نگاهي به کتاب "شرح حديث جنود عقل و جهل" نوشته امام خميني(ره)
شناخت لشكريان عقل و جهل
 
كتاب "شرح جنود عقل و جهل" از آثار گرانقدر امام خميني(ره) مشتمل بر مباحث عرفاني، فلسفي و كلامي است. "امام راحل از جايگاه رفيع علم و عمل و با تبحر در علوم عقليه و نقليه و استجماع توشه كافي از فقه اكبر و فقه اصغر به شرح نوراني جنود رحمان و شيطان پرداخته و در تبيين لطايف نهفته در آن گوي سبقت از صاحبان كتب عرفاني و اخلاقي و شرح حديث ربوده و از نفس قدسي روح‌ الهي در آن چنان دميده كه قلب سالك را مطمئن و قدم او را راسخ كند... چرا كه راهيابي به بارگاه كلمات قدسي ايشان بدون اجتهاد در عرفان نظري و فلسفه الهي و جهد وافر در تفقه مغزاي كلام و جهاد در راه محبوب و جحود غير او، ميسور نيست".
حضرت امام در مقدمه‌اي كه بر كتاب شرح حديث جنود عقل و جهل نوشته‌اند، هدف از تأليف آن را چنين بيان مي‌فرمايند:
"چون احاديث شريفه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام را كه خلفاء رحمان و خلاصه بني‌الانسانند، روحانيَّت و نورانيَّتي است كه در ديگر كلمات و احاديث يافت نشود؛ بلكه نور كلام حق از گريبان احاديث آنها تجلّي فرموده؛" قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلي شَاكِلَتِهِ" (اسراء/ 84). از اين رو از كلمات حضرات معصومين عليهم‌الصّلوه والسلام، كه از ارواح متعلقه به عالم قدس و نفوس منقطعه به حضرت انس صدور يافته، به "حبلِ ممدود بين آسمان و زمين" تعبير مي‌توان  [كرد]. چه كه سروران ما عليهم‌السلام آنچه در ارشاد خلق و اصلاح مخلوق بيان مي‌فرمودند، از سرچشمة علم كامل لدُنّي رسول اكرم است كه از صراح وحي الهي و علم ربّاني بوده و از قياسات و اختراعات، كه ساخته به دست تصرّف شيطان است، عاري و بري است و همان طور كه درباره رسول اكرم (ص) وارد است كه: "مَا يَنْطِقُ عنِ الْهوي إنْ هوَ إلاَّ وَحْيٌ يُوْحَي" (نجم / 3 ـ 2)، در حضرات ائمه هدي جاري و ساري است؛ چنانچه در احاديث شريفه بدان اشارت است لهذا اين قاصر را به خاطر افتاد كه حديث شريفي كه در كافي شريف، مشتمل بر "جنود عقل و جهل" است و متضمّن اُمّهات فضايل و رذايل است، به قدر ميسور و به طريق اجمال شرح كنم؛ شايد مؤمني را از آن نفعي حاصل آيد و اين خود موجب جبران نقايص قاصر شود و مشتمل نمودم اين و جيزه را بر مقدمه‌اي و چند مقاله و يك خاتمه".‏
حضرت امام، بعد از مقدمه، "مقاله اولي" را به "نقل حديث شريف تيمناً و تبركاً" اختصاص مي‌دهد. لازم به توضيح است كه حديث جنود عقل و جهل را "سماعه بن مهران" از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و امام آن را از "الكافي" مرحوم كليني نقل مي‌كند و بعد ذكر متن عربي حديث، در ترجمه آن مي‌نويسد:
"سماعه بن مهران گويد كه، من نزد ابوعبدالله جعفربن محمد عليه‌السلام بودم و در نزد او جماعتي از دوستانش بودند، از عقل و جهل سخن جريان يافت، حضرت صادق عليه‌السلام فرمود: عقل و لشكر او و جهل و لشكر او را بشناسيد تا هدايت شويد.
سماعه مي‌گويد، من گفتم: فداي تو گردم ما چيزي نمي‌شناسيم، مگر آنچه را كه تو به ما بشناساني.
آن حضرت فرمود: همانا خداي تعالي آفريد عقل را و آن اول مخلوق از عالم ارواح است، از طرف راست عرش از نور خود پس به او گفت: رو برگردان، او رو برگردانيد. پس از آن به او گفت روي بياور، روي آورد. فرمود خداي تعالي؛ آفريدم تو را آفريده بزرگي و كرامت دادم تو را بر جميع مخلوقات خود.
