبلز مي گويد: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور‌ آن براي مردم راحت تر است». 9

 در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري اخير شايع شد كه مبلغي حدود 18 ميليارد دلار از كشور خارج و به شكلي (مضحك!) به يكي از كشورهاي همسايه وارد شده است. اين دروغ به قدري بزرگ بود كه برخي آن را باور كردند(!) در حاليكه ميزان درآمد ساليانه كشور از 90 ميليارد دلار كمتر است و اين حجم مالي يعني چيزي حدود 20 درصد درآمد كشور. اين دروغ بزرگ كه توسط رسانه اي ضد انقلاب ماساژ مي شد عده اي را به ترديد و در مواردي به پذيرش آن واداشته بود.

 8 ) پاره حقيقت گويي

 گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد. اين رويه رايج رسانه هاست كه معمولاً متناسب با جايگاه و جناح سياسي كه به آن متمايل هستند، بخشي از خبر نقل و بخشي را نقل نمي كنند. خبر هنگامي كامل است كه عناصر خبري در آن، به شكل كلي مطرح شوند. اما چنانچه يكي از عناصر خبري شش گانه (كه، كجا، كي، چرا، چه، چگونه) در خبر بيان نشود، خبر ناقص است.

 در تاكتيك «پاره حقيقت گويي» حذف يكي از عناصر به عمد صورت مي گيرد و بيشتر اوقات عنصر «چرا» حذف مي شود.

 نوع تيترها و محتواي روزنامه ها و رسانه ها در مواقع سخنراني مقامات عالي نظام نشانگر بهره گيري از اين تاكتيك است.

 9 ) انسانيت زدايي و اهريمن سازي

 يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.

 در اين تاكتيك با استفاده از برچسب زني صفات منفي به حريف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجيه حملات و تهاجمات عليه رقيب مي پردازند.

 10 )  ارائه پيشگويي هاي فاجعه آميز

 در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي گويي، پاره حقيقت گويي، اهريمن سازي و...) به ارائه پيشگويي هاي مصيبت بار مي پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.

 از اين تاكتيك در تبليغات انتخاباتي استفاده مي شود كه نمونه هاي بسياري از آن را مي توان در انتخابات اخير رياست جمهوري بر شمرد.

 ارائه اخبار و آمارهاي آلوده به دروغ از وضعيت سياسي، اقتصادي كشور و فاجعه آميز بودن آينده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذيل اين تاكتيك تعريف مي شود كه شعار «تغيير» نيز در اين رابطه از سوي يكي از نامزدها پيگيري مي شد.

 11 ) قطره چكاني

 در تاكتيك قطره چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.

 12 ) حذف (سانسور)

 در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.

 13 ) جاذبه هاي جنسي

 استفاده از نمادهاي اروتيكال از تاكتيك هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي گيرند. به طوري كه در شرايطي فعلي «مانكن ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب مي شوند كه در تبليغات و آگهي هاي تجاري از آن ها بهره مي گيرند.

 استفاده از گويندگان خبري با ظاهري اروتيكال از جمله مصاديق اين تاكتيك تلقي مي شود كه ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذيري پيام و غفلت از هسته مركزي و ادبيات آن مي شود.

 14 ) ماساژ پيام

 در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.

 15 ) ايجاد تفرقه و تضاد

 ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

 ايجاد تفرقه و تضاد موجب ايجاد «گسست» شده و در جامعه اي كه به لحاظ طبيعي اين گسست ها وجود داشته باشند ، تقويت مي شوند؛ از قبيل گسست قوميت ، مذهب، دين، جنسيت، زبان، نژاد و... .

 مهمترين هدف اين تاكتيك، ايجاد گسست بين مردم و نظام سياسي است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومي مردم و مقبوليت و پذيرش رژيم سياسي مي شود.

 اين تاكتيك به شدت مورد توجه بنگاه هاي خبرپراكني و استكبار جهاني در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران است و در چند ماهه اخير بر شدت بهره گيري از آن افزوده اند.

 16 ) ترور شخصيت

 در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند.

 دشمنان انقلاب و نظام اسلامي با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.

 17 ) تكرار

 براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند. 11

 تكرار از لحاظ روان شناسي در تشكيل «عادت» بسيار مفيد است به ويژه اگر با دقت توام باشد. بدون تكرار، تثبيت و تقويت دقيق تر، «عادت» ميسر نخواهد شد. روش تكرار از قواعد خاصي پيروي مي كند زيرا فاصله هاي تكرار، نبايد چنان دراز باشد كه سبب محو شدن آثار قبلي شود و نه چندان كوتاه باشد كه ملال انگيز و خسته كننده شود . 12

 به عبارت ديگر، تكرار مثل ضربه هاي پياپي چكش است كه سرانجام ميخ را مي كوبد و به داخل مي راند. بنابراين فرستنده پيام اميدوار است كه اين شكلي از ضربه زدن مداوم، باعث دريافت نكات پيام شود.

القاء «دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تكرار آن ذيل اين تاكتيك تعريف و توجيه مي شود. هزاران سايت اينترنتي همزمان با دهها شبكه تلويزيوني غربي ، با «تكرار» «دروغ بزرگ، تقلب در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم ، سعي در مخدوش كردن ذهنيت عمومي جامعه ايرانيان و تضعيف اعتماد ملي داشتند.

