راهبردهای کمی - کیفی ارتقا سطح نشاط سیاسی در محیط دانشگاهی
راهبردهاي كمي – كيفي ارتقا سطح نشاط سياسي در فضاي دانشگاهي
محمد قرباني
مقدمه
براي ورود به بحث ، لزوماً بايستي به ادبيات موضوع و ترمينولوژي مفاهيم توجه جدّي كرد. غفلت از تبيين مفاهيم، موجب سقوط در ورطه ابهام و سردرگمي خواهد شد.
با اندكي تسامح ميتوان گفت، اولينباري كه صريحاً از واژه «جنبش دانشجويي» به معني علمي آن استفاده شد، جنبش دانشجويي 8 6و1967 فرانسه بود كه خصلتي چپگرايانه داشت و حتي افرادي از مكتب فرانكفورت در جلسات جنبش دانشجويي ـ كه بخشي از اروپا را نيز فرا گرفته بود ـ شركت كرده و به ايراد سخنراني پرداختند.
بنابراين در گام نخست نبايد از پيشنيه موضوع غفلت كرد، نه به اين جهت كه معتقد باشيم جنبش دانشجويي ماهيتي وارداتي دارد ، بلكه به اين جهت كه جنبش دانشجويي، حامل بخشي از صفات جنبشهاي اجتماعي است. در واقع جامعه و دانشگاه ارتباط ارگانيك دارند و نه مكانيك و اگر جامعه به لحاظ سياسي، پويا باشد، اين ديناميسم اثر خود را در ساختار شكلي و محتوايي دانشگاه نشان خواهد داد.
در گام بعدي، بايستي بدين لحاظ كه عموماً جنبشهاي اجتماعي، كاركردهاي اعتراضي به خود ميگيرند و در تقابل با نظام سياسي مستقر، ايفاي نقش ميكنند، جنبش دانشجويي نيز خصلتي اعتراضي و گاهي پرخاشگرانه دارد كه ممكن است اين اعتراضات خرد و كلان، مطالبات ريز و درشت را خواهان باشد. به هر جهت منحني جنبش دانشجويي تابع نوسانات جنبشهاي اجتماعي است.
جنبش دانشجويي ايران نيز كه با شروع فعاليتهاي دانشگاهي به سبك جديد در حال تكوين بود، رويّهاي مخالف و متعارض با رژيم سياسي پهلوي پيدا كرده بود كه با گسترش مؤسسات آموزشي و ورود نيروهاي جوان و مسلمان كه آرمانهاي اسلامي خود را در تضاد و تعارض با منافع رژيم شاه ميديدند، شكل كاملتري پيدا كرد و با شهادت سه تن از دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران به نامهاي شريعت رضوي، بزرگنيا و قندچي در پي اعتراض ورود ريچارد نيكسون، معاون آيزنهاور ، رئيس جمهور وقت آمريكا و اهداي دكتراي حقوق به وي _ در حالي كه حدود 110 روز از كودتاي شوم 28 مرداد مي گذشت _ در كريدور اصلي دانشكده فني كه توسط نيروهاي امنيتي رژيم شاه به شهادت رسيدند، وارد مرحله حساس تري شد .
با تداوم ، تعميم و توسعه روحيه اسلامي ، انقلابي ، جهاد و شهادت در دانشگاهها ، دانشجويان جزو پيشتازان مبارزه با رژيم طاغوت شدند كه بالاخره همه آن خونها و داغها به بار نشست و درخت پر بركت «انقلاب اسلامي» را ثمر داد.
نكته مهمي كه حائز اهميت است و از دقت نظر در مطالب فوق حاصل ميشود، اين است كه با پيروزي انقلاب اسلامي، «جنبش دانشجويي ايران» ديگر آن روحيه ضديت با رژيم سياسي كه از ماهيت آن سرچشمه ميگيرد، ندارد و فعالان جنبش دانشجويي بايد به اين نكته حياتي و استراتژيك توجه كنند كه وجه تقابل با رژيم شاه به وجه تعامل با انقلاب اسلامي تغيير ماهيت كرده است .
بنابراين بخشي از فعالان سياسي دانشجويي كه حيات سياسي خود را در تقابل با نظام ميدانند، با غفلتي افراطي، تيشه به ريشه خود ميزنند. با صراحت تمام بايد اعلام كرد كه مبارزه با جمهوري اسلامي و آموزههاي آن، در حقيقت مرگ جنبش دانشجويي را امضا خواهد كرد.
