آن سه قطره خون

با ائتلاف شوم سرويس‌هاي امنيتي آمريكا و بريتانيا، نهضت مردمي ايران جهت ملي كردن نفت، ناکام ماند و به نتیجه مطلوب نرسید و محمدرضا شاه كه از ترس خشم مقدس ملت ايران به ايتاليا و  سپس يونان فرار كرده بود، مست و مغرور، دوباره به اريكه قدرت بازگشت. دكتر محمد مصدق كه علي‌رغم هشدارهاي آيت‌الله  سید ابوالقاسم كاشاني، رهبر مذهبي نهضت ملي شدن صنعت نفت، جهت جلوگيري از كودتاي سپهبد فضل‌اله زاهدي، خود را «مستظهر به رأي ملت» قلمداد كرده بود، بعد از 27 ماه نخست‌وزيري، توسط سرهنگ نصيري دستگير و بازداشت گرديد.

بقيه وزراي كابينه و اطرافيان دكتر محمد مصدق، هر كدام به حبس‌هاي كوتاه مدت محكوم شدند و تنها دكتر حسين فاطمي وزير امور خارجه، به اعدام محكوم شد كه بعد از انقلاب يكي از ميادين و خيابان‌هاي تهران به نام وي نامگذاري گرديد.

با پيروزي كودتاچيان، عوامل و عناصر نفتي انگلستان كه از كشور اخراج شده بودند، دوباره به كشور بازگشتند و «كنسرسيوم نفتي» تشكيل شد كه اولين بار آمريكا نيز در آن حضور داشت. دانشجويان و دانشگاهيان كه همواره در پيشاني صفوف مبارزاتي ملت ايران قرار داشتند، در اعتراض به ورود «دنيس رايت» كاردار سفارت انگلستان به تهران، دست به تظاهرات گسترده در دانشگاه‌هاي مهم كشور از جمله در دانشگاه تهران زدند.

با ورود دنيس رايت،  «ريچارد نيكسون » ، معاون رئيس جمهوري وقت ايالات متحده  ـ آيزنهاور ـ جهت مطالعه و مشاهده نتايج كودتاي 21 ميليون دلاري اوت 1953، اعلام كرد ، 18  آذر عازم تهران است.

دانشجويان در اعتراض به ورود دنيس رايت و همچنين اعلام انزجار و تنفر از ورود نيكسون دست به تظاهرات زدند. رژيم كه از خواب خيالي خود برآشفته بود با حمله به كلاس‌هاي درس دانشكده فني دانشگاه تهران و در جهت ايجاد رعب و وحشت، سه تن از بهترين فرزندان ايران زمين را به شهادت رساند.

شهادت ناصر قندچي، مصطفي بزرگ‌نيا و مهدي شريعت‌رضوي (برادرخانم دكتر علي شريعتي) ، موجي از احساسات ضد رژيم را در سراسر ايران و از جمله در دانشگاه‌ها پديد آورد و با ورود نيكسون و دريافت دكتراي افتخاري ـ از همان دانشگاهي كه به خون فرزندان اهورايي، آغشته بود ـ اعتراض‌ها گسترده‌تر شد تا جايي كه يكي از روزنامه‌ها در سرمقاله خود خطاب به نيكسون تحت عنوان «اين سه قطره خون اهورايي» نوشت: « آقاي نيكسون ، وجود شما آنقدر گرامي و عزيز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترين جوانان اين كشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني كردند».

«اين سه قطره خون اهورايي» سرآغاز درخشان و مقدسي بود برای تولد مبارك «جنبش دانشجويي ايران» كه واجد خصال نيكان ايران زمين هست. استعمارستيزي، استقلال‌خواهي، آرمانگرايي ، اسلام‌خواهي و ... از مهم‌ترين ويژگي‌هاي ممتاز جنبش دانشجويي ايران است.

اينك كه بيش از نيم قرن ـ 5۷ سال ـ از شهادت «اين سه قطره خون اهورايي» مي‌گذرد، جوانان دانشجوي ايران بر بلنداي رفيع عزت و افتخار ايستاده‌اند و سرود بلند آزادي، استقلال، ديانت، عفت، عزت، غيرت و مردانگي سر مي‌دهند و مستحكم‌تر از گذشته از مرزهاي شرف، آزادي و آزادگي ايران زمين صيانت مي‌كنند.