 18 )  توسل به ترس و ايجاد رعب

 در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.13

 در مواردي از تاكتيك توسل به ترس، براي انسجام و وحدت جبهه خودي در مقابل يك تهديد يا دشمن خارجي استفاده مي شود.

پيش از حمله ايالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه هاي آمريكايي تلاش تبليغاتي گسترده اي انجام دادند كه عراق به توليد جنگ افزارهاي هسته اي مي پردازد و حامي تروريسم است و با اين شيوه سعي كردند تا افكار عمومي از رژيم سياسي عراق و صدام حسين- كه انسانيت زدايي شده بود- احساس ترس كند و براي حمله آمريكا توجيه سازي شود.

 از طرفي ديگر به شهروندان عراقي چنين القاء مي شد كه آمريكا دنبال تغيير رژيم سياسي عراق - كه حامي تروريسم است- بوده و به دنبال ايجاد فضاي آزاد در جامعه عراق هست و خواهان تحقق دموكراسي براي آنان بوده و اين جنگ مورد حمايت ساير كشورها و نيز سازمان ملل است.

 از سوي ديگر دستگاه تبليغات رواني آمريكا به نيروهاي عراقي هشدار داده بود كه با بزرگترين و مخربترين تسليحات نظامي جهان مورد هجوم قرار خواهند گرفت ، بنابراين به سود آنها خواهد بود كه تسليم نيروهاي متحد گشته و كشورشان از شر صدام حسين رها شود. در حالي كه عراق بعد از چند سال از سقوط صدام، هنوز درگير بحران اختلافات داخلي است و مركز پرورش تروريسم در منطقه شده است.

 19 ) مبالغه

 مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند.

 غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.

 20 ) مغالطه

 مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد.

 متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند . 14

 

منابع:

  جان. ام. كالينز، استراتژي بزرگ (اصول و رويه ها)، ترجمه كوروش بايندر، تهران : انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، 1370،ص 487 .

 وي.اي .دي، جنگ رواني، ترجمه گروه علوم انساني جهاد دانشگاهي، تهران : دفتر مركزي جهاد دانشگاهي، بي تا، ص 12.

 بي نا، جنگ رواني ، تهران: معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، بي تا، ص 9 .

 مريم كلانتري، سايت مركز تحقيقات و مطالعات رسانه اي همشهري .

 ورنر سورين- جيمز تانكارد، نظريه هاي محورهاي ارتباطات، ترجمه دكتر عليرضا دهقان، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1384، ص 152.

 همان ، ص 158.

همان ، ص 165.

 سيدحسين محمدي نجم، فصلنامه عمليات رواني، سال سوم، شماره 9، سال 1384.

 محمد سلطاني و شهناز هاشمي، پوشش خبري، تهران: انتشارات سيماي شرق، 1382 ، ص25 .

 همان، ص 47 .

 همان .

محمد دادگران، افكار عمومي و معيارسنجي آن ، تهران: مرواريد، 1382.

 

محمد شيرازي، جنگ رواني و تبليغات، مفاهيم وكاركردها ، تهران: انتشارات نمايندگي ولي فقيه در سپاه، 1376.

ورنرسورين، جيمز تانكارد، نظريه هاي ارتباطات، ص 8-167.

 

 

ضیافت اندیشه 2

جنگ نرم – قسمت دوم

با پشت سر گذاشتن جنگ جهانی دوم ، نظام سلطه به دنبال روش های مطمئن تر و کم هزینه تری برای تسلط بر کشورها بود . روشی که به جای ایجاد روحیه مقاومت و استکبارستیزی به ترغیب مردم جهت قدم برداشتن در مسیر مورد نظر استعمارگران بپردازد. گرچه نادیده گرفتن مقوله جنگ برای قلدران جهانی هنوز امری بعید به نظر می رسد - با توجه به اشغال عراق و افغانستان می بینیم که در تصرف افکار و اذهان و تغییر سلایق ، جنگ بی پایانی در عرصه فرهنگی شکل گرفته است که به آمریکایی کردن سبک زندگی مردم می پردازد و با استحاله فرهنگی و مذهبی ، به ویژه در جوانان ، مقدمات تسخیر جهان ،  بدون جنگ و خون ریزی و با سلاح اقناع و ابزار رسانه ها را فراهم نموده است. با توجه به گستردگی کمی و کیفی این ابزارها در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود:

 1 ) شبکه های ماهواره ای

شبکه های ماهواره ای از مهمترین ابزارهای تهاجم فرهنگی است . با ورود ماهواره به عرصه مصارف فرهنگی از اواخر دهه شصت و بعد از اتمام جنگ تحمیلی ، به تشدید برخی ناهنجاری های ارزشی و فرهنگی کمک کرد. قبل از آن و در طول دهه شصت برخی از برنامه های کانال های تلویزیونی کشورهای همسایه در بعضی شهرهای نزدیک مرزی و توسط آنتن های خیلی بلند، دریافت می شد. در دهه هفتاد با ورود قاچاق انواع تجهیزات ماهواره ای ، حجم دریافت این کانالها به سرعت افزایش یافت و به مناطق مرکزی کشور نیز سرایت کرد . دهه هشتاد و در سال های جدید و با استفاده از دیش های و دریافت کننده های دیجیتالی میزان دریافت این کانالها افزایش یافت . برآورد اولیه نشان می دهد که درفضای اقلیمی ايران حدود 18000 شبکه تلویزیونی قابل دریافت است و البته دارندگان تجهیزات ماهواره ای برنامه های حدود 2000  شبکه را دنبال می کنند و سایر شبکه ها به دلایل گوناگون از جمله عدم جذابیت ، بیگانگی زبان و... مورد توجه جدی دارندگان تجهیزات ماهواره ای نیستند. در زیر به بررسی چند شبکه مهم که در بین ایرانی های دارنده تجهیزت ماهواره ای، مخاطبانی دارند ، می پردازیم :

 1-1 ) شبکه فارسي وان

 شبکه تلویزیونی فارسي وان توسط گروه رسانه اي سعد محسني (موبي) - كه يك افغاني و بهايي مقيم استرالياست –  در سال 2009 تأسيس شد .

