وحدت حوزه و دانشگاه در نظر امام خمينى‏ (س)

دانشگاه و حوزه‏هاى علميه روحانيون مى‏توانند دو مركز باشند براى تمام ترقيات و تمام پيشرفتهاى كشور و مى‏توانند دو مركز باشند براى تمام انحرافات و تمام انحطاطات. از دانشگاه هست كه اشخاص متفكر متعهد بيرون مى‏آيد. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، تعهد هم باشد، يك كشورى را اينها مى‏توانند به سعادت برسانند، واگر حوزه‏هاى علميه مهذب باشند و متهد باشند، يك كشور را مى‏توانند نجات بدهند.

صحيفه نور، ج‏13، ص‏206

فرق بين دانشگاه و حوزه‏هاى علميه نيست در اينكه اگر همراه با علم، تعهد باشد تزكيه باشد، با اين دو بال علم و اخلاق و عمل مملكت‏خودشان را، كشور خودشان را نجات مى‏دهند.

صحيفه نور، ج‏13، ص‏207

منشا همه گرفتاريهاى يك كشور از دانشگاه است و حوزه‏هاى علمى، و منشا همه سعادتهاى، مادى و معنوى، از دانشگاه هست و حوزه‏هاى علمى

صحيفه نور، ج‏13، ص‏207

بايد از حوزه‏هاى علميه يك عالمى به تمام معنا متعهد بيرون بيايد و مركز ساخت انسان باشد و دانشگاه هم مركز ساخت انسان. ما انسان دانشگاهى مى‏خواهيم، نه معلم و دانشجو.

صحيفه نور، ج‏13، ص‏209

حالا كه مى‏بينيد يك تحولى پيدا شده است، دانشگاهى متمايل شده است‏به روحانى، روحانى متمايل شده است‏به دانشگاهى، با هم هستند و مى‏خواهند با هم كشور خودشان را به‏پيش ببرند، حالا شياطين بيشتر در فكر هستند كه روحانى را از يك طرف بكوبند و دانشگاهى را از يك طرف، و فساد كنند بين اين دو تا، به آنها بگويند كه اينها چطورند، به اينها بگويند آنها چطورند. چشمهايتان را بايد خيلى باز كنيد، در اين زمان چشم و گوشها بايد خيلى باز باشد كه يك وقت مى‏بينيد از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فيضيه شما را به فساد مى‏كشانند، شما را به تفرقه مى‏كشانند. اينها نمى‏توانند ببينند، اينهايى كه نمى‏خواهند اين كشور يك كشور صحيح و سالم باشد و اربابهاى آنها كه از اول هم نمى‏خواستند، نمى‏توانند ببينند كه شما با هم مجتمع شده‏ايد و مى‏خواهيد با هم كار كنيد. آنها عواقب اين امر را براى خودشان مى‏دانند كه اگر حقيقتا دانشگاهى و حوزه‏هاى علمى وهمه دانشگاهها در هرجا كه هستند اينها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند براى پيروز كردن انقلاب، اين براى آنها عواقبى دارد.

صحيفه نور، ج‏13، ص‏212

 

 

باربی

پديده عروسك باربي

 

 در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.  

 در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.
 عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است. 

 كمپاني «متل»

  كمپاني متل در سال 1945،  توسط زوج «هندلر» و «مت» در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.

متل و «ميكي ماوس»

 كمپاني متل در 1955،  براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.

جهت گيري در عروسك سازي

 در سال 1959،  به دليل علاقه دختر «هندلر» به عروسك هاي كاغذي،  اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني «لي لي» شد.

عروسك «لي لي»

 عروسك «لي لي»، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني «لي لي» به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.

تغيير نژاد

 كمپاني «متل»، امتياز عروسك «لي لي» را از آلمان خريد، و پس از تغييراتي، صورت بندي نژادي آن را به نژاد «آنگلوساكسون» همانند كرد و به توليد انبوه آن در آمريكا اقدام نمود.

تولد باربي

 اين عروسك تغيير نژاد يافته ( به نژاد آمريكايي ـ انگليسي آنگوساكسون) باربي لقب گرفت. باربي، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئيس كمپاني متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسك باربي به قيمت سه دلار فروخته مي شد؛ اما اكنون هر عروسك باربي اصل ساخت كمپاني متل 4500 دلار قيمت دارد.

از طراحي موشك ضد هوايي تا طراحي عروسك باربي

 طراح تغييرات «باربي» در آمريكا در كمپاني «متل»، «جك رايان» است. وي قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمريكا) طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.

شركت سهامي عام متل

 در سال 1960، شركت «متل»، سهام خود را به فروش رساند و به سهامي عام تبديل شد. از 1963 تا سال 1965، ثروت كمپاني «متل» از 100 ميليون دلار به 500 ميليون دلار افزايش يافت.

تولد كن ( دوست پسر باربي)

 در سال 1961،  كمپاني« متل» عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس كمپاني متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد.

 بعدها در سال 1963، عروسك «ميچ» و در سال 1965، عروسك اسكيپر به جمع «كن» و« باربي» پيوستند.

دوستان زرد و سياه باربي

 در سال 1968، كمپاني «متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملا همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا كه به باربي سياهان معروف شد، با نام «كريستين» توسط كمپاني «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990، «كي يرا» باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.

