کربلانی گوریدوخ اولیدوخ
يادم مياد كه در دوران كودكي و نوجواني ، زماني كه راههاي كربلا بسته بود آرزوي همه بچه هيئتي ها باز شدن راههاي كربلا و تشرف عاشقان سيدالشهدا (ع) به حرم امام حسين (ع) و حضرت ابالفضل (ع) و قدم زدن در بين الحرمين _ عشق عالمين _ بود .
باز يادم مياد كه سال اول دوران دانشجوييم كه عازم بازديد از مناطق جنگي جنوب شدم در يكي از مناطق جنگي با افرادي از سپاه بدر وابسته به مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق ديدار داشتم كه آنها بعد از اتمام جلسه مهر كربلا را به رسم هديه به من دادند كه تاچند همراهم بود وهميشه با اون نماز مي خوندم و حسابي باهاش حال كردم كه چه ها در اين تربت حسين هست كه شفابخش هست و خوردن آن مجاز...
البته باز يادم مياد در سفر هاي بعدي _چند سال بعد _ اون مهر را با خاكهايي كه از فكه ، طلائيه، هويزه ، اروندكنار و... مقتل اصحاب قرن بيستمي امام حسين (ع) قاطي كردم كه هر دو خاك ، كربلايي بودند و در مسير عاشورا و با گلاب ازش مهر ساختم و هر تكه را به كسي به رسم تحفه عيدي دادم ...