ركود يا افسردگي سياسي ؟
اگر پذيرش «ركود سياسي» در فضاي دانشگاهها، چالشزا و محل بحث جدي است، فرض سطح نازل نشاط سياسي در دانشگاهها در حال حاضر، مفروضي مقبول است و فعاليت سياسي در دانشگاهها از غلظت بالايي برخوردار نيست. بناي مقاله حاضر با استناد به اين مفروض و در پاسخ به اين سؤال اصلي سامان يافته است كه براي ارتقاء و بهبود كميت و كيفيت فضاي سالم سياسي دانشگاه «چه بايد كرد »؟
همانطور كه اشاره شد جنبش دانشجويي، در متن جنبشهاي اجتماعي قابل مطالعه است و علل و عوامل حاكم بر ساختارها و كنشهاي جنبشهاي اجتماعي، حامل بر جنبشهاي دانشجويي هم هست. بنابراين ميتوان كاهش غلظت سياسي در دانشگاهها را به دو دليل عام و خاص احصاء كرد، كه دليل عام آن معطوف به نوسانات جنبش اجتماعي است و دليل خاص، مبتني بر ويژگيهاي اختصاصي «جنبش دانشجويي» است، كه در پژوهش حاضر به جهت ضيق مجال و اجتناب از اطاله كلام، صرفاً به ذكر دلايل خاص اشاره ميشود:
1) به نظر می رسد به جهت ژلاتینی بودن و سیالیت ویژه فضای دانشگاهی ،مطالبات جدیدی مطرح شده است و این تاکید بر بازتولید مفاهیم جدید ، دال بر رد و ابطال مطالبات و مفاهیم قدیم نیست. شاهد مثال هم هژمونیک شدن گفتمان عدالت خواهی (نه به معنی تلقی خاصی که بخشی از جریا نات سیاسی دارند) ، در کنار گفتمان آزادی خواهی و کرامت انسانی است ، که آزادی و عدالت به مثابه خواهران دو قلویی هستند که با عمل جراحی قابل انفکاک و تجزیه از هم نمی باشند و حذف یکی ، سند مرگ دیگری را امضا خواهد کرد . آزادی و عدالت به هم تنیده اند و کسی که « آزادی » را فریاد میزند ، در سودای« عدالت » نیز هست.
بنابراین جنبش دانشجویی نمی تواند صرفا به یکی از این مقولات اصرار کند و از دیگری غفلت ورزد. بایستی هم ادعای آزادی داشته باشد و هم فریاد عدالت سر دهد.
2)جریانات دانشجویی بایستی با پذیرش نئوپارادایم موجود ، پاسخ های اقناع کننده به مطالبات دانشجویی در همه حوزه ها و نه فقط در حوزه سیاسی ، بدهند. چه این که در کشور ما به دلیل شرایط و ویژگی های خاص فرهنگی، سیاست ، فرهنگ ، اقتصاد و اجتماع با هم آغشته اند .
تامل در وزن بیانیه های سیاسی و پرداخت تشکل های دانشجویی به مسایل صرفا سیاسی در مقایسه با سایر عرصه ها نشان از « کاریکاتوری » عمل کردن است . فربه کردن یک بخش از فعالیت ها نباید به لاغری بخش دیگر بینجامد . بایستی در همه حوزه ها فعال بود. دقت کنیم که دانشگاه صرفا محل تضارب آرا سیاسی نیست ، بلکه محل تعامل و تاثیر و تاثر آثار فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی نیز هست و تشکل دانشجویی بایستی با تدوین« دکترین جامع فعالیتهای تشکیلاتی » به ارائه برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت در جهت نیل به غایات واهداف کلان و استراتژیک و نه موقتی و مقطعی ، همت گمارد.
متاسفانه بخش اعظمی از برنامه های مذهبی از قبیل دعای کمیل ، دعای ندبه ، زیارت عاشورا ،مراسم محرم ، اربعین و رمضان و اساسا سنت زیبای هیئتهای مذهبی که از تشکل های خانوادگی جریانات دانشجویی بود ، اینک به محاق رفته و حتي « اردوي زيارت مشهد مقدس» كاربردي و كاركردي سياسي پيدا كرده است.
بايستي بدانيم ما يك جوان مسلمان دانشجو هستيم و نه يك سياسي كار حرفه اي حزبي. فعاليت و كار سياسي در كنار ديگر فعاليت ها معنا دارد . پرداختن صرف به فعاليتهاي سياسي عموما منجر به سياسي كاري مي شود و بخش اعظمي از نيروهاي دانشجويي را از ورود به فعاليت هاي دانشجويي و به تبع آن سياسي بازمي دارد.
