موسيقي و شيطان‌پرستي (قسمت چهارم)      

 

گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني كه اين افراد «غيب» مي‌شوند، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مي‌نمايند و خواسته‌هايشان را مبني بر حمايت‌هاي مالي، حقوقي و ... بيان و از حمايت ايشان برخوردار مي‌شوند.

 در بخش‌هاي گذشته اشاره كرديم كه نحله مورد مطالعه با استفاده از موسيقي نتوانست به نفوذ خود در اقصي نقاط جهان تحقق بخشد.

 عمده اين اقدامات در فضاي تاسيس و فعاليت گروه متاليكا تاكنون دنبال شده است كه در ادامه به معرفي آن خواهيم پرداخت.

ادامه نوشته

صهيونيسم و شيطانيسم (قسمت سوم)    

كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد.برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر هم‌نشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است.كابالا بخش رمز‌آلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليست‌ها دنبال مي‌شود.

 در اين فصل به رابطه ميان صهيونيسم و يهوديت و ارتباط آن با شكل‌گيري و دوام شيطانيسم مي‌پردازيم.

لازم به ذكر است كه متون ديني يهود و عمده‌ترين عامل ايجاد اين نحله فاسد فلسفي و فرهنگي (بخوانيد ضدفرهنگي) بوده است.

ادامه نوشته

شیطان پرستی(قسمت دوم)      

 

يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» و معرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است.

  2.بسترهاي شيطان‌پرستي در غرب

 1. فلسفه يوناني

يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» و معرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است.

 

ادامه نوشته

آشنايي با شيطان‌پرستي(قسمت اول)      

 سال 1960 را مي‌توان به صورت جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطان‌پرستان در آمريكا دانست (1) ، ‌صرف‌نظر از انواع شيطان‌پرستي كه طي ساليان متمادي باستاني همچون يونان ، عراق ، ‌ايران و ... وجود داشته است . هدف اين پژوهش بررسي و مطالعه جريان خاص شيطان‌پرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه و مكتب آغاز كرده‌است.

 

ادامه نوشته

ديدگاه آيت الله مهدوي کني درباره آيت الله منتظري


اشاره: در گفت و شنود با آيت الله مهدوي کني اگر چه فهرستي بلند از مقولات براي طرح وجود داشتند، اما اهميت موضوعات محدودي که مطرح شدند و نيز حواشي آنها، تمامي وقت تعيين شده را به خود اختصاص داد، با اين همه اين گفت و گوي پرنکته نشريه «يادآور» با وي در بردارنده تحليل‌ها و خاطراتي خواندني از پاره‌اي از سرفصل‌هاي مهم انديشه و عمل امام است.
نکته ديگر آنکه آيت‌الله، به رغم داشتن پاسخ‌هاي کافي به آخرين سوال اين گفت‌وگو، با اکراه، تنها به ذکر کلياتي اکتفا کردند و تمايل داشتند تا اين بخش منتشر نشود، هر چند که اصرار و پيگيري «يادآور» بر آن خواسته، فائق آمد.

ادامه نوشته

گفتگو با مهناز رئوفى ؛ نجات‌يافته فرقه ضاله بهائيت

در این گفتگوی شنیدنی خانم مهناز رئوفی، نجات یافته فرقه ضاله بهائیت خاطرات خود را از زمان انحراف و چگونگی هدایت شدنش را بیان می کند.

مهناز رئوفى متولد 1349 در سنندج است. از سادات طباطبايى است ولى به واسطه اين كه پدرش بهايى بود او نيز بهايى ماند. مى گويد اگرچه اجداد او از مسلمانان سرشناس و صاحب احترام و معتمد بودند و هم اكنون آرامگاه هاى آنان مورد تكريم مسلمانان است ولى پدربزرگ هاى او به مسلك بهائيت درآمدند. او، برادرانش، همسر برادران و خواهرانش از اعضاى فعال تشكيلات بهائيان بودند به شكلى كه برادران او هم اكنون نيز از سران بهائيت در ايران محسوب مى شوند.رئوفى اسلام آوردنش را تنها خواست و لطف خدا مى داند و وقتى از اين مسئله سخن به ميان مى آورد احساسات و شوق كاملاً بر بيانش غالب مى شود اگرچه به اين واسطه هزينه سنگينى را نيز پرداخت كرده است. او مى گويد: اگرچه فردى بسيار عاطفى و وابسته به خانواده هستم ولى به واسطه خروج از بهائيت از خانواده طرد شدم و اجازه پيدا نكردم كه بعد از سالها خانواده ام را ملاقات كنم و پدرم هم در اين سالها از دنيا رفت و اين اتفاق نيز برايم خيلى سنگين بود. با اين حال او اين مسئله را به جان خريد و حاضر شد براى يافتن حقيقت هزينه آن را نيز پرداخت كند.

 

ادامه نوشته

سروش؛ شبه روشنفكر ديني

 آقای دکتر عبدالکریم سروش در مبحث حداقلي و حداكثري كردن دين، در كتاب بسط تجربه ي نبوي، نويسنده در انتهاي مقاله به وظايف يك روشنفكر ديني مي پردازد و ضمن دسته بندي كردن انواع روشنفكران ديني، دغدغه ي آن دسته از روشنفكران را كه از بيرون دين نگاه مي كنند، چنين بيان مي كند:

"او در فكر احياء و اصلاح دين است و به شكاف و گسست ميان سنت و مدرنيته حساس است و توانائي و خلوص فكر ديني و تعبد و تعقل در زمين و آسمان را با هم مي خواهد و دين را در جغرافياي معرفت جديد و عصري مطرح مي كند و البته نگران حفظ سلامت انديشه و عمل ديني هم هست." صفحه 61

ايشان در ادامه، يكي ديگر از وظايف روشنفكران ديني را پذيرفتن دين حداقلي و مبارزه با دين حداكثري مي داند و تأكيد مي ورزد "كه بايد با خداي حداكثري نيز مبارزه كرد و حضور خدا در محدوده ي دين را نيز بايد حداقلي دانست. " و سپس براي روشن شدن منظور خود از خداي اكثري چنين بيان مي كند: "خداوندي كه به هيچ وجه به موازين اخلاقي، منطقي، عقلي و فلسفي ملتزم نبوده و آزادي مطلق دارد. "و مي افزايد "بنابر اين دردمندان و روشنفكراني كه درد دين دارند و مي خواهند پيام لطيف الهي، محفوظ و محترم بماند، وظيفه شان در درجه ي اول نشان دادن حوزه و محدوده ي دين است، تا كساني به نام دين، دين فروشي نكنند و به نام دين، دين ويراني، به بار نياورند. خدمتي به دين نيست اگر بگوئيم، همه ي دنياي شما را آباد مي كنيم و سراپاي حكومت و سياست و اقتصاد را از دل آن بيرون مي آوريم." صفحه 61

ادامه نوشته