قابل ذكر است موبي ، قبل از تأسيس فارسي وان ، شبكه هاي تلويزيوني طلوع ، لمر ( به زبان پشتوني) ،راديو آرمان ، استوديوي موسيقي باربد ميوزيك و .... راه اندازي كرده اند كه مخاطب اصلي آن مردم افغان هستند.

فارسي وان با ترجمه فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني سعي می کند بخشي از مخاطبان ايراني و فارسي زبان را به خود جذب نماید . دفتر مركزي آن در هنك كنگ و دفتر فروش و بازاريابي اش در دبي قرار دارد.

فيلم ها و سريال هایي همچون آشنايي با مادر ، خواهر دوست داشتني من ، همسر من بي نظيره ، رؤياي شيشه اي ، همسايه ها ، افسانه افسونگر، سفري ديگر، دارما و گريك ، ققنوس، ویکتوریا و... مخاطباني پيدا كردند كه دوست داشتند به تعقيب داستان بپردازند و خود را به آخر ماجرا برسانند ولي قصه اين فيلم ها چه بود؟

در سريال « ويكتوريا » ، مخاطب ايراني ، زني را به عنوان قهرمان داستان مي پذيرد كه با همسر و دو فرزندش زندگي مي كند. ويكتوريا بعد از سال ها زندگي مشترك با همسرش در مي يابد كه شوهرش با دستيارش رابطه دارد... . در اين ميان كشف مي شود كه ويكتوريا نيز با پسر جواني به نام ژرونيمو ارتباط نامشروع دارد... .

پسر ويكتوريا نيز از قافله عقب نمي ماند و با دوست مادرش رابطه جنسي برقرار مي كند و دختر بزرگ ويكتوريا از مردي باردار است و دختر كوچكش هم مورد تجاوز مرد دیگری قرار مي گيرد.

در فيلم « در جستجوي پدر »، پسر بچه اي شش ساله به نام «فريجوليتو» كه همراه مادر 22 ساله اش مارگاريتا _ خواننده يك كافه _ زندگي مي كند در جستجوي پدر واقعي اش هست  و در اين ميان پزشك بيمارستاني به نام ايگناسيو به فريجوليتو  و مادرش محبت مي كند و .... آخر داستان كشف مي شود كه مارگاريتا وقتي 15 ساله بوده توسط همين ايگناسيو مورد تجاوز قرار گرفته  و محصول اين ارتباط نامشروع پسر بچه اي حرام زاده است به نام فريجوليتو!

در فيلم « همسايه ها » ، جسيكا ، كارمند بنگاه معاملاتي رادلف ، دوست دارد خانه رؤيايي (آپارتمان رؤيايي) داشته باشد . با اسكار راننده جوان تاكسي آشنا می شود و ..... جسيكا در راه از رؤياهايش براي اسكار تعريف مي كند و اسكار به وي قول مي دهد اگر در مسابقه بخت آزمايي برنده شود و جسيكا به پيشنهاد ازدواج وي جواب مثبت بگويد ، اسكار آن خانه رؤيايي را خواهد خريد...

از طرف ديگر جسيكا مورد توجه رادلف ، رئيسش  هم هست... رادلف معشوقه ديگري دارد بنام تاتيانا و تاتيانا به طور تصادفي سوار ماشين اسكار مي شود و اسكار كه در مسابقه بخت آزمايي برنده شده ، پي به اختلاف رادلف و تاتيانا مي برد و اين بار دوست دارد با تاتيانا رابطه داشته باشد و جسيكا را فراموش مي كند.....

 هر فيلم و سریالی كه فارسي وان پخش مي كند محتوای اصلي و اساسي آن خيانت در خانواده هست ، هم مرد به زن و هم زن به شوهرش خيانت مي كند و از اين خيانت قبح زدايي مي شود. فرزندان ، حرامزاده و در بسياري موارد و در صورت اقتضاي سني خود اسير اين روابط نامشروع خارج از نظام خانواده هستند و جالب اينكه افراد به اين مسئله كمترين واكنشي را نشان نمي دهند و  راحت از كنار آن مي گذرند و این خیانت را طبیعی می پندارند .

راستي چرا فارسي وان ، اين گونه فيلم ها را كه محتوای اصلي آن خيانت هست ، براي مخاطب ايراني نشان مي دهد ؟ آيا قصدش شكستن حريم  و نظام خانواده ايراني و يا حداقل ايجاد شك و بدبيني در بين اعضاي خانواده نسبت به هم  نیست؟

جالب است بدانيم فارسي وان با پيوستن به گروه رسانه اي استار ، تحت قيموميت شرکت نيوز كورپوريشن قرار گرفته است كه رئيس آن رابرت مردخاي ، صهيونيست مقيم استراليا و شيطان رسانه اي دنياست  و مي دانيم كه ( سعد محسني ، مدیر فارسی وان ، يك بهائي است) و با صهيونيست ها روابط تنگاتنگي دارند.1

 2-1 ) شبکه من و تو

 من و تو ، شبکه تازه تأسیسی است که از لندن پخش می شود  و بسیاری آن را فارسی وان دوم می پندارند . در حالی که تلاش لندن تا سال گذشته عمدتاً به پخش برنامه های سیاسی ، ضد مذهبی یا ضد شیعی برای مخاطبان ایرانی محدود می شد، ولی مدتی است سیاست گذاران جنگ نرم در لندن با چرخشی معنادار به سراغ برنامه هایی با پوشش سرگرمی رفته اند.