امروز به بركت مجاهدت دانشگاهيان و دانشجويان ايراني، ايران آبادتر از گذشته، به فتح قله‌هاي بلند فرهنگ و ادب، علم و تكنولوژي نايل آمده كه دستيابي به توليد سلول‌هاي بنيادي، ترميم ضايعات نخاعي، شبيه‌سازي، صنايع دفاعي، هوا و فضا و مهم‌تر از همه دستيابي به تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي و ... خوشه هایی‌ از خرمن خرمن افتخارات بزرگ و لايتناهي ايرانيان مسلمان و  دانشمند  است .

  ... و اينك دانشجويان فرهيخته ميهن ، مستحكم و پايدار راه  آن اسطوره هاي سترگ عدالت ، آزادي ، آزادگي ، ايثار و شهادت  ، راه بزرگ نيا ، قندچي ، شريعت رضوي ، چمران ، علم الهدي ، باكري ، باقري و هزاران هزار آلاله سرخ ايران زمين را با شور و شعور ادامه ميدهند و چشم بر  قله هاي  استقلال ، افتخار و عظمت دوخته و راه پرافتخار شهیدان و امام شهیدان را با راهبری و هدایت ولی امر مسلمین جهان محکم و استوار می پیمایند.

 

زنده باد ایران اسلامی

پاینده باد جنبش دانشجویی ایران

 

 

نمرات درس انقلاب اسلامی

به اطلاع دوستان عزیز دانشجو می رسانم که نمرات همه دوستان در سایت دانشگاه (آموزش) درج شده است .

۱) برخی از دانشجویان فاقد برگه امتحانی بودند که احتمالا در جلسه امتحان غیبت داشتند، با این وجود عزیزانی که در امتحان حاضر بودند لیکن نمره دریافت نکرده اند حتما به اطلاع اینجانب برسانند که تصحیح شود.

۲) اسامی بعضی از دانشجویان نیز در لیست آموزش وجود ندارد در حالی که در امتحان شرکت داشتند، این دسته از دانشجویان نیز به اطلاع ما برسانند که در فرصت مقتضی نسبت به درج نمره این عزیزان اقدانم شود.

۳) اوراق امتحانی با نهایت ارفاق تصحیح شده است با این وجود اگر عزیزی اعتراضی داشت اعلام فرمایند تا مجدد بررسی شود و خدای نکرده حق دوستی ضایع نشود.

موفق و پایدار باشید.

ما و ماهواره (تكنيك ها و ابزار جنگ نرم 1)

ما و ماهواره (تكنيك ها و ابزار جنگ نرم 1)

شايد پيشينه استفاده عام از شبكه هاي ماهواره اي به اوايل دهه هفتاد و پايان جنگ تحميلي برگردد و البته قبل از آن با آنتن هاي خيلي بلندي كه در شهرهاي شمالي كشور – فارغ از مناطق مرزي كه شبكه هاي تلويزيوني كشورهاي همسايه قابل دريافت است – بر پشت بام معدودي از افراد نصب مي شد ، در ساعاتي از روز برخي شبكه ها قابل رويت بود. در سالهاي نخست دهه هفتاد با ورود رسيورهاي آنالوگ ، ميزان كمي- كيفي دريافت كانال هاي ماهواره اي  افزايش يافت و الان با ورود و توزيع گسترده رسيورهاي گوناگون با ماركهاي مختلف و اغلب زير قيمت صد هزارتومان حجم استفاده از ماهواره ها روبه فزوني نهاده است. جالب است بدانيم كه اخيرا با ورود ديشهاي گردان (آفست) حجم دريافت كانالها به طور غير باوري افزايش يافته است.

ادامه نوشته

ده نكته درباب جنگ نرم

1)   قبل از پرداختن به تبيين مفاهيم و ترمينولوژي بايستي نقطه عزيمت و رويكرد ما در نگاه به مفهومي به نام جنگ نرم soft war  روشن شود . عدم جاگيري علمي در مطالعه آن، به سرگشتگي و حيراني منجر خواهد شد.

2)   زبان و ادبيات گفتگو در انتقال دريافت ها و پرداخت ها نقش اساسي ايفا مي كنند . بنابراين لازم است پيرامون جنگ نرم به يك ادبيات مشترك و بعد به يك مفاهمه بين الاذهاني رسيد . بديهي است نيل به تقريب و حتي در مقامي بالاتر تطبيق اذهان اولي است .