3) تقید به رفتارهای دموکراتیک و اجازه ورود به نیروهای جدید باعث ارتقاء سطح مشارکت سیاسی خواهد شد . تشکل های دانشجویی با اصرار بر اعمال بند بند اساسنامه و مرامنامه تشکیلاتی ، بایستی چرخه نخبگان را درچارچوب آیین نامه های مربوطه به گردش دربیاورند .
حضور افرادی که چندین سال از فراغت تحصیل آنها می گذرد در مقام دبیر کلی ، هیچ وجاهت قانونی ندارد و با مشی دموکراتیک تعارض جدی و اساسی دارد .
متأسفانه برخی از تشکل ها با عدم برگزاری انتخابات رقابتی و سالم و منطبق بر اساسنامه به جمعیت معدود و محدودی تبدیل شده اند تا جایی که وجاهت تشکل را به خاطر غفلت از تقید به رفتار دموکراتیک مخدوش نموده و به سطح مشارکت و حضور فعال سیاسی دانشجویان لطمات جدی وارد کرده اند .
4) حضور نسل های قبلی دانشجویان در عرصه انقلاب ، دفاع مقدس و سازندگی از آنها نیروهايی فرهیخته و مجربی ساخته است که نسل فعلی دانشجویی به شدت به این تجربه های ذیقیمت محتاج است .
متأسفانه گسست نسل ها در دانشگاه ها ، آسیب جدی به فعالیت های سیاسی دانشجویی زده است و چرخه فعالیت را بسته است و از روند تکاملی آن جلوگیری می کند . بایستی در جهت بهره وری و استفاده از توان ، دانش و تجربه نسل های قبلی با ساماندهی و تشکیل اتاقهای فکر و مراکز مطالعاتی از این خرمن انبوه و عظیم دانشجویان دیروز بهره برد .نبايد بناي فعاليت تشكيلاتي همواره از صفر شروع شود . با تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف دانشجويان ديروز ، اجازه دهيم بناي جنبش دانشجويي مرتفع تر از گذشته گردد.
5) مجاهدت و تلاش در جهت غنای فکری و گریز از تقلیدهای کورکورانه و صرفاً ترجمه ای و رفع آفت مهم فقرتئوریک باعث ارتقاء ضریب فعالیت سیاسی در دانشگاه ها خواهد شد .مثال معروفی است که می گوید :«خطای تئوریک ، منجر به اشتباه استراتژیک می شود » .
باید بدانیم که ورود فردی به حلقه های مرکزی تشکل دانشجویی نشان از توان و قدرت ادراک بالاتر وی نخواهد بود .
بایستی انبان معرفتی خود را از معارف غنی و بلند اسلامی با مطالعه و دقت در آثار بزرگانی چون علامه طباطبایی ، مطهری ، بهشتی ، شهید آوینی و مهمتر از همه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و دیگران انباشته کرد .
لزوم تدوین فهرست متون و سیر مطالعاتی در تشکل های دانشجویی به شدت قابل مشاهده است و همه تشکل ها در جهت تدوین و تولید تئوریک ، ملزم به تدوین سیر مطالعاتی هستند و گریزی از آن نیست .
متأسفانه در غیاب چنین طرح مدون و مهمی تشکل های دانشجویی به یک نوع سوفسطایی گرایی مبتلا شده اند و بعضاً به «خوب حرف زدن» اکتفا می شود . انگار که آموخته می شود چگونه در جهت اقناع افکار عمومی و مشی تبلیغاتی به سخنرانی بپردازیم .
قبل از «خوب حرف زدن» بایستی «حرف خوب زدن » را یاد بگیریم، تا کلام از معنا و مفهوم پر باشد و دانشجو بتواند از فعالان سیاسی دانشجویی مفاهیم ارزشمند و دارای معنا و مفهوم عالی بیاموزد و از فعالیت ارزشمند سیاسی اجتناب نکند .
6) ارزش گذاری و تأکید بر اخلاق سیاسی اسلام باعث رغبت قاطبه دانشجویان جهت حضور فعال در عرصه فعالیتهای سیاسی خواهد شد . متأسفانه توهین ، افترا ، کذب ، بر چسب زنی و افشاهای کذایی که عموماً خالی از صداقت هستند ، تبعات منفی و هزینه فعالیت سیاسی را بالا برده و بخش عمده ای از دانشجویان را از خود می راند .