استفاده تمام عیار از تمام ظرفیت های تصویری از کارتون تا فیلم سینمایی، با پوشش تمام گروه های سنی از کودک تا بزرگسال، که با ایجاد کانال های متعدد سرگرمی و موسیقی دنبال می شود، در دستور کار این برنامه راهبردی قرار دارد.

شبکه من وتو که ظاهراً یک خواننده زن  ایرانی گرداننده اصلی و البته اولیه آن بوده است ، برای تغییر گروه های مرجع به سمت خواننده ها و ... و تحمیل مفاهیم نرم خاص ، اهداف صاحبان خود را دنبال می کند.

در برنامه « بفرمایید شام » به دنبال عادی سازی  و قبح زدایی از  « شراب  و شرابخواری» ، « گوشت خوک » و ... دنبال می شود .  در بسیاری از مستندهای مربوط به ایران ، به دنبال « تطهیر رژیم شاه » هستند و در برخی دیگر ، القا آموزه های بهائیان  را دنبال می کنند .کارویژه اصلی شبکه ماهواره ای من و تو ؛ عادی سازی مفاهیم غیردینی، ترویج اباحه گری و  لیبرالیسم فرهنگی  و دین زدایی است. درواقع « آندلسی کردن ایران » ، مهم ترین هدف این شبکه می باشد.

 3-1 ) شبکه فارسی صدای آمریکا (VOAPNN)

 بخش فارسی صدای آمریکا (VOAPNN) نخستین بار از نوامبر 1979 (آبان 1357 شمسی) با روزانه نیم ساعت پخش رادیویی آغاز به کار کرد. پخش تلویزیونی برنامه‌ها نیز  از  اکتبر 1996 (مهر 1375) تحت عنوان شبکه خبری فارسی صدای آمریکا آغاز شد .

این شبکه هر روز به مدت ۶ ساعت برنامه پخش می‌کند و در اغلب موارد با بهره برداری از شیوه های عملیات روانی به شایعه پراکنی ، القای ناکارآمدی ، برچسب زنی ، شانتاژ ، دروغ پراکنی و ... علیه نظام اسلامی ، فعالیت می کند. کانال تلویزیونی مزبور در ایام اغتشاشات بعد از انتخابات 1388 از مهم ترین رسانه هایی بود که با انواع شگردها سعی در داغ نگهداشتن التهابات داشت . جالب است بدانیم اکثر مجریان و گردانندگان این شبکه ، از بهائیان مقیم آمریکا هستند .

 4-1 ) شبکه بی بی سی فارسی

شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی، حدود  شش ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388 فعالیت خود را شروع کرد و در همان اوایل توانست به مدد مجریانی که اغلب خبرنگاران و روزنامه نگاران جوان سال های اخیر مطبوعات ایران بودند ، بیشتر از سایر شبکه های ماهواره ای مورد توجه قرار گیرد .  این شبکه که مورد حمایت رسمی وزارت امورخارجه بریتانیا و سرویس امنیتی MI6  است ، در طول ایام انتخابات تلاش کرد با ارائه گزارش ها ، تحلیل ها و خبرها در افزایش تنش در جامعه ایرانی بپردازد و همواره با استفاده از شیوه های عملیات روانی بر ذهن مخاطب ایرانی تأثیر سوء بگذارد.

شبکه های فوق ، تنها نمونه هایی از کانالهای ماهواره ای بودند که به صورت خلاصه مورد اشاره واقع شد و بدیهی است برای تبیین بهتر و بیشتر ، بایستی جداگانه به این موضوع پرداخت .

 

2 ) فیلم های سینمایی

فیلم های سینمایی ، واجد عناصر و مؤلفه هایی از جمله جذابیت ، سرگرم کنندگی، تصویرسازی و ... هستند که می توانند به راحتی در خدمت مهاجمان فرهنگی قرار گیرند. ایالات متحده که مهم-ترین و بیشترین تولید کننده محصولات سینمایی در دنیاست همواره سعی کرده ارزش های مورد نظر خود را در قالب این وسیله به مخاطبان خود القا کند و به تعبیری فرهنگ و سبک زندگی آمریکایی را جهانی سازد .