3)   بايستي تكليف اينكه جنگ نرم را پروژه مي دانيم يا پروسه روشن شود . گفتگوهاي رايج در محاورات سياسي ، فرآورده بودن آن را به ذهن مي رساند درحاليكه با تاملي كوتاه مي توان دريافت كه اين پديده بيشتر به پروسه و فرآيند مي ماند تا به پروژه و فرآورده.

4)   اغلب دليل تراشي شده و به توصيف (چگونگي) و روايت محض و حتي داستان گويي هاي شبانگاهي روزانه اكتفا مي شود در حاليكه لازم است به علت يابي و تبيين (چرائي و چيستي ) اشاره شود.

5)    تمام و يا غالب توجهات به «پيام» Text معطوف است در حاليكه از «زمينه»    Context غفلت مي شود. زمينه هاي ذهني و عيني در جامعه بايستي مورد كاوش قرارگيرد كه چرا و چگونه جامعه ما درگير جنگ نرم است و ما در كجاي زماني و مكاني صحنه نبرد واقع شده ايم. اتاق فرماندهي ، دكل ديدباني ، كالك عملياتي ، تعداد نيروي انساني ماهر و غير ماهر و روانشناسي فرهنگي سياسي فرماندهان و افسران ارشد و جزه و سربازان ما چگونه است و البته فهم دقيق و روشن از «تركيب» و «ترتيب» دشمن و ادوات و تجهيزات و البته تاكتيك ها و تكنيك هاي و در يك عبارت دشمن شناسي. غير از اين باشد گويي نظر ما در صحنه نبرد به گلوله و نور و آتش آن جلب شده است و تماشاگر رقص فشنگ ها در پهنه آسمان جبهه ايم و البته حظ مبسوط مي بريم و تحليلي مبسوط تر روايت مي كنيم كه ظاهرا در وضع موجود چنينيم.

6)   ايجاد يك جبهه مستحكم با فرماندهاني متوكل و مقتدر و افسران و سربازاني شجاع ، دل قوي ، مومن و معتقد به نصرت الهي و البته با كالك عملياتي روشن و «كارشده» برآمده از استراتژي مترقي و متعالي مكتب اهل بيت عليهم السلام ضروريت عصري ماست. پاشاني و پريشاني ، تداخل و تباين ، موازي كاري و جزيره اي ، سنگ هاي بزرگي كه معلوم است فقط براي كنتور حرافي خوب است  و دهها قصه پرغص هاي كه موجب بي و سرو ساماني در خطوط نبرد خودي از طرف رفقا ! ايجاد مي شود بيشتر از دشمن به خود ما لطمه مي زند .

7)   در جنگ نرم ، ذهن وقلب با دوگانه هاي شك- يقين و نفرت – عشق ، مورد هدف قرار مي گيرد. ايجاد شك و كاشتن بذر ترديد در ذهن و پاشيدن تخم نفرت در مزرعه قلب ،  اقدام اصلي دشمن است.بنگاههاي به اصطلاح مطالعاتي متعدد ومتكثر در حوزه هاي گوناگون ما با انبوهي از ژنرال هاي يقه سفيد ! بايد روشن سازند در مقابل تهاجم و شبيخون فرهنگي دشمن چه كرده اند كه امروز بخشي از مردم ما ، بيماران شك و ترديدند و نظريه «فوران تنفر» ظاهرا با اغتشاشات كذايي تا حدي اثبات شد.

8)   در جنگ نرم ، «گسست» ها Gap  مهم است و البته مهمترين آن ، گسست بين ملت –دولت (نظام سياسي) است . بايد هوشيار بود كه هر عاملي كه باعث ايجاد و يا تقويت اين گسست شود به مثابه ويروسي عمل كرده كه سيستم عامل نظام سياسي را مورد هدف قرار مي دهد و خطر آن غير قابل جبران است. گرچه نبايستي از ساير گسستها ازقبيل زباني ، نژادي، جنسي ، قومي، مذهبي ، اقليمي و ... غافل ماند.