گسترش فعاليت هاي كمپاني متل

 از 1965، سال كمپاني متل در راستاي تبليغ و ترويج باربي به ساخت و فروش اسباب بازي هاي جنبي و تكميلي آن پرداخت: اسباب بازي «ببين و بگو» در مهد كودك ها، خودروهاي مسابقه اي احتراقي، اسباب بازي هاي الكترونيكي، سرگرمي هاي ويدئوي خانگي، پازل ها و……

اساسنامه كودكان

 در سال 1978، متاثر از شعار حقوق بشر رئيس جمهور وقت آمريكا، جيمي كارتر مبني بر بسط حقوق بشر در جهان، كمپاني متل با ديد بشر دوستانه!!؟ اساسنامه جهاني كودكان را تنظيم نمود كه به شكل قابل توجهي شركايي را به صورت غير انتفاعي در اتحاديه اي پيرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.

متل كمپاني چند مليتي

 كمپاني آمريكايي متل، براي ترويج باربي در سال 1986، شركت «هنگ كنگي اراكو» را تاسيس كرد. در سال 1988 با كمپاني «والت ديسني» در جهت توليد و بازاريابي اسباب بازي ها و فيلم هاي شخصيت هاي عروسكي و كارتوني معروف والت ديسني در سراسر جهان، قرارداد همكاري منعقد نمود. همچنين در سال 1988، كمپاني «متل» كل سهام شركت اسباب بازي سازي فرانسوي اس. اي را خريد و در سال 19898شركت «كورجي تويز» انگليسي را تاسيس كرد. با توجه به گسترش نفوذ باربي، كمپاني متل در 1991 شركت «آويوا»، توليد كننده اسباب بازي هاي ورزشي را تاسيس كرد.

 از اين پس به ترتيب:

-         در 1992 تاسيس شركت هاي بين المللي از سوي متل.

  ـ در سال 1993 جذب مجموعه محصولات «فيشر پرايز» (توليد كننده اسباب بازي پيش دبستاني) به مجموعه متل.

  ـ در سال 1994، تاسيس شركت كرانسنكو براي توليد اسباب بازي هاي معروف باربي در انگليس، توسط متل.
  
ـ در سال 1995، تدوين مقررات حقوقي توليد و توزيع عروسك هاي بزرگ كاپچ كيدز توسط متل.
  ـ در سال 1997، ادغام كمپاني اسباب بازي نايكو در متل.

  ـ در 1997 خط توليد باربي دست به ساخت و عرضه يك عروسك معلول سوار بر ويلچر به نام «اسمايل» كرد.
  ـ در سال 1998 خريداري كمپاني اسباب بازي سازي پرنده آبي از انگليس.

  ـ در سال1998 توليد دختر مطلوب آمريكايي در دو مجموعه اول( مجموعه اول دختران7-3 ساله و مجموعه دوم دختران 12-7 ساله) شامل سليقه هاـ علايق ـ الزامات و.  


كمپاني متل و هري پاتر

 در سال 2000، كمپاني «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستانهاي «هري پاتر» شامل: عروسك هاـ پازل هاـ خودروهاـ بازي هاي كامپيوتري ـ و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري كمپاني سينمايي وارنر) خريداري نمود.

معاهده جهاني تي. اچ. كيو

 در سال 2001، كمپاني متل به معاهده جهاني چاپ و انتشارات تي اچ كيو براي گسترش و نشر بازي هاي آموزشي و نرم افزارهاي توليدي خود با توجه به ذخاير كمپاني متل شامل باربيـ هاتوي ـ دختر آمريكايي ـ مچ باكس و فشير پرايز، به معاهده جهاني چاپ و انتشارات تي. اچ. كيو وارد شد.

فيلم هاي باربي

 در سال 2001 عروسك «باربي» در اولين فيلم كامپيوتري خود به نام باربي در فندق شكن ظاهر شد. از آن پس تاكنون، تعداد قابل توجهي فيلم كامپيوتري، انيميشن، فيلم سينمايي، و مستهجن سكس در مورد باربي توليد شده است.

دوباره سازي باربي

 در طي ساليان گذشته، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس، آموزگار، پزشك، دندانپزشك، دامپزشك، خواننده موسيقي راك، ژيمناست، كارآگاه، افسر نيروي دريايي، افسر خلبان،  مهماندار هواپيما، دزد، گدا و كه اين شخصيت پردازي ها، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.

باربي و سياست

 در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است. در طول انتخابات ايالتي و ملتي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام، گرانادا، پاناما و در انتهاي جنگ سرد، باربي نقشهاي متفاوتي ايفا كرد.
 در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 1990، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت. تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي، براي نبرد ضد تروريسم اين بود: باربي ـ روح آمريكايي.

باربي و تعليم و تربيت

 خانم «روت هندلر» همسر رئيس كمپاني متل دريافته بود همچنان كه فرزندش باربارا رشد مي كند، به شخصيت سازي و تقليد از بزرگسالان در رفتار با عروسكهاي كاغذي مي پردازد، بنابراين طرح ايده ابداع عروسك واقعي (سه بعدي) به ذهن او خطور كرد.

 پس از ساخت باربي، تصميم بر اين شد تا مدل هاي گوناگوني از لباسها در اختيار كودكان قرار گيرد تا آنان بتوانند شخصيت دلخواه خود را در مدل هاي مختلف به باربي ببخشند. به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد.
 
كمر باريك و اندام كشيده باربي باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و ساير كشورها براي اينكه اندامشان شبيه باربي شود يا از الگوي باربي خيلي فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه كافي در سن رشد خود پرهيز كنند. لذا آمار حيرت آور سازمانهاي بهداشتي غرب از سوء تغذيه دختران غربي خبر مي دهد.
 چون مطرح مي شد كه تركيب اندام باربي هيچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربيت دختران براي اينكه در سنين بزرگسالي هيچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسيار موثر بود. در دهه 90 ميلادي به دليل كاهش نرخ توليد مثل در غرب به ويژه در آمريكا، باربي براي تربيت دختران در آن زمينه وارد صحنه شد و در 1955 اين عروسك با يك جنين در شكم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربي به دست خود، اشتياق مادر شدن بيابند. امروزه اسكيپر كه خواهر كوچك باربي محسوب مي شود، بخشي از پاسخ به درخواست سياست گذاران فرهنگي براي بچه دار بودن باربي است.