نقد علمی ، منصفانه توام با عدالت ، ادب و احترام ، متفاوت از فحاشی و هتاکی های غیر شرعی است که متأسفانه سکه رایج بازار سیاست است .
دانشجو قبل از اینکه «سیاسی» باشد ، مسلمان است و لاجرم به ارزشها و آموزه های اسلامی مقید است . فضای غیر اسلامی غیبت ، تهمت ، توطئه و نقشه های شیطانی وی را می آزارد و مانع جدی است در جهت حضور وی در عرصه سیاسی دانشگاه .
بایستی تشکل های دانشجویی در نهایت توان «اخلاق سیاسی اسلام» را رعایت کنند و خدای نکرده «دین خود را به دنیای دیگران نفروشند» . فعالیت سیاسی در قالب مفاهیم و گزاره های دینی ارزشمند است .
7 ) تأكيد بر عنصر استقلال سياسي از عواملي است كه ميتواند سطح نشاط سياسي دانشگاهها ارتقاء دهد. دانشجو به جهت شرايط خاص سنّي و عدم وابستگي به گروهها و جريانات سياسي خاص، ميتوانند مطالبات مردم را پيگيري كرده و نقش روشنفكري و روشنگر را در جامعه ايفا كنند.
عدم وابستگي به جناح خاص سياسي موجب ميشود كه تشكلهاي دانشجويي با تمام قدرت به مثابه چشمان بيدار تودههاي مردم ناظر بر اعمال و رفتار كارگزاران نظام سياسي باشند و بدين ترتيب بدون دغدغه و نگراني خاص و با روحيهاي انقلابي به اصلاح عيوب و رفع نقائص احتمالي در رژيم سياسي بپردازند. در حالي كه اگر تشكلي، تمايل و وابستگياي به حزب و جناح خاصي داشته باشد به جاي اينكه نقاد حاكم باشد ، نقاش محكوم خواهد شد و نقش عروسك كوكي احزاب خارج از دانشگاه را بازي خواهد كرد.
متأسفانه در سالهاي اخير برخي از تشكلهاي سياسي به عنوان شعبات حزبي در درون دانشگاه عمل كردهاند كه نتيجهاي جز اُفت كمي و كيفي فعاليت سياسي در دانشگاه نداشته است. بايستي متوجه بود كه احزاب، همواره به دنبال تأمين منافع خود هستند و به دانشجويان به مثابه پياده نظام خود مينگرند كه در مواقع لزوم بتوانند به عنوان ابزاري در جهت فشار بر رقيب استفاده كنند.
وابستگي سياسي و جناحي، محصولي جز« لمپنيزم سياسي» نخواهد داد كه در اين صورت، بخش اعظمي از دانشجويان به دليلِ عدم استقلال سياسي تشكلها، از حضور در آن پرهيز كرده و در نتيجه سطح مشاركت سياسي پايين خواهد آمد.
8 ) رفتارهاي نهادهاي حاضر و يا حاكم بر فضاي دانشگاهها ، بايد تغيير يابد. بايستي پذيرفت «ديكته نانوشته غلط ندارد». به بهانه بروز خطاهاي احتمالي، نبايد فضاي دانشگاهي را تنگ كرد. بايد اجازه داد جوان دانشجو، در چارچوب آئيننامهها به فعاليت سياسي بپردازد و به تجربهاندوزي و سياست ورزي اقدام كند. دانشجويان امروز، مديران فرداي جامعه هستند، اگر امروز نتوانند در دايره محدود دانشگاه كسب تجربه كنند، فردا نميتوانند مديران لايقي براي اداره كشوري به اين عظمت و با مسايل متعدد و پيچيده باشند.
از طرفي تنگنظري، باعث راديكاليزه شدن فعاليتهاي سياسي خواهد شد و به بروز ناهنجاريهاي سياسي كمك خواهد كرد. در فضاي راديكال، عليرغم تبليغات كاذب، سطح كمي و كيفي نشاط سياسي بسيار پايين است.
9 ) يكي از مهمترين نكات كه ميتواند به ارتقاء نشاط سياسي در دانشگاهها كمك كند، پذيرش پلوراليزم سياسي در چارچوب قانون است. اختلاف نظر و سليقه همواره از عوامل رشد انسانها بوده است و بايستي از اين موهبت بزرگ نهايت بهره را برد. همانطور كه انسانها از لحاظ چهره و قيافه متفاوتند ، ميتوانند از لحاظ رفتار سياسي نيز متفاوت باشند. البته بايد متذكر شد كه اين تفاوت نبايد منجر به حذف و طرد آموزههاي ديني و گزارههاي اخلاقي اسلام شود. همانطور كه قبلاً ذكر شد، فعاليت سياسي در قالب آموزههاي ديني معنا و مفهوم دارد و در غير اين صورت به مثابه «پلي است كه در خارج از رودخانه ساخته شده است».