9)   مبارزين و مجاهدين جبهه نرم بايستي به ازار و تكنيك هاي آن مجهز و مسلح شوند . موسيقي ، سينما ، تئاتر ، ادبيات داستاني و رمان ، شعر ، طنز ، كاريكاتور ، رسانه هاي ديداري ، شنيداري ، مكتوب و مجازي ، گروههاي اجتماعي واقعي و مجازي ، ورزش ، الگوي مصرف ، سبك زندگي و... عرصه مبارزه و خط مقدم است و براي تك تك اين موارد بايد نيروي ويژه تربيت شود كه با عنايت به حجم جنگ رواني دشمن ، به عمليات هاي پارتيزاني و ضربه زدن به دستگاه نظري آن پرداخته و دشمن را در موضع انفعال قرار دهد.

10)  همه ما ايرانيان بايد بدانيم كه دشمنان ما  با تاريخ ، تمدن ، فرهنگ و هنجارهي ملي و ديني و با كليت ما دشمنند و در مسير دشمني خود با هر آنچه ايراني است ذره اي مماشات  نكرده و نخواهند كرد و تاريخ  ما مملو از رفتار زشت آنان با ماست. آيا سزاوار است به خاطر اختلاف يا حتي اعتراضي به روشي يا كسي يا جرياني در زير بيرق ايران ، كاري كنيم كه دشمنانمان هلهله و شادي كنند؟

رساتر مي پرسم مگر ما شيعه علي بن ابيطالب (ع) نيستيم كه البته هستيم. آيا  برحقانيت علي (ع) خدشه اي به قدر ذره اي وارد بود ؟ فرض گيريم كه معترضين بر حقند – كه البته به نظر من نيستند- آيا بر طريق و سيره وسنت مولا قدم مي زنند؟

در حاليكه ايشان قول و فعلي كه دشمن شادكن باشد نكرد و استخوان در گلو و خار در چشم صبر پيشه كرد واسلام را از خطر تعدي اجانب حفظ نمود . سران معترضين بايد در خلوت و جلوت از خود و پيرامون خود بپرسند كه برآنان چه شده است كه اقطاب استكباري ، بنگاههاي شايعه پراكني و گروهك هاي اقماري آنان كه تا ديروز در كنار صدام عفلقي  دستشان تا مرفق به خون جوانان ما آغشته است برايشان كف مي زنند.

 آيا خط امام اين است كه با مطرودين امام طرح رفاقت بريزيم و دست دوستي دهيم و ....

حاشا كه چنين باشد.

دگر باره مي پرسم آيا در دشمني دشمنانمان سستي اي مي بينيد و يا دل خاراي آنان بر ما نرم شده است كه نشده است ، آيا خواسته – اگر اي چنين باشد واي بر شما و واي برما- يا ناخواسته سرباز بي جيره و مواجب آنان نشده ايد؟

مواظب باشيد به خاطر تشويق هاي پست و پلشت آنان ، بر چهره معصوم برادران و خواهرانمان چنگ نيندازيم و دل پاكشان را نشكنيم.

اگر ايرادي ، اشكالي  و يا مساله اي هست با كمك هم حل مي كنيم كه تا حال نيز چنين بوده و انشاالله تا پايان نيز چنين خواهد بود. انتقاد و اعتراضي هم اگر بود بگوئيم و يا حتي فرياد زنيم ولي براي اعتلاي كشورمان وانقلابمان و نه براي بيگانگان خبيث و طماع.

 

آغاز سال تحصيلي جديد را به همه دوستانم اساتيد بزرگوار و دانشجويان گرامي تبريك عرض مي نمايم و از ايزد متعال توفيق و سلامتي را بر همه داشگاهيان مسالت دارم.

قانونگرايان قانون ستيز

نشست دفتر تحكيم وحدت طيف علامه در 24 و 25 ارديبهشت در يكي از آمفي‌تئاترهاي كوچك در شمال تهران برگزار شد. اين نشست كه با عدم اقبال خارج از انتظار متوليان آن از طرف دانشجويان برگزار شد حاوي و حامل چند نكته مهم و حياتي پيرامون اين جريان رو به زوال بود:

1)         افرادي كه در اين نشست شركت داشتند عموماً عضو شاخه جوانان شوراي ملي – مذهبي‌ها بوده و نسبت آنها با دفاتر انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در هاله‌اي از ابهام است. ضمن آنكه بسياري از آنان در كسوت دانشجويي نبودند.

2)         اغلب مدعوين و سخنرانان حاضر در نشست نيز از اعضاي فعال و مؤسس شوراي ملي مذهبي بودند. (عزت ا... سحابي، ابراهيم يزدي، محمد بسته نگار، رضا عليجاني، تقي رحماني، هدي صابر، فاطمه گوارايي، هرميداس باوند، شهلا لاهيجي، احمد زيدآبادي و ...)

