از ديدگاه انديشمندان و فلاسفه عصر روشنگري «زنان»، عناصري غير تعقلي و ثانويه‌اند. در بررسي و دقت نظر در آثار اين انديشمندان و حتي متأخرين از آنها، وقتي صحبت از «حقوق طبيعي» و «حقوق بشر» مي‌شود، منظور جامعه «مردان» است. به عنوان مثال، حقوقداني نظير «بلاك استون» در اثر معروفش «تفسيري بر اقتصاد انگلستان»، متفكري چون «جان لاك» در كتاب «دومين رساله»، «ژان ژاك روسو» در كتاب «استدلالي بر اقتصاد سياسي» و حتي « ايمانوئل كانت» در كتاب معروف «مناسبات بين دو جنس»، به طور آشكار و علني؛ منكر هر گونه حق و حقوق قانوني براي زنان به خصوص بعد از ازدواج هستند، چه اينكه قبل از ازدواج تحت عنوان «صِغار» تحت قيموميت پدر يا «مالك خانواده» قرار دارند.