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و ارائه الگویی جدید و بر اساس ارزش های اسلامی و منطبق با شرایط روز توسط ایران اسلامی باعث شد که بخشی از نگاه های مردم دنیا به سمت ایران معطوف شود و این البته با اهداف ایالات متحده و هم پیمانانش ناسازگار بود بنابراین آنها از راه های گوناگون سعی کردند روش زندگی و مهم تر از آن بینش ما را مورد تهاجم قرار دهند . در این راستا فیلم های زیادی توسط شرکت های گوناگون آمریکایی و اروپایی علیه نظام فرهنگی ما ساخته شد. آن ها سعی کردند با استفاده از انواع تاکتیک های عملیات روانی ، ایران و اسلام را در ذهن مخاطبانشان که اغلب به رسانه های ما دسترسی ندارند ، عقب مانده ، تروریست، وحشی و دشمن انسان ها معرفی سازند و به زبانی دیگر به ایران هراسی و اسلام هراسی پرداختند. در ذیل به چند نمونه از این فیلم ها اشاره می شود :

 

1-2 ) فیلم  2012   

فیلم2012 ، ساخته کارگردان آلمانی رولند امریش، از سال 2008 آغاز می شود که دوست هندی جکسون کرتیس ، فاجعه ای خورشیدی را در سال 2012 پیش بینی می کند . فاجعه ای که موجب غلیان مذاب های درون پوسته کره زمین شده و زلزله های بسیار شدید ، آتشفشانی های مهیب و سونامی های مخوف ایجاد نموده و زندگی بشریت را نابود خواهد ساخت. کرتیس با عجله این پیش بینی را به اطلاع مقامات کاخ سفید می رساند و از همان زمان با تصمیم رئیس جمهور آمریکا (سیاه پوستی با ایفای نقش دنی گلاور) پروژه ای مخفی کلید زده می شود که طی آن قرار است برای نجات نسل بشر ، کشتی عظیمی ساخته شود که در آن گروهی از انسان های نخبه از تمامی نژادها ، نمونه هایی از تمامی گونه های جانوری و مجموعه ای از همه دستاوردهای علمی و فرهنگی و هنری بشریت نگهداری شود تا از فاجعه آخرالزمان در امان بمانند. در این فیلم که از جنس فیلم های آخرالزمانی هالیوود است می بینیم ، آخرالزمان مطابق دیدگاه های غربی تصویر می شود و آمریکا به عنوان تنها ناجی بشریت برای حفظ بقا و حیات معرفی می گردد و سخنی از ادیان آسمانی به میان نمی آید.

مشابه دیگر فیلم " رولند امریش " « روز استقلال »  به دنبال اثبات سیادت و درایت غربی ها  و البته آمریکایی ها بر بشر بحران زده است و این بشر غربی و آیین بوداست که منجی موعود خواهد بود و روحانیان آن هم که در خدمت لیبرال دموکراسی و انگاره های سکولاریستی قرار دارند صرفاً در خدمت غربی ها هستند و حتی جان خود را هم در این راه فدا می کنند. در فیلم های آخرالزمانی ، سعی می شود ، منجی در قامت یک انسان غربی و عموماً آمریکایی بروز کند و نیروهای شرور و شیطانی نیز اغلب شرقی و مسلمان هستند.

 

۲-۲ ) فيلم «سنگسار ثریا.میم»

فيلم «سنگسار ثریا. میم » به کارگردانی سیروس نورسته و براساس کتابی به همين نام نوشته فریدون صاحب‌جم كه در 1994 منتشر شد، ساخته شده است. كارگردان و نويسنده اين فيلم مدعي هستند؛ داستان اين فيلم واقعي و بر اساس رويدادي واقعی است كه در اوت 1986 (مرداد 1365) در دهكده اي كوچك در جنوب غربي ايران روي مي دهد .

مهم ترين بازيگر ايراني فیلم « سنگسار ثريا م. »  خانم شهره آغداشلو است. نام اصلي وي « پری وزیری‌تبار» و از بازيگران سينماي ايران در زمان پهلوي (فيلم فارسي) است.

داستان فيلم اين گونه است كه قربانعلي شوهر ثريا قصد دارد با دختري 14 ساله ازدواج كند اما وضع مالي‌ او چندان رضايت‌بخش نيست كه خرج دو خانواده را متحمل شود، به خاطر همين تصميم مي‌گيرد كه ثريا را طلاق دهد! در مقابل، ثريا هم كه با داشتن 4 فرزند نگران مخارج زندگي‌اش است ، با قربانعلي مخالفت مي‌كند. قربانعلي براي رها شدن از اين مشكل بزرگ! چاره‌اي مي‌انديشد؛ پناه بردن به روحاني روستا و كمك خواستن از او براي تهمت زدن به ثريا و در نهايت محكوم كردن او به سنگسار! تنها به خاطر اينكه از شر همسر اولش راحت شود و بخواهد آزادانه با دختري ديگر ازدواج كند! همه اين داستان را زهرا ، خاله ثريا (شهره آغداشلو) براي يك خبرنگار فرانسوي تعريف مي‌كند كه اتفاقاً آن حوالي ماشينش خراب شده است. زهرا او را مي‌بيند و ماجراي سنگسار خواهر‌زاده ‌اش را براي او تعريف مي‌كند تا آن خبرنگار آزادي‌خواه و طرفدار حقوق زن و حقوق بشر !!! به خارج از كشور برود و فرياد مظلوميت زنان ايراني را به گوش جهانيان برساند .

این فیلم بعد از ماجرای خانم س.ا که محکوم به اعدام به جرم قتل شوهرش و ارتباط نامشروع با مرد بیگانه شده بود و غرب از آن علیه کشورمان ، جنجال رسانه ای ساخت ؛ بارها و بارها از شبکه های گوناگون ماهواره ای پخش شد. فیلمی که برخلاف نظر سازندگانش ، ذره ای واقعیت ندارد و صرفاً ابزاری شد برای برچسب زنی و تهمت زنی به نظام اسلامی .