گويي نشست شاخه دانشجويي و به عبارت بهتر فارغ التحصيلي (از دبيرستان يا دانشگاه) نهضت آزادي، جبهه ملي، سوسياليست‌هاي خداپرست، جنبش مسلمانان مبارز، فمنيست‌ها و ... تشكيل شده است.

3)         تشكيل چنين نشستي مغايرت و مخالفت جدي با مفاد مطرح در اساسنامه و مرامنامه دفتر تحكيم وحدت دارد (مواد 24، 34، 37، 47، 61، 81، 82، 83)

4)         طيف علامه دفتر تحكيم وحدت از سوي مراجع ذيصلاح قانوني (هيئت عالي نظارت) در دولت آقاي سيدمحمد خاتمي غيرقانوني اعلام شد و دولت آقاي محمود احمدي نژاد نيز نظر دولت پيشين را مبني بر غيرقانوني بودن اين طيف افراطي و تندرو، تأييد كرد. بنابراين هرگونه نشست و گردهمايي تحت عنوان دفتر تحكيم وحدت از سوي اين طيف غيرقانوني است و بديهي است مراجع قانوني طبق مقررات و ضوابط جاري در كشور، بايستي با آن برخورد كنند.

5)         حضور حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي كروبي كه زماني رياست مجلس شوراي اسلامي را بر عهده داشتند و در مقام مسئوليت يكي از مراكز مهم قانونگذاري كشور ايفاي وظيفه مي كردند در جلسه غيرقانوني فوق خالي از ايراد و اشكال قانوني نيست. بنابر اين لازم است مسئولين سابق و لاحق به ويژه در رده‌ه‌هاي عالي كشور، متعهد و ملتزم به قوانين نظام جمهوري اسلامي باشند و در جلساتي كه غيرقانوني بودن آن بيّن و مبرهن است، شركت ننموده و برگزار كنندگان و متوليان آن را به رعايت قانون هدايت نمايند و از هرگونه قانون شكني و قانون‌گريزي در بيان و مهمتر از آن در عمل اجتناب ورزند.

6)         افرادي نيز به عنوان نماينده نامزدهاي محترم انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در نشست حاضر شركت كردند كه خالي از تخلف و اشكالات قانوني نيست.

حضور كساني كه نامزد اجراي قانون اساسي هستند در نشست غيرقانوني طيف افراطي علامه، معقول و منطقي به نظر نمي رسد. بنابراين بايستي توجه داشت حتي اگر به قانون اعتراض هم داشته باشيم لاجرم بايستي تا زمان انقضا و لغو به آن عمل نمود و سپس از طريق مراجع ذيصلاح نسبت به اصلاح آن اقدام كرد.

7)         اين طيف غيرقانوني ضمن صدور بيانيه‌اي تحت عنوان "احمدي نژاد بايد برود" مدعي شد كه 54 دفتر انجمن اسلامي دانشجويان عضو آن، ذيل اين بيانيه را امضاء نموده‌اند. در حاليكه اين امر جعل آشكار و كذب محض است چراكه بسياري از اسامي دفاتر مذكور در پايان بيانيه وجود خارجي ندارند و بسياري نيز عضو ساير اتحاديه‌هاي دانشجويي هستند به عنوان مثال: انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي اروميه، شيراز، تبريز، فردوسي مشهد، بين المللي قزوين، لرستان، علوم پزشكي شهركرد، امير كبير و ... عضو اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر كشور، طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت هستند و برخي از انجمن‌هاي ذكر شده در بيانيه مذكور، در شرايط فعلي عضو هيچ اتحاديه دانشجويي نيست.

به نظر مي‌رسد در نزديكي و آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري، مطرودين حضرت امام خميني (س) و دشمنان انديشه ناب انقلاب اسلامي با تلاش در جهت گردآوري چند جوان بي اطلاع ذيل عناوين جعلي و در جهت همسويي با بنگاههاي استكباري و صهيونيستي، به دنبال انتقام گيري از فرزندان معنوي حضرت روح ا... و جنبش پرافتخار دانشجويي هستند غافل از اينكه «يريدون ليطفؤوا نور ا... بافواههم وا... متم نوره و لو كره المشركون»