 نگاهي به تحول لباسها و شخصيت باربي، بيانگر آن تحول اجتماعي است كه باربي در آن آفريده شده است. امروزه عروسك بزرگ باربي در هيكل يك دختر جوان حقيقي، براي مقاصد مستهجن در فروشگاه هاي غربي خريد و فروش مي شود. تعداد زيادي از هنرپيشه ها و خوانندگان زن غربي با صرف هزينه هاي زياد اندام و چهره خود را همچون باربي مي سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربي بر روي تمام وسايل مورد استفاده كودكان و نوجوانان اعم از لوازم التحرير، لوازم بهداشتي و آرايشي، پوشاك، اسباب بازي، لوازم تزئيني و حك شده است و حتي خوردني هاي فانتزي كودكان مانند آدامس و شكلات نيز از حضور باربي بي نصيب نيستند. چه اينكه دخترها در سراسر جهان بايستي حضور مدل و الگوي غربي خود( باربي) را همواره در پيرامون خود حس كنند. مادران غربي مي پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه كه بايد بالغ مي شوند؟ دليل اين بلوغ زودرس جنسي دختران ما در چيست؟

استراتژي فرهنگي آمريكا و باربي

 از آنجا كه بيان دكترين فرهنگي آمريكا بر اومانيسم (بشر مداري به جاي خدا محوري)، ليبراليسم(اباحي گر)، سكولاريسم( عرفي انديشي و دنيا گرايي) و هدونيسم (لذت محوري) است، طبيعي است كه سياستمداران و استراتژيست هاي فرهنگي آمريكا تلاش نمايند تا از طريق شيوه و راهكارهاي مختلف، بنيان فرهنگي خود را تقويت، و آن را در آمريكا و در سراسر جهان بسط و تسري دهند. يكي از اين شيوه ها، تربيت دختران آمريكا و سراسر جهان با گزاره هاي فرهنگ آمريكايي است. لذا به عنوان بهترين و كارآمدترين راه، اگر دختران ساير ملت ها با «ارزش» هاي آمريكايي تربيت شوند، اين دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار مي شوند، لذا مبتني بر ارزش هاي آمريكايي، جامعه شان را اداره مي كنند و اين مهمترين كاركرد تهاجمي يك فرهنگ مهاجم است كه شهروندان، ديگر ممالك را با ارزش هاي خود بپرورانند.

 اينگونه است كه باربي در استراتژي فرهنگي آمريكا واجد بالاترين تأثيرها و ارزش گذاري هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگي عروسك باربي، مهمترين اقدام در گام نخست تبيين مخاطرات تربيتي و فرهنگي اين عروسك است. لذا هشدار بصيرت بخش در صدر اين اقدامات است.

مكانيزم تربيتي عروسك باربي

 عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر مايحتاج و ملزومات ضروري كودكان و نوجوان از قبيل لوازم التحرير، كيف، كفش، شكلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسايل شخصي و كه به بيش از دهها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و خود را به آنان تحميل و موجب خريد عروسك مي گردد. خريداران باربي با خريد يك عروسك كارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسايل مكمل آن را از قبيل لباس خواب، وسايل حمام، مايوي شنا، لباس مهيماني، وسايل آرايش و را كه همه ساله در چندين نوبت نيز تغيير مد داده، بازسازي و توليد مي شوند را تهيه و همواره آن را به روز نمايند. بديهي است مدل لباس باربي و تمام آنچه كه تحت عنوان متعلقات عروسك عرضه مي شود، مدل لباس و ساير وسايل مورد نياز دختران و زنان قرار گرفته و بدين صورت دختران مأنوس با اين عروسك با سليقه باربي ( يا به قول دقيقتر با سليقه و خواست يك زن آمريكايي) بزرگ شده و در زماني كه به سن انتخاب مي رسند، دقيقاً داراي سليقه اي همانند باربي (يا يك زن آمريكايي) مي باشند. بنابراين هر آنچه در تمدن غرب براي انحطاط بشر توليد و عرضه مي شود، قبلاً ذائقه و احساس نياز به آن را با هزينه مصرف كنندگان به وجود آورده اند پديده «باربي بيس» يكي از نمودهاي عيني در داخل كشور است كه متخصصان تربيتي و تغذيه داخلي با نگراني فراوان از طريق رسانه هاي جمعي در جستجوي راه حلي براي آن و اطلاع رساني به خانواده هاي ايراني براي پيشگيري و جلوگيري از گسترش آن هستند؛ در شرايطي كه در صفحه نيازمندي هاي روزنامه هاي صبح و عصر آگهي هاي بسيار فريبنده اي با عبارات اغفال كننداي دختران اين مرز و بوم را با وعده و وعيد فراوان به باربي شدن دعوت مي نمايند.

 نبايد فراموش كرد كه تا اين لحظه، هيچ كشور و ملتي نتوانسته است در برابر باربي، رقيبي ماندگار و جدي بتراشد و در اين عرصه كاملاً شكست نخورده باشد كه از جمله «عروسك سندي» در انگليس مي باشد.
 باشد كه عروسك هاي ملي “سارا“ و “دارا“ كه از نژاد آريايي و داراي فرهنگي ايراني ـ اسلامي مي باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتي سنگين و نفس گير، باربي را در رزمگاه تربيتي دختران جهان اسلام با شكست روبرو سازد.