فرمود حضرت صادق (عليه‌السلام)، پس از آن خدا خلق فرمود جهل را از درياي شور تلخ تاريك. پس گفت به او پشت كن، پشت نمود. پس از آن گفت به او روي آور، روي نياورد. فرمود به او، سركشي كردي پس دور نمود او را.
پس از آن، قرار داد از براي عقل هفتاد و پنج لشكر. چون جهل ديد آنچه را كه حق به او اكرام كرد عقل را و آنچه را عطا فرمود به او، (پس) عداوت او را در نهاد خود گرفت.
پس جهل گفت: اي پروردگار! اين آفريده‌اي است مثل من؛ آفريدي او را و تكريمش فرمودي و قوتش دادي و من ضد اويم و نيست براي من توانايي به او. به من نيز عطا كن از لشكر، مثل آنچه به او عطا فرمودي.
فرمود: آري، پس اگر بعد از اين گناه كردي، تو و جند تو را از رحمت خود خارج كنم. گفت: راضي شدم. پس عطا فرمود به او هفتاد و پنج لشكر.
بعد حضرت صادق (عليه‌السلام) شروع فرمود به شمارش جُند عقل و جهل كه پس از اين به تفصيل، ان شاءالله به بيان آنها پردازيم و ما ناچار، بر خلاف ميثاق خود كه در اول اين رساله اشارت به آن نموديم، كه تعرّض به مطالب علميّه نكنيم، به بعض نكات علميه صدر اين حديث، كه جز اين طريق راهي ندارد، با اختصار و اجمال اشارتي مي‌نماييم". حضرت امام درباره تحديد جنود عقل و جهل به عدد " هفتاد و پنج " مي‌نويسد:
"تحديد جنود عقل و جهل را به اين عدد خاص، از قبيل تحديد به كليات و مهمات است نه آنكه جنود آنها به طريق بسط و تفصيل، عبارت از همين هفتاد و پنج باشد و لهذا در مقام تفصيل و تعديد، بيشتر از هفتاد و پنج تعديد شده است؛ گرچه مي‌توان بعضي از جنود را به بعض ديگر برگرداند تا عدد به هفتاد و پنج برگردد ولي از ملاحظه آنچه گفته شد، محتاج به اين تكليف و زحمت نيست. مثلاً خير كه وزير عقل است و شر كه وزير جهل است، از امّهات فضايل و رذايل هستند كه جميع آنها برگشت به اين دو كنند، مع‌ذلك در حديث شريف، از جنود شمرده شده، در مقابل ساير جنود و همين طور عدل و جور را كه از جنود شمرده‌اند، از امهات هستند كه بسياري از جنود تحت آن دو ملكه هستند و بسياري از جنود نيز شمرده نشده و نكته اصلي آن، آن است كه لسان انبيا و اوليا بلكه لسان قرآن شريف نيز، چون ساير مصنفان و مؤلفان نيست كه در صدد فحص و تفتيش و بحث و جدال در اطراف مفهومات كليه و در مقام تشقيقات و حصر و تعديد باشند كه خود اين امور از حجب غليظه سير الي‌الله است و باز دارد پياده را ز سبيل".‏
حضرت امام خميني (ره) بعد از ذكر حديث، "در بيان شمه‌اي از حقيقت عقل و جهل و بيان مراد حديث" مي‌نويسند:
"بدان كه عقل و جهلي را كه در محضر مواليان مورد بحث بود، به حسب ظاهر، عقل و جهلي است كه در انسان است كه آن قوة عاقله، يعني قوة روحانيه‌اي است كه به حسب ذات، مجرّد و به حسب فطرت، مايل به خيرات و كمالات و داعي به عدل و احسان است، و در مقابل آن، قوة واهمه است كه فطرتاً، تا در تحت نظام عقلي نيامده و مسخَّر در ظلِّ كبريايِ نفس مجرد نشده، مايل به دنيا ـ كه شجرة خبيثه و اصل اصول شرور است ـ مي‌باشد و پس از اين ـ ان شاءالله ـ ذكري از اين دو پيش مي‌آيد و اما عقلي كه در لسان شريف حضرت صادق (عليه‌السلام) از آن اسم برده شده ـ به مناسبت خصايصي كه براي او ذكر شده از قبيل اينكه اوّل خلق از روحانيين است ـ عقل كلي عالم كبير است كه باطن و سرّ و حقيقت عقول جزئيه است و به فهم آن حقيقت، آنچه مورد نظر آنان بوده نيز معلوم شود و آن جوهري است نوراني مجرد از علايق جسماني، و اول مخلوق از روحانيين است و تعيُّنِ اوّلِ فيض مقدس و مشيّت مطلقه است