با عنايت به مطالب فوق بايستي نسبت به اختلاف سليقههاي سياسي احترام گذاشت و اجازه داد فرد يا گروه در چارچوب قانون به فعاليت سالم سياسي خود اقدام كند، كه در اين صورت ، سطح فعاليتهاي سالم سياسي بالا خواهد رفت.
10 ) از مهمترين عواملي كه باعث رونق گرفتن فعاليت سياسي در دانشگاهها خواهد شد، طرح «اسلامي شدن دانشگاهها» است. متأسفانه اين موضوع مهم، عليرغم اهميت فوقالعاده آن، تقريباً در مرحلة شعار و حرف باقي مانده است و هنوز تا «دانشگاه اسلامي» فاصله خيلي زيادي است كه بايستي پيموده شود.
وظيفه و اساساً فلسفه وجودي ارگانها و نهادهايي مثل شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، سازمان سمت ، جهاد دانشگاهي و بالاخص نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها در يك عبارت كوتاه «اسلامي كردن دانشگاهها» است.
نبايد به صرف ساختن چند مسجد، راهاندازي تعدادي جلسات مذهبي و ... انديشيد كه دانشگاهها اسلامي شده است. اسلام، بيشتر از آنكه در ظواهر ديده شود، بايستي در باطن و عمق ديده شود و البته نبايستي از اين مراسم و مساجد غفلت كرد، بلكه ضمن بالا بردن كمي و كيفي اين فعاليتها، به انفتاح ابواب ديگري نيز همت گمارد.
متأسفانه عليرغم گذشت بيش از ربع قرن از انقلاب اسلامي، هنوز متون درسي دانشگاهها به ويژه در حوزه علوم انساني، جوهرهاي غربي دارد و اگر از چند واحد دروس معارف و چند واحد درس ديگر كه بگذريم، اكثر دروس ، ترجمه افكار سكولاريستي و محافظهكارانه غرب معاصر است.
شوراي عالي انقلاب فرهنگي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، جهاد دانشگاهي و ... ضمن تداوم برنامههاي پيشين، بايستي به تدوين كتب علوم انساني منطبق بر آموزههاي ديني به همراه نقاديهاي علمي بر گزارههاي غربي بپردازند.
القاء روحيه محافظهكاري و سلب مشي انقلابي و اسلامي ، از هداياي آموزههاي غربي است كه در لابلاي متون دروس ترجمهاي رشتههاي علوم انساني ، ذهن پاك جوان مسلمان را درگير ميكند و تحفه اي شبهه ناك است. بنابراين ميتوان يكي از دلايل سطح پائين فعاليت سياسي در دانشكدههاي علوم انساني را رواج آموزههاي سكولاريستي و محافظهكارانه غربي دانست.
وظيفه نهادهاي حاضر در دانشگاهها است كه با به كارگيري نيروهاي جوان و انديشمند حوزه و دانشگاه ، ضمن پاسخگويي علمي و نقادانه به آموزههاي غرب ، نسبت به تدوين كتب درسي منطبق با احكام و تعاليم دين اسلام و مكتب معرفتي اهل بيت عصمت و طهارت اقدام كنند.
اين اقدام فاخر، باعث خواهد شد كه دانشجويان رشتههاي علوم انساني با برخورداري از توان علمي بالا به عنوان تئوري پردازان جريانهاي دانشگاهي عمل كنند و سطح تئوريك و به تبع آن سطح پراتيك (عملي) فعاليتهاي سياسي جنبش دانشجويي را ارتقاء دهند و ضريب خطا و انحراف پائين آمده و در نتيجه تبعات و هزينههاي كار سياسي، كاهش پيدا خواهد كرد و در عمل دايره حضور سياسي دانشجويان وسيعتر خواهد شد.
موارد فوق ، گرچه همه عوامل وعناصر ارتقا سطح نشاط سياسي در دانشگاهها نيست ، ولي بخش عمده اي از آن است .
نكته مهمتر آنكه راهبردهاي فوق بايستي در مقام عمل اجرا شود ، در غير اين صورت نسخه اي پزشكي است كه به تجويز دارويي آن عمل نمي شود . بايستي فاصله « نظر » با « عمل » حذف شود .