 

 

آن سه قطره خون

                                                                                                                      محمد قرباني گلشن آباد

با ائتلاف شوم سرويس‌هاي امنيتي آمريكا و بريتانيا، نهضت مردمي ايران جهت ملي كردن نفت، شكست خورد و محمدرضا شاه كه از ترس خشم مقدس ملت ايران به ايتاليا و يونان فرار كرده بود، مست و مغرور، دوباره به اريكه قدرت بازگشت. دكتر محمد مصدق كه علي‌رغم هشدارهاي آيت‌الله كاشاني، رهبر مذهبي نهضت ملي شدن صنعت نفت، جهت جلوگيري از كودتاي سپهبد فضل‌اله زاهدي، خود را «مستظهر به رأي ملت» قلمداد كرده بود، بعد از 27 ماه نخست‌وزيري، توسط سرهنگ نصيري دستگير و بازداشت گرديد.

بقيه وزراي كابينه و اطرافيان دكتر محمد مصدق، هر كدام به حبس‌هاي كوتاه مدت محكوم شدند و تنها دكتر حسين فاطمي وزير امور خارجه، به اعدام محكوم شد كه بعد از انقلاب يكي از ميادين و خيابان‌هاي تهران به نام وي نامگذاري گرديد.

با پيروزي كودتاچيان، عوامل و عناصر نفتي انگلستان كه از كشور اخراج شده بودند، دوباره به كشور بازگشتند و «كنسرسيوم نفتي» تشكيل شد كه اولين بار آمريكا نيز در آن حضور داشت. دانشجويان و دانشگاهيان كه همواره در پيشاني صفوف مبارزاتي ملت ايران قرار داشتند، در اعتراض به ورود «دنيس رايت» كاردار سفارت انگلستان به تهران، دست به تظاهرات گسترده در دانشگاه‌هاي مهم كشور از جمله در دانشگاه تهران زدند.

با ورود دنيس رايت،  «ريچارد نيكسون » ، معاون رئيس جمهوري وقت ايالات متحده           ـ آيزنهاور ـ جهت مطالعه و مشاهده نتايج كودتاي 21 ميليون دلاري اوت 1953، اعلام كرد    ،     18  آذر عازم تهران است.

دانشجويان در اعتراض به ورود دنيس رايت و همچنين اعلام انزجار و تنفر از ورود نيكسون دست به تظاهرات زدند. رژيم كه از خواب خيالي خود برآشفته بود با حمله به كلاس‌اهي درس دانشكده فني دانشگاه تهران و در جهت ايجاد رعب و وحشت، سه تن از بهترين فرزندان ايران زمين را به شهادت رساند.

شهادت ناصر قندچي، مصطفي بزرگ‌نيا و عليرضا (مهدي) شريعت‌رضوي (برادرخانم دكتر علي شريعتي) ، موجي از احساسات ضد رژيم را در سراسر ايران و از جمله در دانشگاه‌ها پديد آورد و با ورود نيكسون و دريافت دكتراي افتخاري ـ از همان دانشگاهي كه به خون فرزندان اهورايي، آغشته بود ـ اعتراض‌ها گسترده‌تر شد تا جايي كه يكي از روزنامه‌ها در سرمقاله خود خطاب به نيكسون تحت عنوان «اين سه قطره خون اهورايي» نوشت: « آقاي نيكسون ، وجود شما آنقدر گرامي و عزيز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترين جوانان اين كشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني كردند».

«اين سه قطره خون اهورايي» سرآغاز درخشان و مقدسي جهت تولد مبارك «جنبش دانشجويي ايران» كه واجد خصال نيكان ايران زمين هست. استعمارستيزي، استقلال‌خواهي، آرمانگرايي ، اسلام‌خواهي و ... از مهم‌ترين ويژگي‌هاي ممتاز جنبش دانشجويي ايران است.

اينك كه بيش از نيم قرن ـ 53 سال ـ از شهادت «اين سه قطره خون اهورايي» مي‌گذرد، جوانان دانشجوي ايران بر بلنداي رفيع عزت و افتخار ايستاده‌اند و سرود بلند آزادي، استقلال، ديانت، عفت، عزت، غيرت و مردانگي سر مي‌دهند و مستحكم‌تر از گذشته از مرزهاي شرف، آزادي و آزادگي ايران زمين صيانت مي‌كنند.

امروز به بركت مجاهدت دانشگاهيان و دانشجويان ايراني، ايران آبادتر از گذشته، به فتح قله‌هاي بلند فرهنگ و ادب، علم و تكنولوژي نايل آمده كه دستيابي به توليد سلول‌هاي بنيادي، ترميم ضايعات نخاعي، شبيه‌سازي، صنايع دفاعي، هوا و فضا و مهم‌تر از همه دستيابي به تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي و ... نمونه‌هايي از خرمن خرمن افتخارات بزرگ و لايتناهي ايرانيان فرهيخته و كه پرچم ايران خورشيدوار بر آن مي درخشد.  انديشمند است.

      ... و اينك دانشجويان فرهيخته ميهن ، مستحكم و پايدار راه  آن اسطوره هاي سترگ عدالت ، آزادي ، آزادگي ، ايثار و شهادت  ، راه بزرگ نيا ، قندچي ، شريعت رضوي ، چمران ، علم الهدي ، باكري ، باقري و هزاران هزار آلاله سرخ ايران زمين را باشور و شعور ادامه ميدهد و چشم بر     قله هاي  استقلال ، افتخار و عظمت دوخته است.

 

راهبردهای کمی - کیفی ارتقا  سطح نشاط سیاسی در محیط دانشگاهی

 

راهبردهاي كمي كيفي  ارتقا سطح نشاط سياسي در فضاي دانشگاهي

 

 

محمد قرباني

 

مقدمه

براي ورود به بحث ، لزوماً بايستي به ادبيات موضوع و ترمينولوژي مفاهيم توجه جدّي كرد. غفلت از تبيين مفاهيم، موجب سقوط در ورطه ابهام و سردرگمي خواهد شد.