 

3-2 ) پرسپوليس

انيمیشن پرسپوليس كه بر اساس رماني با همين عنوان از مرجان ساتراپي است با هشتاد هزار طرح اسليمي و سياه و سفيد كه همگي با دست كشيده شده و شش ميليون يورو و در سه سال توليد شده ، زندگي شخصي نويسنده در سال هاي انقلاب و در خانواده‌اي مدرن با انديشه‌اي ماركسيستي است.

اين فيلم با قاطعيت تمام به سياه نمايي جامعه ايراني به گونه‌اي كاملاً فنی و حرفه‌اي می پردازد. در قسمتي از فيلم، مرجانِ كودك، شعارهايي مثل «شهدا در قلب ما هستند» و يا «حجاب، آزادي زن است» را به باد مسخره مي‌گيرد.

پرسپوليس از سال‌هاي دفاع مقدس فقط به عنوان حادثه‌اي كه در آن كشتار و مرگ و بدبختي بوده است، ياد مي‌كند و زماني كه رزمندگان ايراني در حال مبارزه با رژيم بعثي هستند، مرجان، در حال گوش دادن به آهنگ‌هاي مايكل جكسون و Iron Madon است.

پرسپوليس، عليه حجاب و نمادها و هنجارهاي ارزشي است و سعی می کند انگاره های نئومارکسیستی را در قالب¬های روز به بیینده القا نموده و از انقلاب اسلامی به عنوان رخدادی که عامل بدبختی و فلاکت بوده ، تصویرسازی کند.

در سرتاسر فيلم، شادي و نشاط مردم را به رقص و پايكوبي، شراب و سيگار منحصر مي‌كند كه البته از طرف حكومت سركوب مي‌شود و نظام اسلامی در این فیلم ، نظامی سرکوبگر ، خشن و استبدادی به تصویر کشیده می شود.

 

3  ) انیمیشن و کارتون

دشمنان ما دریافتند که برای نفوذ بیشتر در اعماق ذهن ها و دل ها که محل اصلی تهاجم فرهنگی است ، بایستی به شرایط و ویژگی های جامعه مخاطب خود توجه جدی داشت . بنابراین آن ها در برخورد با  نوجوانان  از ابزار انیمیشن استفاده می کنند . ساخت و تولید انواع کارتون ها و پخش آن توسط شبکه های ماهواره ای و یا ایستگاه های(سایت) اینترنتی در دستور کار دشمنان ما قرار دارد .

« شخصیتهای ساده و دوست داشتنی دنیای کارتون ، برای مخاطبان (کودکان و نوجوانان ) به آسانی به عنوان الگو پذیرفته می شود و آنان سعی می کنند از رفتارها و برخوردها شخصیت های کارتونی ، تقلید کنند . وجود همین قابلیت مهم است که سبب شده کارتون ها در فرآیند هجوم نرم جهان غرب علیه دیگر کشورها و فرهنگ ها ، نقشی ویژه را به خود اختصاص دهد . در برخی موارد ، دامنه بهره برداری از کارتون ها به مضامین سیاسی نیز کشیده می شود و شخصیت های محبوب کارتونها به نمایندگان و مبلغان فرهنگ و سبک زندگی و ارزش های جامعه غربی به سراسر جهان اعزام می شوند . »2 به عنوان مثال در کارتون هایی که با عنوان مجموعه های «باربی» در کشور به صورت غیرقانونی توزیع می شود، روابط آزاد جنسی از همان دوران کودکی و نوجوانی تبلغ می شود و قهرمان کارتون همواره با غیر همجنس خودش روابط آزاد دارد و به گونه ای سعی می شود که قبح این روابط را از بین ببرند.

  

  4  ) بازی های رایانه ای

تولید و پیدایش بازی های رایانه ای به سال 1962 بر می گردد که استیفن راسل ، از دانشجویان دانشگاه ام. آی . تی ، نخستین بازی رایانه ای را با نام « جنگ فضایی » نوشت که داستان بازی همان ، جنگ سفینه ها بود و بازیگر می بایستی سفینه طرف مقابل را نابود می کرد . بعد از آن شرکت آتاری در سال 1973 بازی « پونگ » را ساخت که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت. در اواسط دهه 1980 بازی ها بیشتر به سمت داستان های جنگی پیش رفتند . علت آن فضای تشنج آمیز داخلی آمریکا و نیز تنش آن کشور با شوروی و شرایط خاص دولت ریگان ، رئیس جمهور وقت آمریکا، بود . 3  

« در حال حاضر ساخت و تولید بازی های رایانه ای روندی صعودی به خود گرفته است و با شتاب زیاد در حال گسترش است . آمارها از تولید سالانه 3-4 هزار نسخه را خبر می دهند.

بیشتر بازی های رایانه ای به منظور تحقق اهداف زیر تولید و به صحنه بین المللی عرضه شده است.

-       تشریح خط مشی ها ، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبان و ارائه استدلال های پشتیبانی از آن خط مشی ها  .

-       برانگیختن افکار عمومی به طرفداری و یا علیه یک عملیات نظامی .

-       پشتیبانی از تحریم های اقتصادی و دیگر اشکال غیر قهر آمیز اعمال فشار علیه دشمن .