و كينونت عذبيّه ماء است و نور نبيِّ خَتمي در عالم تخليق و ابداع است و انكار آن موجب و مستلزم انكار بسياري از ضروريات عقل و دين است؛ از قبيل تصوّر اشرف از واجب تعالي در نظام وجود، و تحديد واجب ـ جلَّت قُدرته ـ و تجسيم آن ذات مقدس، و راه يافتن جهل و عجز و بُخل در آن ساحت مقدس و امثال آن، كه تعديدش موجب تطويل است؛ فضلاً از بحث و تحقيقش. گرچه آنان كه منكر آنند از بزرگان محدّثين، توجه به توالي فاسده و لوازم باطلة آن نداشته‌اند؛ زيرا كه اين از لوازم خفيّه‌اي است كه با ممارست در علوم حقيقيه توحيد و تجريد ظاهر شود و اهل حديث و ظاهر از آن ذاهل و غافل بودند، لهذا در دامن قدس و طهارت آنها نقصي وارد نشود؛ زيرا كه گمان نموده‌اند كه قول به عالم عقلي و مجرّد، مستلزم نفي حدوث عالم است؛ با آنكه بعضي از محققين و اكابر بزرگ، تشمير ذيل تحقيق فرموده و اثبات حدوث زماني عالم نموده، به طوري كه منافي با قواعد توحيد و تنزيه و تقديس حق ـجلّ و علا ـ نباشد و ما ـبحَمدالله و حُسن عنايته ـ به وجهي مناسبِ مسلكِ اهل معارف و اصحاب قلوب، اثبات حدوث زماني همه عوالم غيب و شهادت نموديم كه بيان آن با مقدّماتش، محتاج به افراد رسالة جداگانه است؛ "لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أمْراً" (طلاق/ 1) و توفيقي عنايت فرمايد كه به آن نايل شويم با آنكه، آن نحو حدوثي كه بعض محدثين بزرگوار به مِليّين نسبت داده‌اند از ساحت آنها دور، و قول آن مستلزم چندين محذور است كه هر يك اساس تنزيه و توحيد را متزلزل مي‌كند و ايشان از آن غفلت داشته‌اند.
بالجمله، ثبوت عقل مجرد، بلكه عوالم عقليه، موافق احاديث اهل بيت عصمت و اشارات بعض آيات شريفه الهيه و ضرورت عقول اُولواالألباب و نتيجه رياضات اصحاب معارف است و اين جوهر مجرد، عقل عالم كبير است و در لسان بعضي، از آن به "آدم اوّل" تعبير شده و اين غير آدم ابوالبشر است، بلكه روحانيت آدم عليه‌السلام؛ ظهور آن است.
و در مقابل اين حقيقت نورانيه، حقيقت ديگر است كه آن "وهم كل" است در انسان كبير، كه به حسب فطرت و جبلّت، مايل به شرور و فساد و داعي به اُغلوطه و اختلاق است و آن بعينه، حقيقتِ ابليس الابالسه و شيطان بزرگ است، كه ساير شياطين و ابالسه از بروزات و مظاهر آن است و از براي اين حقيقت تجرّد است، تجرّد برزخيِ ظلماني، نه تجرد عقلاني نوراني؛ چنانچه پيش اصحاب معرفت و يقين روشن و واضح است".‏
حضرت امام خميني (ره) در "مقاله" بعدي، "در شمه‌اي از خصايص و صفات اين دو حقيقت عقليه و جهليه، به حسب آنچه در اين حديث شريف به آن اشاره فرموده" بحث كرده و خير، ايمان، تصديق، رجا، عدل، رضا، شكر، توكل، رأفت، رحمت، علم، فهم، عفت، زهد، رفق، رهبت، تواضع، تُؤَدَه، حلم، صَمت، استسلام، تسليم، صبر و صفح را به عنوان جنود عقل نام برده و در مورد هر كدام به تفصيل بحث كرده است.
اختصاص كتابي با اين حجم از مطالب و مباحث و بحث و بررسي پيرامون عقل و جنود آن، نشان دهنده اوج مقام و منزلت عقل در انديشه حضرت امام است. طرح و بحث جنود عقل و جهل كه بدين صورت از سوي حضرت امام صورت گرفته، در نوع خود كم‌نظير است و امام با پرداختن به جنود و ياران عقل، در واقع تصويري از "حيات معقول" را به نمايش مي‌گذارد و با برشماري ياران عقل، در واقع مي خواهد اين حقيقت كلي را نشان دهد كه عقل، پايه و اساس همه فضايل و خوبي هاست و بدون بهره گيري از آن نمي توان به حيات معقول و طيبه نايل آمد.
 
اين مقاله در روزنامه رسالت مورخ ۲۹/۱/۸۹ منتشر شد.