با اندكي تسامح مي‌توان گفت، اولين‌باري كه صريحاً از واژه «جنبش دانشجويي» به معني علمي آن استفاده شد، جنبش دانشجويي 8 6و1967 فرانسه بود كه خصلتي چپ‌گرايانه داشت و حتي افرادي از مكتب فرانكفورت در جلسات جنبش دانشجويي ـ كه بخشي از اروپا را نيز فرا گرفته بود ـ شركت كرده و به ايراد سخنراني پرداختند.

بنابراين در گام نخست نبايد از پيشنيه موضوع غفلت كرد، نه به اين جهت كه معتقد باشيم جنبش دانشجويي  ماهيتي وارداتي دارد ، بلكه به اين جهت كه جنبش دانشجويي، حامل بخشي از صفات جنبش‌هاي اجتماعي است. در واقع جامعه و دانشگاه ارتباط ارگانيك دارند و نه مكانيك و اگر جامعه به لحاظ سياسي، پويا باشد، اين ديناميسم اثر خود را در ساختار شكلي و محتوايي دانشگاه نشان خواهد داد.

در گام بعدي، بايستي بدين لحاظ كه عموماً جنبش‌هاي اجتماعي، كاركردهاي اعتراضي به خود مي‌گيرند و در تقابل با نظام سياسي مستقر، ايفاي نقش مي‌كنند، جنبش دانشجويي نيز خصلتي اعتراضي و گاهي پرخاشگرانه دارد كه ممكن است اين اعتراضات خرد و كلان، مطالبات ريز و درشت را خواهان باشد. به هر جهت منحني جنبش دانشجويي تابع نوسانات جنبش‌هاي اجتماعي است.

جنبش دانشجويي ايران نيز كه با شروع فعاليت‌هاي دانشگاهي به سبك جديد در حال تكوين بود، رويّه‌اي مخالف و متعارض با رژيم سياسي پهلوي پيدا كرده بود كه با گسترش مؤسسات آموزشي و ورود نيروهاي جوان و مسلمان كه آرمان‌هاي اسلامي خود را در تضاد و تعارض با منافع رژيم شاه مي‌ديدند، شكل كامل‌تري پيدا كرد و با شهادت سه تن از دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران به نام‌هاي شريعت رضوي، بزرگ‌نيا و قندچي در پي اعتراض ورود ريچارد نيكسون، معاون آيزنهاور ، رئيس جمهور  وقت آمريكا و اهداي دكتراي حقوق به وي _ در حالي كه حدود 110 روز از كودتاي شوم 28 مرداد مي گذشت _  در كريدور اصلي دانشكده فني  كه توسط نيروهاي امنيتي رژيم شاه به شهادت رسيدند، وارد مرحله حساس تري شد .

با تداوم ، تعميم و توسعه روحيه اسلامي ، انقلابي ، جهاد و شهادت در دانشگاه‌ها ، دانشجويان جزو پيشتازان مبارزه با رژيم طاغوت شدند كه بالاخره همه آن خون‌ها و داغ‌ها به بار نشست و درخت پر بركت «انقلاب اسلامي» را ثمر داد.

نكته مهمي كه حائز اهميت است و از دقت نظر در مطالب فوق حاصل مي‌شود، اين است كه با پيروزي انقلاب اسلامي، «جنبش دانشجويي ايران» ديگر آن روحيه ضديت با رژيم سياسي كه از ماهيت آن سرچشمه مي‌گيرد، ندارد و فعالان جنبش دانشجويي بايد به اين نكته حياتي و استراتژيك توجه كنند كه وجه تقابل با رژيم شاه به وجه تعامل با انقلاب اسلامي تغيير ماهيت كرده است .

بنابراين بخشي از فعالان سياسي دانشجويي كه حيات سياسي خود را در تقابل با نظام مي‌دانند، با غفلتي افراطي، تيشه به ريشه خود مي‌زنند. با صراحت تمام بايد اعلام كرد كه مبارزه با جمهوري اسلامي و آموزه‌هاي آن، در حقيقت مرگ جنبش دانشجويي را امضا خواهد كرد.

 

ركود يا افسردگي سياسي ؟

اگر پذيرش «ركود سياسي» در فضاي دانشگاه‌ها، چالش‌زا و محل بحث جدي است، فرض سطح نازل نشاط سياسي در دانشگاه‌ها در حال حاضر، مفروضي مقبول است و فعاليت سياسي در دانشگاه‌ها از غلظت بالايي برخوردار نيست. بناي مقاله حاضر با استناد به اين مفروض و در پاسخ به  اين سؤال اصلي سامان يافته است كه براي ارتقاء و بهبود كميت و كيفيت فضاي سالم سياسي دانشگاه  «چه بايد كرد »؟

همان‌طور كه اشاره شد جنبش دانشجويي، در متن جنبش‌هاي اجتماعي قابل مطالعه است و علل و عوامل حاكم بر ساختارها و كنش‌هاي جنبش‌هاي اجتماعي، حامل بر جنبش‌هاي دانشجويي هم هست. بنابراين مي‌توان كاهش غلظت سياسي در دانشگاه‌ها را به دو دليل عام و خاص احصاء كرد، كه دليل عام آن معطوف به نوسانات جنبش اجتماعي است و دليل خاص، مبتني بر ويژگي‌هاي اختصاصي «جنبش دانشجويي» است، كه در پژوهش حاضر به جهت ضيق مجال و اجتناب از اطاله كلام، صرفاً به ذكر دلايل خاص اشاره مي‌شود:

 

1) به نظر می رسد به جهت ژلاتینی بودن و سیالیت ویژه فضای  دانشگاهی ،مطالبات جدیدی مطرح شده است و این تاکید بر بازتولید مفاهیم جدید ، دال بر رد و ابطال مطالبات و مفاهیم قدیم نیست. شاهد مثال هم هژمونیک شدن گفتمان عدالت خواهی (نه به معنی تلقی خاصی که بخشی از جریا نات سیاسی دارند) ، در کنار گفتمان آزادی خواهی و کرامت انسانی است ، که آزادی و عدالت به مثابه خواهران دو قلویی هستند که با عمل جراحی قابل انفکاک و تجزیه از هم        نمی باشند و حذف یکی ، سند مرگ دیگری را امضا خواهد کرد . آزادی و عدالت به هم تنیده اند و کسی که  « آزادی » را فریاد میزند ، در سودای« عدالت » نیز هست.