عنصرمشترک اغلب بازی های رایانه ای این است که کاربر در نقش یک سرباز شجاع ، نیروی زبده غربی با مشخصات ویژه آمریکایی و یا در برخی موارد نیروهای حافظ صلح سازمان ملل برای گسترش آزادی های فردی و مبارزه با گروه های سیاسی و تروریستی و موجودات فضایی و تخیلی است . ایالات متحده آمریکا سعی دارد با این برنامه های فرهنگی تجاوزات نظامی خود را در میان ملت آمریکا و سایر ملت ها امری عادی ، انسان دوستانه و به منظور گسترش صلح و دموکراسی در سطح جهان نشان دهد . سعی می شود این موضوع القا شود که آمریکا نماد خیر مطلق و هر فرد ، گروه و یا دولتی که مخالف اوست ، محور شرارت و نماد شیطان است.

در بازی های رایانه ای که علیه ارزش های اسلامی و کشورهای مسلمان ساخته می شود ، مکان های منقش به تصاویر اسلامی و رنگ سبز، مساجد و مکان های مذهبی محل تجمع تروریست هاست و عمدتاً تک تیر اندازها بالای مناره های مساجد ، موضع گرفته اند و به سوی شما تیر اندازی می کنند . از زبان فارسی و عربی برای بیان زبان تروریست ها استفاده می شود و صدای پس زمینه تلاوت آیات قرآن ، اذان ، صلوات و سایر شعائر اسلامی است.

به عنوان مثال در بازی رایانه ای  « دلتا فورس » در یکی از صحنه ها که در سال 2005 میلادی اتفاق می افتد شما برای مبارزه با تروریست ها به ایران حمله می کنید که این بخش از بازی سه مرحله دارد : در یک مرحله به جزیره خارک حمله می کنید و در مرحله دیگر به یک پایانه نفتی در خلیج فارس که نیروهای نظامی از آنجا محافظت می کنند . در این مرحله علاوه بر کشتن نیروهای نظامی کلاسیک با نیروهای دیگری با لباس شخصی مواجه می شوید که به نظر می رسد بیانگر نیروهای بسیج مردمی ایران است» .4

 

5 ) اسباب بازی و عروسک

« در روش هاي تعليم و تربيت ، مهم ترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهم ترين سن ، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توأم با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مؤلفه¬هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. بنابراین رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه ، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود . مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي ، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان ، همواره مد نظر بوده است . به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب ، داستان و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.

 در اين ميان دختر بچه ها انحصاراً به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشئت گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس هم ذات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.

 عروسك ، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط و منحرف تربيت كرد؛ همان¬گونه كه براي اعتلاي هر ملت ، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته ای است.  یکی از مهم ترین اسباب بازی ها که به مثابه ابزاری در تهاجم فرهنگی ایفای نقش می کند ، عروسک باربی است . عروسک باربی توسط شرکت مت در ایالت کالیفرنیای آمریکا و در سال 1959 تولید و به بازار فرهنگی وارد شد.

باربي، اسم خلاصه شده باربارا ، دختر كوچك رئيس شرکت متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در جهان قرار گرفت. جالب  است بدانیم  طراح تغييرات « باربي » در آمريكا در شرکت «متل»، «جك رايان» است . وي قبل از آن در پنتاگون ( وزارت جنگ آمريكا ) ، طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را به خاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.

 در سال1961،  شرکت « متل» ، عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس شرکت متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد .

 بعدها در سال 1963، عروسك « ميچ » و در سال 1965 ، عروسك « اسكيپر »  به جمع كن و باربي پيوستند.

 در سال 1968، شرکت « متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد ، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملاً همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آن ها متفاوت بود. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي که به باربی سیاهان معروف شد براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا، با نام «كريستين» توسط شرکت «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود ؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان ، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال  1990 ، «كي يرا» ، باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي ، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.

  در سال 1978، متأثر از شعار حقوق بشر رئيس جمهور وقت آمريكا ، جيمي كارتر مبني بر بسط حقوق بشر در جهان، شرکت متل با ديد بشر دوستانه! اساسنامه جهاني كودكان را تنظيم نمود كه به شكل قابل توجهي شركايي را به صورت غير انتفاعي در اتحاديه اي پيرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.

 شرکت آمريكايي متل، براي ترويج باربي در سال 1986 ، شركت «هنگ كنگي اراكو» را تأسيس كرد. در سال 1988 با شرکت «والت ديسني» در جهت توليد و بازاريابي اسباب بازي ها و فيلم هاي شخصيت هاي عروسكي و كارتوني معروف والت ديسني در سراسر جهان، قرارداد همكاري منعقد نمود.

  در سال 2000 ، شرکت «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستان¬هاي «هري پاتر» شامل: عروسك ها ، پازل ها ، خودروها ، بازي هاي رایانه ای و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري شرکت سينمايي وارنر) خريداري نمود .

 در طي ساليان گذشته ، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس ، آموزگار ، پزشك ، دندانپزشك ، دامپزشك ، خواننده موسيقي راك ، ژيمناستیک ، كارآگاه ، افسر نيروي دريايي ، افسر خلبان ،  مهماندار هواپيما ، دزد ، گدا و… كه اين شخصيت پردازي ها ، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.

 در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است . در طول انتخابات ايالتي و ملي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام ، گرانادا ، پاناما و در انتهاي جنگ سرد ، باربي نقش¬هاي متفاوتي ايفا كرد .

 در طول جنگ اول عراق و آمريكا در سال  1990 ، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت . پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست ، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت . تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي ، براي نبرد ضد تروريسم اين بود : باربي ـ روح آمريكايي .

به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت ؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد .

 عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد ، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر ملزومات ضروري كودكان و نوجوانان از قبيل لوازم التحرير، كيف ، كفش، شكلات ها ، ظروف ، البسه ، ساعت ، وسايل شخصي و… كه به بيش از ده ها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و ارزش های فرهنگی نهفته در خود را به آنان تحميل می کند. » 5  

6 ) موسیقی ضد فرهنگی ( و زیر زمینی )

به طور کلی این نوع موسیقی با توجه به منشأ شکل گیری ، عناصر فعال در آن ، منابع مالی ، شخصیت گردانندگان ، فرهنگ حاکم بر گروه ها و کارکرد آنان در سطح جامعه آسیب های متعددی را درپی دارد و بالطبع پیامد های منفی و اثرات مخرب فرهنگی در کشور ما خواهد گذاشت. موسیقی غیر مجاز و زیرزمینی به دلیل عدم دریافت مجوز از مراجع ذیصلاح در شرایطی غیر استاندارد، غیر قانونی و غیر اخلاقی تهیه و تدوین و به عنوان یک محصول ضدفرهنگی به جامعه هدف عرضه می شود . از جمله این موسیقی ها می توان به انواع کلیپ هایی که در داخل کشور و در استودیوهای غیر قانونی ساخته شده و بعضاً در اختیار شبکه های ماهواره ای، ایستگاه های (سایت) اینترنتی و توزیع کنندگان دستی قرار می گیرد ، اشاره کرد.

در این موسیقی ها ، مفاهیمی تبلیغ می شود که عبارتند از :

•          سبک زندگی آمریکایی و غربی؛

•          بی بندو باری اخلاقی در تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعی؛

•          گرایش مفرط به روابط جنسی غیر مشروع؛

•          تبلیغ انواع مواد مخدر به ویژه سیگار ؛

•          انزوا طلبی در روابط فردی و اجتماعی؛

•          بی توجهی به نظام خانواده و حرمت و احترام والدین ؛

•          برخورد تمسخرآمیز با مسائل اجتماعی؛

•          بی تفاوتی به مسائل سیاسی؛

•          تبلیغ انواع مد ، پوشش و آرایش به سبک گروه های غربی .

پارتی های شبانه ، پارک ها و بوستان ها ، مدارس موسیقی ، شبکه های ماهواره ای و غیره محافلی هستند که در آن این نوع موسیقی ترویج می شود. انتقال ارزش های ضد فرهنگ ملی و دینی در قالب شعر و آهنگ های موسقی به مراتب آسان تر از سایر قالب هاست  و به همین دلیل از این نوع موسیقی به صورت گسترده در شبکه های ماهواره ای ضد فرهنگی ، استفاده می شود و چندین شبکه مهم اختصاص به پخش این نوع موسیقی دارد .

در چند سال اخیر شبکه خبری بی. بی. سی فارسی با برنامه « کوک » به تبلیغ این نوع موسیقی می پردازد برنامه ای که مشابه آن تحت عنوان «شباهنگ» در تلویزیون صدای آمریکا پخش می گردد و البته سایر شبکه های ماهواره ای مثل pmc نیز در این راستا حرکت می کنند .

 موارد فوق تنها بخشي از ابزارهايی بود كه در تهاجم فرهنگي و جنگ نرم  مورد استفاده قرار مي گيرد و از ذكر ساير ابزارها به دليل فرصت اندک ، اجتناب شد. مواردي همچون سايتهای اینترنتی و بلاگها، چت روم ها ، شبکه های اجتماعی ( فیس بوک ، توئیتر و ... ) ، مطبوعات و... .

 

پانوشتها:

1. وبلاگ محمد قربانی m-ghorbani.blogfa.com

2. همان.

3. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، جنگ نرم ؛ مجموعه متون آموزشی طرح ضیافت اندیشه ، قم: نشر معارف ، 1389 ، ص 89.

4. مرسلی ، فاطمه ، هزار راه رفته ، تهران : معاونت سیاسی ساعس ناجا ، 1388 ، ص 102.

5. حق وردی طاقانکی، مهدی، «بازی های رایانه ای، ابزار قدرت نرم قدرت های منطقه»، جنگ روانی، تهران: معاونت سیاسی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ، بی تا ، به نقل از فصلنامه عملیات روانی، ش 16.

6. عباسی ، حسن ، « باربی، اسباب بازی یا اسباب ترویج فرهنگ غرب » ، جنگ روانی، تهران :  معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، بی تا ، ص 146.

 

به اطلاع دوستان عزیز دانشجو می رسانم  که متاسفانه نمرات گروههای ۱۹ و ۲۰ در سایت دانشگاه ثبت دائم نشده اند که انشاالله در اوایل هفته بعد با تماسی که با دانشگاه خواهم داشت ، انشاالله ثبت دائم خواهند شد. پیشاپیش از محضر یکایک دوستان عزیز دانشجویم ، عذرخوهای می کنم.

اطلاعیه

دوستان دانشجو ، نمرات دروس در سایت دانشگاه مربوطه درج شده است . ضمن آرزوی موفقیت به اطلاع می رساند که به دلیل تاکید دانشگاه فقط همین امروز دوشنبه ۱۹ تیرماه فرصت اعتراض دارید . متاسفانه مجبورم که دقایق پایانی امشب ، تمام نمرات را ثبت دائم کنم و بدیهی است بعد از آن امکان هیچگونه تغییری وجود ندارد. در ضمن به دوستان به فراخور برگه امتحانی و نحوه حضور در کلاس ارفاق خوبی صورت پذیرفته است. موفق باشید . لطفا اطلاع رسانی فرمایید.