بنابراین جنبش دانشجویی نمی تواند صرفا به یکی از این مقولات اصرار کند و از دیگری غفلت ورزد. بایستی هم ادعای آزادی داشته باشد و هم فریاد عدالت سر دهد.

 

2)جریانات دانشجویی بایستی با پذیرش نئوپارادایم موجود ، پاسخ های اقناع کننده به مطالبات دانشجویی در همه حوزه ها و نه فقط در حوزه سیاسی ، بدهند. چه این که در کشور ما به دلیل شرایط و ویژگی های خاص فرهنگی، سیاست ، فرهنگ ، اقتصاد و اجتماع با هم آغشته اند .

تامل در وزن بیانیه های سیاسی و پرداخت تشکل های دانشجویی به مسایل صرفا سیاسی در مقایسه با سایر عرصه ها نشان از « کاریکاتوری » عمل کردن است . فربه کردن یک بخش از فعالیت ها نباید به لاغری بخش دیگر بینجامد . بایستی در همه حوزه ها فعال بود. دقت کنیم که دانشگاه صرفا محل تضارب آرا سیاسی نیست ، بلکه محل تعامل و تاثیر و تاثر آثار فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی نیز هست و تشکل دانشجویی بایستی با تدوین« دکترین جامع فعالیتهای تشکیلاتی » به ارائه برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت در جهت نیل به غایات واهداف کلان و استراتژیک و نه موقتی و  مقطعی  ، همت گمارد.

متاسفانه بخش اعظمی از برنامه های مذهبی از قبیل دعای کمیل ، دعای ندبه ، زیارت عاشورا ،مراسم محرم ، اربعین و رمضان و اساسا سنت زیبای هیئتهای مذهبی که از تشکل های خانوادگی جریانات دانشجویی بود ، اینک به محاق رفته و حتي « اردوي زيارت مشهد مقدس» كاربردي و كاركردي سياسي پيدا  كرده است.

بايستي بدانيم ما يك جوان مسلمان دانشجو هستيم و نه يك سياسي كار حرفه اي حزبي. فعاليت و كار سياسي در كنار ديگر فعاليت ها معنا دارد . پرداختن صرف به فعاليتهاي سياسي عموما منجر به سياسي كاري مي شود و بخش اعظمي از نيروهاي دانشجويي را از ورود به فعاليت هاي دانشجويي و به تبع آن سياسي بازمي دارد.

3) تقید به رفتارهای دموکراتیک و اجازه ورود به نیروهای جدید باعث ارتقاء سطح مشارکت سیاسی خواهد شد . تشکل های دانشجویی با اصرار بر اعمال بند بند اساسنامه و مرامنامه تشکیلاتی ، بایستی چرخه نخبگان را درچارچوب آیین نامه های مربوطه به گردش دربیاورند .

حضور افرادی که چندین سال از فراغت تحصیل آنها می گذرد در مقام دبیر کلی ، هیچ وجاهت قانونی ندارد و با مشی دموکراتیک تعارض جدی و اساسی دارد .

متأسفانه برخی از تشکل ها با عدم برگزاری انتخابات رقابتی و سالم و منطبق بر اساسنامه به جمعیت معدود و محدودی تبدیل شده اند تا جایی که وجاهت تشکل را به خاطر غفلت از تقید به رفتار دموکراتیک مخدوش نموده و به سطح مشارکت و حضور فعال سیاسی دانشجویان لطمات جدی وارد کرده اند .

4) حضور نسل های قبلی دانشجویان در عرصه انقلاب ، دفاع مقدس و سازندگی از آنها نیروهايی فرهیخته و مجربی ساخته است که نسل فعلی دانشجویی به شدت به این تجربه های ذیقیمت محتاج است .

متأسفانه گسست نسل ها در دانشگاه ها ، آسیب جدی به فعالیت های سیاسی دانشجویی زده است و چرخه فعالیت را بسته است و از روند تکاملی آن جلوگیری می کند . بایستی در جهت        بهره وری و استفاده از توان ، دانش و تجربه نسل های قبلی با ساماندهی و تشکیل اتاقهای فکر و مراکز مطالعاتی از این خرمن انبوه و عظیم دانشجویان دیروز بهره برد .نبايد بناي فعاليت تشكيلاتي همواره  از صفر شروع شود . با تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف دانشجويان ديروز ، اجازه دهيم بناي جنبش دانشجويي مرتفع تر از گذشته گردد. 

5) مجاهدت و تلاش در جهت غنای فکری و گریز از تقلیدهای کورکورانه و صرفاً ترجمه ای و رفع آفت مهم فقرتئوریک باعث ارتقاء ضریب فعالیت سیاسی در دانشگاه ها خواهد شد .مثال معروفی است که می گوید :«خطای تئوریک ، منجر به اشتباه استراتژیک می شود » .

باید بدانیم که ورود فردی به حلقه های مرکزی تشکل دانشجویی نشان از توان و قدرت ادراک بالاتر وی نخواهد بود .

بایستی انبان معرفتی خود را از معارف غنی و بلند اسلامی با مطالعه و دقت در آثار بزرگانی چون علامه طباطبایی ، مطهری ، بهشتی ، شهید آوینی و مهمتر از همه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و دیگران انباشته کرد .

لزوم تدوین فهرست متون و سیر مطالعاتی در تشکل های دانشجویی به شدت قابل مشاهده است و همه تشکل ها در جهت تدوین و تولید تئوریک ، ملزم به تدوین سیر مطالعاتی هستند و گریزی از آن نیست .

متأسفانه در غیاب چنین طرح مدون و مهمی تشکل های دانشجویی به یک نوع سوفسطایی گرایی مبتلا شده اند و بعضاً به «خوب حرف زدن» اکتفا می شود . انگار که آموخته می شود چگونه در جهت اقناع افکار عمومی و مشی تبلیغاتی به سخنرانی بپردازیم .

قبل از «خوب حرف زدن»  بایستی «حرف خوب زدن » را یاد بگیریم، تا کلام از معنا و مفهوم پر باشد و دانشجو بتواند از فعالان سیاسی دانشجویی مفاهیم ارزشمند و دارای معنا و مفهوم عالی بیاموزد و از فعالیت ارزشمند سیاسی اجتناب نکند .

 

6) ارزش گذاری و تأکید بر اخلاق سیاسی اسلام باعث رغبت قاطبه دانشجویان جهت حضور فعال در عرصه فعالیتهای سیاسی خواهد شد . متأسفانه توهین ، افترا ، کذب ، بر چسب زنی و افشاهای کذایی که عموماً خالی از صداقت هستند ، تبعات منفی و هزینه فعالیت سیاسی را بالا برده و بخش عمده ای از دانشجویان را از خود می راند .

نقد علمی ، منصفانه توام با عدالت ، ادب و احترام ، متفاوت از فحاشی و هتاکی های غیر شرعی است که متأسفانه سکه رایج بازار سیاست است .

دانشجو قبل از اینکه «سیاسی» باشد ، مسلمان است و لاجرم به ارزشها و آموزه های اسلامی مقید است . فضای غیر اسلامی غیبت ، تهمت ، توطئه و نقشه های شیطانی وی را می آزارد و مانع جدی است در جهت حضور وی در عرصه سیاسی دانشگاه .

بایستی تشکل های دانشجویی در نهایت توان «اخلاق سیاسی اسلام» را رعایت کنند و خدای نکرده «دین خود را به دنیای دیگران نفروشند» . فعالیت سیاسی در قالب مفاهیم و گزاره های دینی ارزشمند است .

7 )  تأكيد بر عنصر استقلال سياسي از عواملي است كه مي‌تواند سطح نشاط سياسي دانشگاه‌ها ارتقاء دهد. دانشجو به جهت شرايط خاص سنّي و عدم وابستگي به گروه‌ها و جريانات سياسي خاص، مي‌توانند مطالبات مردم را پي‌گيري كرده و نقش روشنفكري و روشنگر را در جامعه ايفا كنند.

عدم وابستگي به جناح خاص سياسي موجب مي‌شود كه تشكل‌هاي دانشجويي با تمام قدرت به مثابه چشمان بيدار توده‌هاي مردم ناظر بر اعمال و رفتار كارگزاران نظام سياسي باشند و بدين ترتيب بدون دغدغه و نگراني خاص و با روحيه‌اي انقلابي به اصلاح عيوب و رفع نقائص احتمالي در رژيم سياسي بپردازند. در حالي كه اگر تشكلي، تمايل و وابستگي‌اي به حزب و جناح خاصي داشته باشد به جاي اينكه  نقاد حاكم باشد ، نقاش محكوم خواهد شد و نقش عروسك كوكي احزاب خارج از دانشگاه را بازي خواهد كرد.

متأسفانه در سال‌هاي اخير برخي از تشكل‌هاي سياسي به عنوان شعبات حزبي  در درون دانشگاه عمل كرده‌اند كه نتيجه‌اي جز اُفت كمي و كيفي فعاليت سياسي در دانشگاه نداشته است. بايستي متوجه بود كه احزاب، همواره به دنبال تأمين منافع خود هستند و به دانشجويان به مثابه پياده نظام خود مي‌نگرند كه در مواقع لزوم بتوانند  به عنوان ابزاري در جهت فشار بر رقيب استفاده كنند.

وابستگي سياسي  و جناحي، محصولي جز« لمپنيزم سياسي» نخواهد داد كه در اين صورت، بخش اعظمي از دانشجويان به دليلِ عدم استقلال سياسي تشكل‌ها، از حضور در آن پرهيز كرده و در نتيجه سطح مشاركت سياسي پايين خواهد آمد.

 

8 ) رفتارهاي نهادهاي حاضر و يا حاكم بر فضاي دانشگاهها ، بايد تغيير يابد. بايستي پذيرفت «ديكته نانوشته غلط ندارد». به بهانه بروز خطاهاي احتمالي، نبايد فضاي دانشگاهي را تنگ كرد. بايد اجازه داد جوان دانشجو، در چارچوب آئين‌نامه‌ها به فعاليت سياسي بپردازد و به تجربه‌اندوزي و سياست ورزي  اقدام كند. دانشجويان امروز، مديران فرداي جامعه هستند، اگر امروز نتوانند در دايره محدود دانشگاه كسب تجربه كنند، فردا نمي‌توانند مديران لايقي براي اداره كشوري به اين عظمت و با مسايل متعدد و پيچيده باشند.

از طرفي تنگ‌نظري، باعث راديكاليزه شدن فعاليت‌هاي سياسي خواهد شد و به بروز ناهنجاري‌هاي سياسي كمك خواهد كرد. در فضاي راديكال، علي‌رغم تبليغات كاذب، سطح كمي و كيفي نشاط سياسي بسيار پايين است.

9 ) يكي از مهم‌ترين نكات كه مي‌تواند به ارتقاء نشاط سياسي در دانشگاهها كمك كند، پذيرش پلوراليزم سياسي در چارچوب قانون است. اختلاف نظر و سليقه همواره از عوامل رشد انسان‌ها بوده است و بايستي از اين موهبت بزرگ نهايت بهره را برد. همان‌طور كه انسان‌ها از لحاظ چهره و قيافه متفاوتند ، مي‌توانند از لحاظ رفتار سياسي نيز متفاوت باشند. البته بايد متذكر شد كه اين تفاوت نبايد منجر به حذف و طرد آموزه‌هاي ديني و گزاره‌هاي اخلاقي اسلام شود. همان‌طور كه قبلاً ذكر شد، فعاليت سياسي در قالب آموزه‌هاي ديني معنا و مفهوم دارد و در غير اين صورت به مثابه «پلي است كه در خارج از رودخانه ساخته شده است».

با عنايت به مطالب فوق بايستي نسبت به اختلاف سليقه‌هاي سياسي احترام گذاشت و اجازه داد فرد يا گروه در چارچوب قانون به فعاليت سالم سياسي خود اقدام كند، كه در اين صورت ، سطح فعاليت‌هاي سالم سياسي بالا خواهد رفت.

10 )  از مهم‌ترين عواملي كه باعث رونق گرفتن فعاليت سياسي در دانشگاه‌ها خواهد شد، طرح «اسلامي شدن دانشگاه‌ها» است. متأسفانه اين موضوع مهم، علي‌رغم اهميت فوق‌العاده آن، تقريباً در مرحلة شعار و حرف باقي مانده است و هنوز تا «دانشگاه اسلامي» فاصله خيلي زيادي است كه بايستي پيموده شود.

وظيفه و اساساً فلسفه وجودي ارگان‌ها و نهادهايي مثل شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، سازمان سمت ، جهاد دانشگاهي و بالاخص نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها در يك عبارت كوتاه «اسلامي كردن دانشگاه‌ها» است.

نبايد به صرف ساختن چند مسجد، راه‌اندازي تعدادي جلسات مذهبي و ... انديشيد كه دانشگاه‌ها اسلامي شده است. اسلام، بيشتر از آنكه در ظواهر ديده شود، بايستي در باطن و عمق ديده شود و البته نبايستي از اين مراسم و مساجد غفلت كرد، بلكه ضمن بالا بردن كمي و كيفي اين فعاليت‌ها، به انفتاح ابواب ديگري نيز همت گمارد.

متأسفانه علي‌رغم گذشت بيش از ربع قرن از انقلاب اسلامي، هنوز متون درسي دانشگاه‌ها به ويژه در حوزه علوم انساني، جوهره‌اي غربي دارد و اگر از چند واحد دروس معارف و چند واحد درس ديگر كه بگذريم، اكثر دروس  ، ترجمه افكار سكولاريستي و محافظه‌كارانه غرب معاصر است.

شوراي عالي انقلاب فرهنگي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، جهاد دانشگاهي و ... ضمن تداوم برنامه‌هاي پيشين، بايستي به تدوين كتب علوم انساني منطبق بر آموزه‌هاي ديني به همراه نقادي‌هاي علمي بر گزاره‌هاي غربي بپردازند.

القاء روحيه محافظه‌كاري و سلب‌ مشي انقلابي و اسلامي  ، از هداياي آموزه‌هاي غربي است كه در لابلاي متون دروس ترجمه‌اي رشته‌هاي علوم انساني ،  ذهن پاك جوان مسلمان را درگير مي‌كند و تحفه اي شبهه ناك است. بنابراين مي‌توان يكي از دلايل سطح پائين فعاليت سياسي در دانشكده‌هاي علوم انساني را رواج آموزه‌هاي سكولاريستي و محافظه‌كارانه غربي دانست.

وظيفه نهادهاي حاضر در دانشگاه‌ها است كه با به كارگيري نيروهاي جوان و انديشمند حوزه و دانشگاه ، ضمن پاسخگويي علمي و نقادانه به آموزه‌هاي غرب ، نسبت به تدوين كتب درسي منطبق با احكام و تعاليم دين اسلام و مكتب معرفتي اهل بيت عصمت و طهارت اقدام كنند.

اين اقدام فاخر، باعث خواهد شد كه دانشجويان رشته‌هاي علوم انساني با برخورداري از توان علمي بالا به عنوان تئوري پردازان جريان‌هاي دانشگاهي عمل كنند و سطح تئوريك و به تبع آن سطح پراتيك (عملي) فعاليت‌هاي سياسي جنبش دانشجويي را ارتقاء دهند و ضريب خطا و انحراف پائين آمده و در نتيجه تبعات و هزينه‌هاي كار سياسي، كاهش پيدا خواهد كرد و در عمل دايره حضور سياسي دانشجويان وسيع‌تر خواهد شد.

موارد فوق ، گرچه همه عوامل وعناصر ارتقا سطح نشاط سياسي در دانشگاهها نيست ، ولي بخش عمده اي از آن است .

نكته مهمتر آنكه راهبردهاي فوق بايستي در مقام عمل اجرا شود ، در غير اين صورت نسخه اي پزشكي است كه به تجويز دارويي آن عمل نمي شود . بايستي فاصله « نظر » با « عمل » حذف شود . 

 

 

 

 

 

سلام

وبلاگ شخصی محمد قربانی همزمان با میلاد امام هشتم افتتاح شد.